سلام مهمان گرامی.شما هنوز ثبت نام نکرده اید برای ثبت نام کلیک کنید تا از همه امکانات فروم بهره مند شوید.

در صورتی که قبلا ثبت نام کرده اید از قسمت ورود در بالای همین صفحه، نام کاربری و پسوردتان را وارد کنید.

اگر رمز عبور یا نام کاربریتان رو فراموش کرده اید از این لینک برای بازیابی آن استفاده کنید.
آشنایی با مفاهیم پایه بازارهای مالی - صفحه 2
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 11 به 20 از 28
Like Tree16Likes

موضوع: آشنایی با مفاهیم پایه بازارهای مالی

  1. #11
    کاربر فعال

    تاریخ عضویت
    Aug 2011
    نوشته ها
    198
    میزان امتیاز
    241Array = 25
    قدرت امتیازدهی
    25
    pcmbrokers pcmbrokers
    Array

    معامله کردن به صورت مجازي يا دمو (Demo Trading)

    شما مي توانيد برای آشنائی عملی با این مفاهیم يک حساب دمو یا مجازی باز کنيد.
    از لینک زیر میتوانید یک حساب مجازی با بروکر پی سی ام باز کنید:
    مهمان گرامی شما نمیتوانید لینک ها را مشاهده کنید. برای ثبت نام و دیدن لینک ها


    اين حساب تمام امکانات يک حساب واقعي را دارد. حسابهاي دمو به شما اين امکان را مي دهند که بازار را ياد بگيريد و مهارتهاي معاملاتي خود را بدون هيچ ريسکي محک بزنيد .

    برای اینکه طریقه کار با نرم افزار معاملاتی را یاد بگیرید به لینک زیر مراجعه کنید:
    مهمان گرامی شما نمیتوانید لینک ها را مشاهده کنید. برای ثبت نام و دیدن لینک ها

    شما حتما بايد حداقل دوماه با يک حساب دمو کارکنيد، قبل از اينکه حتي فکر حساب واقعي به مغزتان خطور کند .
    Hana Can این را میپسندد.

  2. #12
    کاربر فعال

    تاریخ عضویت
    Aug 2011
    نوشته ها
    198
    میزان امتیاز
    241Array = 25
    قدرت امتیازدهی
    25
    pcmbrokers pcmbrokers
    Array

    پلتفرم معاملاتي آن لاين

    بازارهای مالی معتبر به شما اين امکان را مي دهند که از طريق اينترنت به راحتي به معامله بيردازيد.
    هر نرم افزار معاملاتي بايد شامل موارد زير باشد :

    • بتوان قيمت لحظه به لحظه نرخ تبادل ارزها را ديد .
    • داراي يک خلاصه حساب شامل وضعيت حساب ، سودها ، ضررها ، مارجين موجود ، و هر مارجيني که در موقعيت هاي باز شده قفل شده است ، باشد.

    بيشتر پلت فرم هاي معاملاتي برپايه وب هستند ( معمولا جاوا ) يا اينکه برنامه هايي بر پايه مشتري هستند که شما هر نسخه اي را که مي خواهيد ، دريافت کرده و روي کامپيوتر خود نصب مي کنيد.

    • نرم افزار هاي برپايه وب توسط وب سايت بروکرتان ميزباني مي شوند . شما لازم نيست که هيچ آن را در کامپيوترتان نصب کنيد . بلکه مي توانيد با شماره کاربري و پسورد خودتان از هر کامپيوتر وصل به اينترنت وارد آن شويد .
    • يک نرم افزار برپايه مشتري را فقط از روي هر کامپيوتري که نصب کرده ايد مي توانيد اجرا کنيد . اگر مي خواهيد با کامپيوتر ديگري کار کنيد بايد نرم افزار را روي آن نيز نصب کنيد.

    معمولا نرم افزارهايي که داون لود و نصب مي کنيد سريع تر اجرا مي شوند ، اما اشکالي که دارند اين است که هر کدام براي يک سيستم عامل خاص طراحي شده اند و اکثر نرم افزار ها تحت ويندوز کار مي کند. بنابراين اگر سيستم عامل تان لينوکس باشد، چاره اي نداريد جز اينکه از همان برنامه برپايه وب استفاده کنيد. اين برنامه هاي برپايه وب روي هر کامپيوتري اجرا مي شود چرا که خود برنامه روي سرور بروکر قرادارد و فقط از طريق مرورگر اينترنت تان روي کامپيوترتان اجرا مي شود .
    برنامه هاي بر پايه وب از آنجاييکه در مقابل ويروسها و هکرها کمتر آسيب پذير هستند ، بيشتر از نرم افزار هاي داونلودي و نصبي مورد توجه مي باشند .
    اينترنت تان حتما پرسرعت باشد .
    بازارهای مالی بازار سريعي هستند و شما به اطلاعات لحظه اي براي ورود به معامله نياز داريد. از سرعت بالاي اينترنت خود اطمينان حاصل کنيد. اگر به اينترنت سريع دسترسي نداريد، فکر ورود به این تجارت را نکنيد. اينترنت ديال آپ ( Dial up ) به درد نمي خورد. اگر قصد داريد آن لاين به معامله بپردازيد، يک کامپيوتر قوي و يک اشتراک اينترنت پرسرعت نياز داريد.
    بعضی از این پلتفرم ها را به صورت پرداخت هزینه میتوانید استفاده کنید و بعضی نیز رایگان از طرف بروکر در اختیار شما قرار میگیرند.
    ویرایش توسط hassan : 12-15-2012 در ساعت 05:55 PM
    Hana Can این را میپسندد.

  3. #13
    کاربر فعال

    تاریخ عضویت
    Aug 2011
    نوشته ها
    198
    میزان امتیاز
    241Array = 25
    قدرت امتیازدهی
    25
    pcmbrokers pcmbrokers
    Array

    ارزهاي اصلي و فرعي

    ارزهاي اصلي و فرعي (Major and Minor Currencies )
    هشت ارزي که بيشترين حجم معاملات را در بازار تبادلات ارزی به خود اختصاص داده اند عبارتند از (USD , EUR,JPY,GBP,CHF,CAD,NZD و AUD ) که ارزهاي اصلي ناميده مي شوند . ساير ارزهاي ديگر ارزهاي فرعي ناميده مي شوند. در واقع در ما بيشتر آنچه را که Fab Five (USD,EUR,JPY,GBP and CHF ) ناميده مي شود را تحت پوشش قرار مي دهيم. اين پنج جفت نقد شونده ترين و جذاب ترين ارزها هستند.

    ارزهاي متقابل ( Cross Currency )
    هر جفت ارزي که يک طرف آن USD نباشد ، ارزمتقابل يا Cross Currency مي گويند. اين جفت ارزها رفتارهاي عجيبي از خود نشان مي دهند چرا که در واقع معامله يک جفت ارز از اين جفت ارزها در واقع معادل دو معامله جفت ارزهايي است که يک طرف ان دلارآمريکاست . براي مثال خريد EUR/GBP معادل خريد EUR/USD و فروش GBP/USD است . معامله جفت ارزهاي متقابل معمولا هزينه بالاتري دارد .
    Hana Can این را میپسندد.

  4. #14
    کاربر فعال

    تاریخ عضویت
    Aug 2011
    نوشته ها
    198
    میزان امتیاز
    241Array = 25
    قدرت امتیازدهی
    25
    pcmbrokers pcmbrokers
    Array

    آشنایی با انواع دستورات

    معاملات در بازارهای مالی به دو شکل کلی انجام می پذیرد 1-Market Order -2 Pending Order

    آشنایی با Market Orders
    سفارش و دستوری که معامله گر به صورت دستی و لحظه ای بر اساس نرخ های موجود ارائه شده وارد بازار می شود. این دستورات توافق مشتری با نرخ لحظه ای ارائه شده کارگزار را برای ورود به معامله جدید نشان می دهد.

    آشنایی با Pending Order
    سفارش و دستوری که بر اساس قیمت حال حاضر بازار تعیین نشود بلکه بر اساس تغییرات قیمت دستور ورود به بازار تنظیم گردد دستورات معلق نامیده می شود. به عنوان مثال اگر قیمت جفت ارز EUR/USD برابر 1.4328 باشد، معامله گر می تواند یک دستور به کارگزار ارسال کند که اگر قیمت به 1.4421 رسید، خرید یا فروشی برای وی انجام دهد. دستورات معلق نسبت به دستورات بازاری دارای یک پارامتر اضافی یعنی زمان می باشد. در زیر دو نمونه از این دستورات بسته به جهت و قیمت توضیح داده می شود.
    1- (GTC (Good till cancelled دستوری که تا زمانی که معامله گر آن را باطل نکند در بازار آماده فعال شدن باقی می ماند.
    2- (GFD (Good for day دستوری که تا پایان همان روز کاری اعمال دستور آماده باقی می ماند و در صورت اتمام روز کاری دستور غیر فعال می شود. اتمام روز، ساعت توافقی کارگزار می باشد که از قبل به اطلاع سرمایه گذار رسیده است. اغلب کارگزاران ساعت 24 گرینویچ را پایان روز کاری خود قرار می دهند و دستورات GFD در صورت فعال نشدن در این ساعت ابطال می شود.

    انواع Pending Order غیر از مبحث زمان فعال سازی به قیمت فعال سازی دستور نیز وابستگی دارند و از این لحاظ به چهار دسته تقسیم می شوند.
    Buy Limit - دستور بای لیمیت دستوری است که سفارش خرید در قیمتی پایین تر از قیمت جاری بازار گذاشته می شود. این دستور زمانی استفاده می شود که معامله گر آغاز روند صعودی را پایین تر از قیمت فعلی بازار پیش بینی می کند.
    Sell Limit - دستورسل لیمیت دستوری است که سفارش فروش در قیمتی بالاتر از قیمت جاری بازار گذاشته می شود. این دستور زمانی استفاده می شود که معامله گر آغاز روند نزولی را بالاتر از قیمت فعلی بازار پیش بینی میکند.
    Buy Stop - دستور بای استاپ دستوری است که سفارش خرید را در قیمتی بالاتر از قیمت جاری بازار قرار می دهد. این دستور زمانی استفاده می شود که معامله گر آغاز روند صعودی را بالاتر از قیمت فعلی بازار، پیش بینی می کند.
    Sell Stop - دستور سل استاپ دستوری است که سفارش فروش را در قیمتی پایین تر از قیمت جاری بازار قرار می دهد. این دستور زمانی استفاده می شود که معامله گر آغاز روند نزولی را پایین تر از قیمت فعلی بازار، پیش بینی می کند.

    آشنایی با سایر دستورات معاملاتی
    غیر از انواع دستوراتی که برای ورود به معاملات نزد کارگزار قابل تعریف می باشد دستورات دیگری نیز وجود دارند که از جنبه های مختلف مدل معاملات را برای کارگزار مشخص می کند. از مهمترین این دستورات که برای معاملات فعال و باز تعریف می شود (تیک پرافیت و استاپ لاس) Stop Loss و Take Profit هستند.
    Stop Loss یا Cut Loss از خانواده دستورات استاپ می باشد. این دستور برای کارگزار مشخص می کند در صورتی که معامله وارد ضرر شد در چه قیمتی کاگزار معامله را با زیان متوقف کند.
    Take Profit دستوری از خانواده دستورات لیمیت می باشد. این دستور برای کارگزار مشخص می کند در صورتی که معامله وارد سود شد کارگزار معامله را با چه میزان سود به پایان برساند.
    سفارشات دیگری نیز بین کارگزاران وجود دارد که قابلیت های دیگری را به معامله گر برای انجام معاملات ارائه می دهد مانند سفارش OCO (One cancel the other)، در این سفارش دو دستور به هم ربط پیدا می کنند. فعال شدن هر کدام بصورت خودکار دستور مرتبط را باطل می کند.
    OCO (Order cancels other )
    يک اوردر OCO ترکيبي از دو ليميت اوردر يا دو استاپ لاس اوردر است . دو اوردر با قيمت و مدت زمان در بالا و پايين قيمت جاري قرار داده مي شوند. هنگامي که يکي از اوردرهاي اجرا شود ، ديگري کنسل مي شود.
    مثال : قيمت EUR/USD برابر 1.2040 مي باشد . شما يک اوردر خريد در 1.2095 بالاي سطح مقاومت و به اميد بالارفتن قيمتها قرار مي دهيد . همچنين اوردر فروش را در قيمت 1.1985 قرار مي دهيد . اگر قيمت به 1.2095 رسيد ، اوردر خريد شما انجام مي شود و اوردر فروش تان به طور خودکار کنسل مي شود .
    دستورات دیگری نیز بین کارگزاران یا شبکه بانکی وجود دارد به علت عمومیت نداشتن فعلا به ذکر همین نمونه ها بسنده می کنیم.
    ویرایش توسط hassan : 12-15-2012 در ساعت 07:47 PM
    Hana Can این را میپسندد.

  5. #15
    کاربر فعال

    تاریخ عضویت
    Aug 2011
    نوشته ها
    198
    میزان امتیاز
    241Array = 25
    قدرت امتیازدهی
    25
    pcmbrokers pcmbrokers
    Array

    آشنایی باروش های بررسی بازارهای مالی

    بطور کلی تحلیل گران از سه روش پایه برای تحلیل و پیش بینی بازار استفاده می کنند.
    الف: Technical Analysis (تحلیل تکنیکال) تکنیکالیست ها افرادی هستند که از مطالعه رفتار های بازار با استفاده از نمودارها با هدف پیش بینی آینده روند قیمت ها استفاده می کنند. آنها عقیده دارند هر چیزی که بتواند در قیمت تاثیرگذار باشد عینا در قیمت فعلی لحاظ شده است. تکنیکالیست ها بر پایه سه نظریه پایه به تجزیه و تحلیل بازار می پردازند:
    - تغییر قیمت ها هدفمند می باشد
    - قیمت ها بر اساس روند ها حرکت می کنند
    - در مورد قیمت، تاریخ تکرار می شود
    ب: Fundamental Analysis (تحلیل فاندامنتال) فاندامنتالیست ها، تحلیل گرانی هستند که بر اساس متغیرهای سیاسی، واقعیت های اقتصاد بین الملل و وضعیت اقتصاد داخلی با تفسیر بنیادی در جستجوی انگیزه ها و دلایل حرکت نرخ های مبادله ارزی می باشند.
    ج: Technical & Fundamental Analysis (تحلیل تکنیکال و فاندامنتال) تحلیل گرانی که با ترکیب و تجزیه تحلیل عوامل تکنیکال و فاندامنتال به تفسیر و پیش بینی آینده قیمت در بازار می پردازند. روش این دسته از تحلیل گران بیش از آنکه وابسته به هر کدام از دو دسته بالا باشد بر اساس تجربه و ترکیب عوامل گوناگون تغییرات قیمت و عوامل بنیادی می باشد.

  6. #16
    emi

    emi ??? ?????? ??????
    کاربر عضو

    تاریخ عضویت
    Oct 2012
    نوشته ها
    34
    میزان امتیاز
    27Array = 19
    قدرت امتیازدهی
    19
    pcmbrokers
    Array
    مدیریت سرمایه و روانشناسی معاملات در بازار مبادلات ارز

    برای ورود به هر بازار و حرفه ای مهم ترین انگیزه و دلیل برای اغلب افراد کسب درآمد می باشد حال آنکه شرایط گوناگون شخصی، اجتماعی و بازده درآمد می تواند در انتخاب مسیر و نوع کار یا سرمایه گذاری تاثیر گذار باشد.

    اگر بخواهیم بی پرده با اغلب کسانی که می خواهند وارد بورس های با فراریت بالا مانند (مبادلات ارز، طلا، نقره، نفت و غیره) صحبت داشته باشیم باید اذعان کنیم که شرایط ورودی و سرمایه گذاری در این بورس ها بسیار آسان می باشد و با توجه به ریسک موجود نیز بازده سرمایه میتواند تا ده ها و صد ها برابر باشد اما از یاد نبریم که ماهیت فرار و بازیگران زیاد این بورس ها باعث به وجود آمدن ضوابط خاص شده است که این ضوابط از قوه تشخیص بسیاری افراد پنهان می باشد. بیشتر از آن که در این بورس ها فرد در حال رقابت با بازیگران دیگر باشد در حال رقابت با خود و محک زدن دانش، تجربه و شرایط روحی روانی خویش در بورس می باشد. برای موفقیت در بورس های این چنینی سه عامل مهم در موفقیت فرد نقش دارد.
    الف: دانش و تجربه
    ب: مدیریت سرمایه (Money Management)
    ج: نگرش و روانشناسی
    در صورتی که سرمایه گذار هر یک از عوامل فوق را نادیده بگیرد و یا در اجرای اصول کوتاهی نماید مستقیما باعث زیان خود شده و قسمت قابل توجهی از سرمایه خود را از دست خواهد داد. تجربه نشان داده است افرادی که از دانش و تجربه کافی برخوردار نبوده و یا مدیریت ریسک و سرمایه را جدی نمی گیرند و افرادی که نگرش صحیحی به معاملات نداشته و بر خود تسلط کافی ندارند، سرمایه خود را در زمانی کوتاه از دست می دهند.
    توجه داشته باشید که این بخش، قسمتی کوچک از کل دوره می باشد ولی با این وجود رعایت، تسلط و بکارگیری تمامی دستورات و پیشنهادهای این قسمت به طور مستقیم با ماندگاری و سودآوری سرمایه گذاری نسبت مستقیم دارد. بنابراین توجه و تمرکز فراوان شما نسبت به این قسمت را برای موفقیت امری واجب و ضروری می دانم.
    شناسایی و استفاده از اصول احتمالات در معاملات

    پیش بینی ریاضی، فرآیند بسیار مهمی در ترید است. شما میتوانید این علم رابه نفع خودتان بکار ببرید و یا اجازه دهید بازار از آن به نفع خویش استفاده کند.
    همانطور که قبلا گفته شد برای موفقیت در بازار و کسب سود مداوم به سه عامل کلی نیاز داریم، نقش و اهمیت سه عامل بالا تا حدی می باشد که ایراد و نقصان در اجرای هر کدام از آنها منجر به از دست رفتن کل حساب خواهد شد. به عنوان مثال در صورتی که تریدر به دو عامل “دانش و تجربه” و “نگرش و روانشناسی” تسلط کافی داشته باشد ولی اصول مدیریت سرمایه را برای تعیین حجم معاملات در نظر نگیرد، پس از مدت کوتاهی سرمایه اش را از دست خواهد داد.
    عامل دیگری که شانس کسب در آمد و افزایش حساب را برای معامله گران کمتر می کند میزان اسپرد و تفاوت نرخ خرید و فروش می باشد. اگر شما به صورت کاملا اتفاقی در بازی شیر یا خط شرکت کنید شانس پیروزی و بخت شما کاملا برابر و 50 درصد می باشد حال آنکه در بازار های مالی شما شانسی برابر 50 در صد ندارید و بابت هر معامله مبلغی را به عنوان کارمزد (اسپرد) به کارگزار خود می پردازید. در این صورت حتی اگر شانس موفقیت سیستم تحلیل و پیش بینی شما 50 در صد باشد باز هم در بلند مدت شما یازنده خواهید بود چرا که به مرور سرمایه شما تحلیل می رود. بنابراین باید سیستمی را پیدا کنید که شانس موفقیت تان را به بیش از 50 در صد برساند. مساله دیگر میزان سرمایه ای می باشد که بر اساس آن معامله می کنید. دوباره به مثال شیر یا خط بر میگردیم من 1 دلار و شما 10 دلار دارید با هر شیر من یک سنت برنده و با هر خط یک سنت می بازم در صورتی من کل پولم را از دست می دهم که شما 100 خط متوالی بیاورید و شما در صورتی می بازید که من 1000 خط متوالی بیاورم. در صورتی که بین ما کسی مانند بروکر کارمزد نگیرد!!! حال اگر هر شیر 25 سنت مرا برنده و هر خط 25 سنت مرا بازنده کند چه اتفاقی روی می دهد؟ بعد از چهار خط متوالی من سرمایه ام را از دست می دهم و بعد از 40 شیر متوالی شما سرمایه خود را از دست می دهید، شانس چهار احتمال متوالی بیشتر است یا 40 احتمال متوالی؟ کاملا معلوم است که احتمال از دست رفتن سرمایه من 10 برابر احتمال سرمایه شما می باشد. احتمالات این بازی در بازار مبادلات ارز کاملا عینیت دارد و در صورت استفاده از سرمایه کم یا لوریج بالا احتمال بازنده شدن و از دست رفتن سرمایه بسیار زیاد می باشد. برای این منظور غیر از تلاش برای افزایش شانس موفقیت در معاملات، با سرمایه زیاد یا لوریج کمی وارد بازار شوید تا احتمال بازنده شدن شما در مقابل بازار کاهش یابد.
    آشنایی با دراو داون – Drawdown و اندازه گیری بازگشت از ضرر

    Drawdown نشان دهنده حداکثر افت سرمایه از مقدار ماکزیمم می باشد و عموما به صورت درصد بیان می گردد. به عنوان مثال اگر یک معامله گر حساب 20000 دلاری داشته باشد و با ضرری معادل 5000 دلار، حساب خود را به 15000 دلار برساند 25 درصد drawdown را تجربه کرده است. نکته جالب توجه در مورد drowdown این است که اگر یک معامله گر درصدی ضرر کند، برای بازگشت به رقم اولیه باید درصدی بیش از آن مقدار را سود کند! اجازه بدهید مثالی بیاوریم: معامله گری 20000 دلار سرمایه دارد. 50 درصد سرمایه خود را ضرر می کند و سرمایه او به 10000 دلار می رسد. حال اگر وی بخواهد به رقم 20000 دلار اولیه برگردد، باید سرمایه فعلی خود را دو برابر کند. یعنی برای جبران 50 درصد ضرر، باید 100 درصد سود کند که این کار بسیار دشواری است.
    به همین ترتیب اگر معامله گر 10 درصد drawdown داشته باشد، برای جبران آن باید 11.11 درصد سود کند…
    مهمان گرامی شما نمیتوانید لینک ها را مشاهده کنید. برای ثبت نام و دیدن لینک ها جدول drawdown

    به توجه به مطالب فوق، معامله گر باید توجه داشته باشد که “حفظ سرمایه و ضرر نکردن در اولویت قرار دارد”
    شناسایی اصول استفاده از نسبت سود به ضرر (ریسک به ریوارد)

    یکی از مهمترین اصول مدیریت ریسک و مدیریت سرمایه رعایت نسبت زیان به سود (Risk/Reward یا R/R) می باشد. قبل از انجام هر معامله شما باید بدانید سود احتمالی که از آن معامله توقع دارید چقدر است و برای به دست آوردن این مقدار سود حاضرید چه میزان از سرمایه خود را به خطر بیندازید. آیا منطقی است که برای به دست آوردن یک سود 1000 دلاری، 5000 دلار ریسک را بپذیریم؟ قطعا پاسخ منفی است. اصول مدیریت ریسک بیان می کند که در هر معامله، میزان ریسک حداکثر باید نصف سود مورد انتظار باشد. یعنی اگر برای یک معامله فرضا 30 پوینت استاپ لاس در نظر گرفته اید، حد اقل 60 پوینت یا بیشتر را باید به عنوان تارگت در نظر بگیرید. اگر فرصت معاملاتی پیش بیاید که نتوانیم این نسبت را برای آن به کار گیریم، توصیه اکید این است که کلا از آن معامله صرف نظر کنیم.
    شناسایی اصول محاسبه حداکثر میزان ضرر بر اساس سرمایه

    معمولا معامله گران مبتدی به دو صورت موجودی حسابشان را از بین می برند یا با نگذاشتن حد ضرر (استاپ لاس) و یا با معاملات زیان آور پشت سر هم.
    در حالت اول برای افراد مبتدی حد ضرر مانند محافظی محکم جلوی از بین رفتن حساب را می گیرد اما آنها عموما با نگذاشتن حد ضرر اجازه می دهند ضررشان انباشته شود. شاید چندین معامله برایشان پیش بیاید که با نگذاشتن حد ضرر، معامله پس از مدتی وارد سود شود اما حتما پس از مدتی به دامی گرفتار می شوند که بازار بر خلاف جهت آنان حرکت می کند و موجب از بین رفتن کل سرمایه در یک معامله می شود.
    حالت دوم در صورتی پیش می آید که معامله گر مدیریتی بر ضررهای خویش ندارد و اجازه می دهد ضررهای متوالی و بعضا بزرگ موجودی حسابش را از بین ببرند. برای پیش گیری از این حالت توصیه می شود در هیچ معامله واحدی، مقدار حد ضرر (استاپ لاس) بیش از 3 درصد کل موجودی سرمایه نگردد و در هیچ زمانی مجموع مقدار حد ضرر (استاپ لاس) معاملاتی که همزمان باز هستند بیش از 6 درصد موجودی حساب نباشد. به عنوان مثال برای حسابی 1000 دلاری حداکثر ریسک یک معامله در صورت رسیدن بازار به حد ضرر باید 30 دلار باشد و پیرو این قضیه تنظیم لات (حجم) معامله انجام شود و هیچ زمانی ریسک مجموع معاملات همین حساب نباید بیش از 60 دلار بشود. توصیه می شود معامله گران برای هر بازه زمانی خود حد ضرری خاص داشته باشند. به عنوان نمونه در صورت 6درصد زیان در روز یا 10 درصد زیان سرمایه در هفته از معاملات دست کشیده و علت زیان های خود را بر اساس روش معاملاتی خود و مدیریت سرمایه مورد بازبینی قرار دهند و پس از بررسی و رفع اشکالاتی که باعث به وجود آمدن معاملات زیان ده شده است فعالیت خود را از سر گیرند.
    آشنایی با اشتباهات رایج معاملگران مبتدی

    1- کمبود دانش: یکی از اصلی ترین دلایل معاملات زیان آور، کمبود یا نداشتن دانش و آگاهی لازم نسبت به شرایط و واقعیات بازار می باشد. معامله در بازار مبادلات ارز نیز مانند هر حرفه دیگر، نیازمند دانش و تجربه کافی است.
    2- معاملات احساسی: این مورد آسیب رسان ترین دلیل برای از بین رفتن حساب می باشد. معاملاتی که برگرفته از برنامه و روش معاملاتی نیست با احساس تریدر سرو کار دارد و به علت اینکه برای این معاملات از تفکر و تعقل استفاده نشده عموما زیان آور هستند. احساسات گوناگونی می تواند در معاملات دخیل باشد اما یک نکته در تمام احساسات معامله گران یکسان است، تمامی معاملات احساسی منجر به ضرر میگردند. احساس غالب، در اکثر موارد طمع برای کسب سود بیشتر است. در حالی که جلوگیری از ضرر نکته مهم تری است. احساسات خود را بشناسید و در زمان ترید کردن تا حد امکان آنها را کنترل کنید.
    3- معاملات زیاد: معاملات زیاد (over trading) معمولا به این دلیل انجام می شود که معامله گرتمایل دارد تمام حرکت های بازار را بدون کم و کاست شکار کند. این امر تقریبا محال است و بزرگترین تحلیل گران و معامله گران دنیا نیز این کار را انجام نمی دهند.
    4- معامله با حجم زیاد: حجم زیاد معاملات، ریسک سرمایه گذار و آسیب پذیری سرمایه را افزایش می دهد. هنگامی که یک معامله گر با حجم بالا معامله می کند، با تعداد کمی معامله ضررده می تواند کل حساب خود را از دست بدهد.
    5- اعتماد به پیش بینی دیگران: از معاملات دیگران برداشت و الگوبرداری نکنید، شرایط حساب، دیدگاه و دلایل افراد با یکدیگر برای حضور در بازار متفاوت است. هر کسی حتی در صورت استفاده از پیش بینی دیگران مسئول حساب خویش است ، مگر آنکه کل مدیریت حساب خویش را به تریدری دیگر بدهد. تا حد امکان از تحلیل خود پیروی کنید.
    6- نداشتن حد ضرر (استاپ لاس): نداشتن استاپ لاس به معنی این است که معامله گر حدی برای اشتباه خویش متصور نیست، هر انسانی امکان اشتباه دارد و حد ضرر امکانی برای جلوگیری از فاجعه بار بودن اشتباهات می باشد. قبل از آغاز معامله حد ضرر خود را بشناسید. در زمان معامله اغلب معامله گران تحت تاثیر ترید خود قرار می گیرند و از لحاظ روانی برایشان سخت است که حد ضررشان را بپذیرند. در زمان معامله تغییر حد ضرر عموما منجر به زیان های بیشتر می شود. هیچ زمانی حد ضرر خود را خلاف جهت معامله خود تغییر ندهید. یعنی مقدار حد ضرر خود را بیشتر نکنید.
    7- معامله در ساعات نامناسب: آشنایی نداشتن با میزان نوسان بازار در ساعات متفاوت هر جفت ارزی می تواند باعث تخمین های اشتباه معامله گران شود. ارزهای اروپایی در مقابل دلار، در ساعات بازار توکیو نوسانات زیادی ندارند و نباید برای معاملات در این ساعات سودهای زیادی متصور بود و یا در ساعات اولیه بازار لندن و نیویورک نباید نوسانات کوتاه و کوچک ما را از نوسانات بزرگی که بازار در پیش دارد غافل کند.
    8- معامله یک ارز نه یک جفت ارز: ما در اصل ارزش برابری دو ارز را معامله می کنیم. با تحلیل صرف عوامل تکنیکال یا فاندامنتال یک کشور نمیتوان نتیجه گرفت که یک جفت ارز در چه جهتی حرکت خواهد کرد. شاید فاندامنتال و تکنیکال ارز مقابل، شرایط متفاوتی را برای برابری آن جفت ارز رغم زده باشد که نباید از دید معامله گر پنهان بماند.
    9-نداشتن سیستم معاملاتی: نداشتن برنامه، روش یا سیستم معاملاتی از اصلی ترین دلایل زیان می باشد. نداشتن برنامه و روش عموما باعث معاملات احساسی می شود در حالی که روش معاملاتی به تریدر دیدگاهی برای تفسیر تمامی قیمت های بازار می دهد. شاید برنامه و روش مکانیزه و کامپیتری نباشد اما حتما باید وجود داشته باشد. برنامه باید قابلیت تفسیر بازار، بازدهی در گذشته و همخوانی با شرایط تریدر را داشته باشد. نقصان در هر کدام از این شرایط، باعث معیوب بودن برنامه و پیرو آن از دست رفتن بخش قابل توجهی از سرمایه می شود.
    10- معامله خلاف روند: عموما بیشتر برنامه ها و روش های معاملاتی برای استفاده از جهت حرکت بازار استفاده می شوند. هم جهتی معاملات با روند اصلی، امکان سود بیشتر و ریسک کمتر را به همراه دارد. تا زمانی که برنامه و روش امتحان شده شما معاملات خلاف جهت را تایید نکرده است از معامله در خلاف روند اصلی بازار بپرهیزید.
    11- خروج های بی برنامه (خروج از معاملات به خاطر ترس): معامله گر مبتدی عموما با سود و یا ضرر های کم، از ترس زیان های بیشتر از معامله خود خارج می شود و برنامه ای غیر از سیستم معاملاتی خود را در پیش می گیرد. در اغلب موارد پتانسیل سود خود را با سود کم یا زیان از دست می دهد و پس از حرکت بازار خود را نکوهش می کند که این امر می تواند عواقب منفی دیگری برای حساب داشته باشد.
    12- معاملات با اهداف کوچک: کسانی که برای اهداف کوچک وارد می شوند حد ضرر و سود کوچکی در نظر می گیرند (اسکالپر ها) در اغلب موارد، حد ضررشان بیشتر از حد سودشان است و به این نکته توجه نمی کنند که بازار در کوتاه مدت، تحت تاثیر معاملات لحظه ای می تواند جهاتی خارج از جهت اصلی خود ایجاد کند و همین تغییر جهت کوچک می تواند موجب زیان آنها شود. معاملات با اهداف کوچک ریسک حد سود را نسبت به اسپرد افزایش می دهد. اگر یک معامله گر برای معامله ای 10 پیپ حد سود و حد ضرر را در نظر بگیرد با احتساب اسپرد، تنها با 7 پیپ حرکت بازار در خلاف جهت، ضرر می کند در حالی که برای رسیدن قیمت به حد سود، باید بازار 13 پیپ به نفع شما حرکت کند. به نظر شما کدام قیمت نزدیکتر است و به احتمال زیاد دیده خواهد شد؟
    13- معامله در قله ها و دره ها: افرادی که برای استفاده از تمامی یک روند تلاش می کنند زیان های بسیاری را متحمل می شوند. افراد کمال طلب تنها به دنبال قله ها و دره ها هستند در حالی که قله ها و دره ها در بازارهای دو جهته نسبی بوده و هر زمانی امکان اینکه بازار دره ها و قله های جدیدی بسازد وجود دارد. این مساله را برای خود حل کنید که نمیتوان از تمام حرکات بازار استفاده کرد. شما اگر با رعایت اصول، قسمتی از حرکت مفید بازار را هم شکار کنید، در دراز مدت سود خوبی به دست می آورید.
    14- ساده انگاری بیش از حد: اینکه روشهای ساده، اصولی و کاربردی عموما بازده خوبی دارند بر هیچ کس پوشیده نیست اما ساده انگاشتن بیش از حد معاملات، عموما منجر به زیان می گردد. باید توجه داشت بازار با شرایط و دلایل گوناگونی به حرکت در می آید. ساده انگاری و بی توجهی به عوامل تاثیر گذار بازار عموما موجب زیان می گردد. نسبت به آنها آگاه باشید.
    15- معامله نزدیکی خبر: معامله در نزدیکی زمان اعلام اخبار مهم اقتصادی بیشتر مواقع برای ارضای احساس سود گرفتن می باشد. حرکات سریع و ناگهانی قیمت ها در زمان اعلام خبر می تواند هر تریدر آماتوری را وسوسه کند اما آیا نتیجه این معاملات برای وی قابل تصور است؟ در صورت نداشتن تجربه و اشراف کامل نسبت به خبر و موضوع آن، از معامله در زمانهایی که بازار تحت تاثیر خبر است اجتناب کنید.
    16- اطمینان به روش اشتباه: بسیار دیده شده که معامله گران با سودهای کم تعداد و کوچک تحت تاثیر روشی قرار میگیرند و حتی در صورت زیان آور بودن، آن را تغییر نمی دهند یا بهینه نمی سازند. دائمابا خوشبینی بی مورد به خود امید واهی می دهند در حالی که روش یا کارایی خود را از دست داده یا حتی امتحانی کامل و درست پس نداده تا به نتیجه برسد. روش خود را بشناسید و در صورت مشکل داشتن یا آنرا بهینه کنید و یا کلا تغییر دهید.
    17- نداشتن دستور توقف زیان (استاپ لاس) نزد کارگزار: تریدرهای مبتدی با توجیحات و دلایل گوناگون ممکن است دستور توقف زیان خود را برای کارگزارشان مشخص نکنند. شاید با رسیدن قیمت به نقطه زیان، ایشان ضرر را بپذیرند و به صورت دستی از معامله خارج شوند ولی حتما باید فکری هم برای حوادث ناگهانی کرد تا از زیانهای بزرگ جلوگیری شود. قطع دسترسی به بروکر (قطع اینترنت و تلفن) و حوادث ناگهانی تغییرات قیمتی می تواند باعث شود که شما بیش از مقداری که قبل از معامله پیش بینی کرده اید متضرر شود و در صورت بروز این اتفاق هیچ کسی پاسخ گوی شما نخواهد بود. همزمان با آغاز هر معامله دستور زیان خود را برای بروکر مشخص کنید. بدین صورت معامله خود را برای زیانهای بزرگ به نوعی بیمه کرده اید.
    18- توجه نکردن به معاملات باز: توجه نکردن به معاملات و دستورات باز میتواند یکی از دلایل از بین رفتن سرمایه باشد. همه می دانیم ترید و تمرکز مداوم روی قیمتها امری کسالت آور و خسته کننده است اما غفلت و بی توجهی نیز میتواند عواقب بدی برای موجودی حساب داشته باشد. در صورت داشتن معاملات باز بر اساس روش خود شرایط بازار را زیر نظر بگیرید خود را درگیر معاملات متعدد نکنید چرا که با اینکار تمرکز را از بعضی از معاملات خود می گیرید. چه بسا آن معاملات سود بیشتری داشته اند یا امکانش بوده که در ضرر کمتر متوقفشان کرد. در صورتی که احساسات بر شما قالب نمی شوند از معاملات خود غافل نشوید و آنها را ترک نکنید.
    19- تفسیر نادرست اخبار: تفسیر نادرست اخبار شاید نشات گرفته از کمبود دانش باشد اما موارد بسیاری نیز وجود دارد که دانش شما به حد کافی است اما تجربه عکس العمل بازار نسبت به آن خبر را ندارید. فرضیات شما برای خبر میتواند کاملا درست باشد اما نقش تجربه و بینش برای تفسیر خبرها بسیار مهمتر و حیاتی تر از دانش می باشد. تا زمانی که تجربه لازم روی اخبار ندارید از معامله بر اساس آنها اجتناب کنید.
    20- سپردن معاملات به شانس: سپردن معاملات به اما و اگر برگرفته از رفتار قماربازان می باشد. معاملات خود را مدیریت کنید، برای بهبود آنها تلاش کنید و آنها را زیر نظر بگیرید. مطمئن باشید با شانس نمیتوان در بازار های مالی موفق شد. دانش، تجربه و مدیریت معاملات از مهم ترین عوامل موفقیت در معاملات می باشند. سرمایه خود را به بخت و اقبال نسپارید.
    21- تاثیرپذیری از نوسانات قیمت: بسیار دیده شده معامله گران تحت تاثیر نوسانات، روش و برنامه خود را فراموش می کنند. این تفکر در زمانهایی که بازار حرکات شدیدتری دارد شیوع بیشتری پیدا می کند. افراد در این زمان ها با این تصور که “بازار حرکات شدیدی دارد. چرا من استفاده نکنم” از روش خود پیروی نکرده و ناخواسته موجب زیان حسابشان می شوند. تنها بعد از قبول ضرر است که فرد می فهمد که حرکتش کاملا اشتباه بوده است.
    22- نداشتن شجاعت معامله: برخی افراد اساسا بیش از حد محافظه کار هستند. اغلب در زمانی که روششان سیگنال میدهد در مکان لازم وارد نمی شوند و مدام در پی بدست آوردن قیمت های بهتر هستند. شاید در گذشته معاملات زیان آور سختی را پشت سر گذاشته باشند که حال می ترسند. این افراد سعی می کنند مدت زیادی بازار را زیر نظر بگیرند اما در مکان لازم وارد معامله نمی شوند و تنها بعد از حرکت بازار در جهت دلخواهشان، افسوس گذشته را می خورند. تمایل بسیار زیاد به تحلیل بازار بدون گرفتن معامله از علامت های اصلی این افراد می باشد.
    23- عدم تمرکز و زمان کافی: زمان و تمرکز از مهم ترین اصولی می باشد که آنقدر بدیهی است که بسیاری از آن غافل می شوند. اگر سیستم تحلیل و معامله شما بر مبنای این است که بعد از معامله آنرا زیر نظر بگیرید بنابراین لازم است قبل از آغاز معامله زمان مورد نیاز را محاسبه کنید. آیا می توانید برای آن معامله تا زمان مورد نیاز، بازار را زیر نظر بگیرید؟ بسیاری هم با اینکه می دانند نمی توانند زمان زیادی بازار را زیر نظر بگیرند سعی در این دارند در مدت کوتاهی نظر خود را بر بازار تحمیل کنند و بالاخره کاری انجام دهند. این افراد نیز به علت اینکه تمرکز کافی ندارند و در عین حال از روش همیشگیشان استفاده نمی کنند اسباب زیان خود را فراهم می کنند.
    24- توجیه معاملات: توجیه معمولا زمانی بوجود می آید که معامله گر می داند که اشتباه میکند اما با فرضیات غلط، خود را برای انجام آن معامله یا روش اشتباه توجیه می کند. فرد توجیه کننده عموما عوامل اصلی را فراموش می کند و تنها خود را با عوامل فرعی متغیر فریب می دهد. در بسیاری موارد با خود عهد می بندد که همین یک بار اشتباهی را انجام دهد اما باز آن را تکرار می کند و معاملات معدودی را که با توجیه اشتباه به سود رسیده مدام به خاطر می آورد. توجیه و بهانه آوردن برای معاملات سود آور و زیان آور تنها یک نتیجه دارد و آن هم از بین رفتن حساب فرد است.
    25- تعمیم اشتباه قیمت ها: این فرضیه که در بسیاری موارد قیمت بعضی کالا ها و ارزها با هم ارتباط نزدیکی دارند بر هیچ معامله گری پوشیده نیست اما این مساله نباید باعث بوجود آمدن فرضیات غلط بشود. با فرض اینکه میدانیم یورو به دلار و پوند به دلار حرکات شبیه به هم دارند، نمیتوان این نتیجه را گرفت که همیشه به مانند هم حرکت می کنند. این اشتباه که معامله گران مبتدی با تحلیل یکی از آنها بر روی جفت ارز دیگر معامله انجام می دهند میتواند فرضیه غلطی باشد. تعمیم نمودارها و قیمت ها به یکدیگر برای انجام معاملات کاری اشتباه است که تنها از معامله گران مبتدی سر میزند.
    26- تحت تاثیر جهت قرار گرفتن: اولین و مهمترین کاری که یک تریدر انجام میدهد پیش بینی جهت آینده بازار است. شاید شما جهت را درست تشخیص بدهید اما به علت ورود در جای نامناسب معاملات زیان دهی انجام می دهید. تحت تاثیر جهت بازار قرار نگیرید اجازه بدهید روش و برنامه معاملاتی شما سیگنال ورود را صادر کنند نه جهت قیمت. یعنی ممکن است شما در جهت بازار وارد معامله شوید اما چون در جای مناسبی معامله خود را آغاز نکرده اید، متضرر شوید.
    27- درگیر جزییات زیادی شدن: درگیر شدن با جزییات زیاد، تحلیل های گوناگون و استفاده از اندیکاتورهای بسیار، تنها باعث تشویش تریدر و بوجود آمدن سیگنالهای اشتباه می شود. از یک یا حداکثر دو روش استفاده کنید و برای تایید سیگنال های خود، از یکی دو اندیکاتور بیشتر استفاده نکنید و تا حد امکان سعی کنید چشم و گوش خود را روی سیستم ها و روش های دیگران ببندید. اگر روش شما سودآور بوده چه دلیلی دارد که به دنبال تایید گرفتن از دیگر روش ها باشید؟ مگر آنکه روش شما سود آور نباشد و به آن اطمینان نداشته باشید.
    28- نپذیرفتن اشتباه: نپذیرفتن اشتباه تنها لجبازی با خود و از بین بردن حساب خویش است. تفاوتی ندارد که تریدر یک معامله اشتباه را نمی پذیرد و از آن درس نمی گیرد و یا کلا از یک سیستم معاملاتی اشتباه به طور مداوم استفاده می کند. بازار محل قدرت نمایی معامله گران نیست. هیچ زمانی بازار خود را با هیچ کس هماهنگ نمی کند. این تریدرها هستند که باید خود را با شرایط بازار هماهنگ کنند. اشتباهات خود را بشناسید، آنها را بپذیرید و از آنها درس بگیرید.اولین گام در راه موفقیت، شناسایی اشتباهات است.
    29- کسی یک شبه پولدار نمی شود: تعریف شما از پولدار شدن چیست؟ اگر حسابتان را چند برابر کنید به خود پولدار می گویید؟ اینها سوالاتی است که عموما تریدرهای مبتدی جوابی برایشان ندارند. ایشان از یک سو رویاهای بسیار بزرگ دارند و از سوی دیگر راه رسیدن به آنها را نمی دانند. احتمال اینکه یک حساب ده هزار دلاری از بین برود یا به یک میلیون دلار برسد یک به صد است. بسیاری افراد این مساله را درک نمی کنند و با هر معامله به دنبال سود های آنچنانی هستند که امری محال است. این واقعیت که سرعت موفقیت در این بازار (مبادلات ارز) می تواند بیش از بازارهای دیگر باشد امری واضح است اما این سرعت به حدی نیست که با یک یا چند معامله میلیونر شوید. موفقیت پروسه ای است که زمان لازم دارد. برای موفقیت باید مجموع سودهای شما بیش از زیان های شما باشد. زمان لازم را به معاملات اختصاص دهید و مدام روشتان را تصحیح کنید.
    30- ترس دیدن ضرر: ترس احساس طبیعی انسان است که او را از آسیب دیدن محافظت می کند. اما همین احساس اگر بیش از حد مجال یابد مانع پیشرفت و موفقیت می گردد. از اینکه معامله شما وارد ضرر شده نترسید مگر آنکه از سیستمتان پیروی نکرده باشید. زمانی که با برنامه و روش وارد معامله شده اید ترس عاملی بی معناست که تنها می تواند جلوی سودهای بیشتر شما را سد کند. با بازار منطقی برخورد کنید و تلاش کنید که قبل از انجام معامله، هنگام انجام معامله و بعد از آن احساسات بر تصمیم گیری شما تاثیر گذار نباشد.
    31- در نظر نگرفتن نسبت ریسک به ریوارد: شما هیچ زمانی در تجارت بدون لوریج، حاضر به معامله کالایی که احتمال ضررش چند برابر امکان سودش است نمی شوید. اما زمانی که صحبت از لوریج می شود با هدف کسب سود بیشتر این ریسک را می پذیرید. انجام معامله ای که حد سود آن کمتر از حد ضررش است تنها استفاده از احتمالات علیه خویش است. سعی کنید به مبادلاتی مبادرت کنید که حد زیان به سودش، یک به یک ونیم یا بیشتر است.
    32- فرضیات غلط: فرضیات غلط از مهمترین عوامل زیان ها هستند. بازارهای با فراریت زیاد (مانند مبادلات ارز) با اینکه از قوانین و فرضیات خاصی پیروی می کنند اما هیچ چیز در آنها ثابت و همیشگی نیست. اگر اتفاقی در گذشته روی داده هیچ تضمینی نیست که در آینده آن اتفاق یا عکس آن حتما روی دهد. بازار ترکیب و تلفیقی از اتفاقات گذشته و حال است. برای خود فرضیه بافی نکنید. از روش و سیستم معاملات خود پیروی کنید. تناقضات بازار را بشناسید و از فرضیاتی که اثبات نشده اند یا متزلزل هستند پیروی نکنید.
    33- تاثیر شایعات: شایعات با اینکه مواقعی موتور متحرک بازار هستند اما زمان های بسیاری وجود دارد که بازار از شایعات پیروی نمی کند از شایعات دوری کنید حتی اگر هر از گاهی درست باشند. سعی کنید از واقعیات بازار فرضیه بسازید. برداشت های خود را با واقعیات بازار تطبیق دهید و سپس وارد بازار شوید. به این شکل حتی اگر متضرر شوید نگرانی چندانی ندارید چون شما کاری را که درست بوده انجام داده اید.
    34- فریب سرعت بازار: حرکت شدید بازار در یک جهت، تضمین کننده ادامه حرکت در آن جهت نیست. این مساله در اغلب بازارهای مالی مشاهده می شود و باعث زیان بسیاری از مبتدی ها می گردد. اگر پیش بینی کرده اید که بازار در دو روز آینده به هدف سود شما می رسد و بازار در عرض چند ساعت به قیمت مورد نظر رسید هیچ تضمینی وجود ندارد که با همان سرعت یا در همان جهت ادامه مسیر دهد. سعی کنید در سود و ضرری که پیش بینی کرده اید از بازار خارج شوید وسرعت بازار شما را فریب ندهد. اغلب روندهایی که مدت های طولانی دوام میاورند، در نمودار قیمت شیبی بین 45 تا 55 دارند. گرچه باز هم یادآوری می شود که شما باید در قیمت خروجی که قبل از آغاز معامله برای خود در نظر گرفته اید از بازار خارج شوید.
    35- انتقام: انتقام احساسی است که بعد از هر شکست سراغ هر انسانی می آید. معاملات زیان آور خود را شکست تعبیر نکنید. بدون تحلیل و از روی احساس سعی در پس گرفتن پول از دست رفته خود نداشته باشید. تنها معامله گران مبتدی بعد از شکست (قطعی یا در جریان) برای جبران زیان به حجم معامله خود می افزایند. اگر زیان کردید آنرا بپذیرید. سعی کنید دلیل آنرا بیابید. حداقل تا ساعاتی بعد از ضرر از معامله پرهیز کنید و در معامله جدید حجم آنرا افزایش ندهید.
    36- نداشتن استراحت: هر از گاهی به خود استراحت بدهید. کار کردن پیوسته انسان را خسته و دلزده میکند. نمی گویم بازار را زیر نظر نداشته باشید اما گهگاهی از بازار فاصله بگیرید و پس از استراحت، دوباره شرایط را بررسی کنید. حتی برای معاملات خود نیز استراحت را فراموش نکنید. اگر سیستم شما بصورتی است که نیاز به زیر نظر گرفتن بازار دارد در مواقع خستگی از کامپیوتر خود فاصله بگیرید. ساعاتی را که فکر می کنید بازار حرکات چندانی ندارد به استراحت بپردازید و بعد به بازار برگردید. برای کسب درآمد سلامتی خود را به خطر نیندازید. ذهن شما مهمترین ابزار حضور شما در بازار است با استراحت راندمان و بازده کاری آنرا بالا ببرید.
    37- رویا پردازی: یکی از اشتباهات رایج معامله گران مبتدی را رعایت نکردن ریسک به ریوارد (زیان به سود) دانستیم اما نقطه مقابلی نیز برای این اشتباه وجود دارد: معامله گرانی که حد سود به ضررشان بیش از حد رویا پردازانه است. آنها با انتخاب حد ضرر های کوچک در پی سودهای بیش از حد بزرگ هستند. ریسک به ریوارد آنها اغلب از یک به چهار فراتر است. عموما آنقدر معاملات در سود فرو رفته خود را نمی بندند که یا آن معاملات در برگشت با صفر بسته شوند و یا در ضرر فرو روند. آنقدر ضررهای کوچک را می پذیرند تا زمانی که متوجه می شوند سرمایه ای برای سود های بزرگ و بلند مدت ندارند.
    38- اعتماد به نفس کاذب: حتما تا به حال با افرادی مواجه شدید که چون چندین بار کاری را به درستی انجام داده اند فکر می کنند همیشه شرایط بر وفق مراد ایشان است. تصور می کنند بازار در دستان آنها است و فریب سود های گذشته را خورده و پل شکست خویش را می سازند. بازار اگر در جهت آنها حرکت نکند با آن لجبازی می کنند یا از بازار و معامله خود عصبانی می شوند اما هیچ فکر معقولی برای خروج از بحران نمی یابند. راه حل این افراد اجتناب از اعتماد به نفس کاذب است. هر میزان و هرچه معامله سودآور داشتید در زمان حال به فراموشی بسپارید و تنها تلاش کنید در مقابل معاملات حال حاضرتان بهترین و معقول ترین تصمیم را بگیرید.
    39- عدم آرامش: آرامش از مهمترین و بدیهی ترین عوامل ترید است. زمانی که مشکل یا مساله ای در زندگی خصوصی دارید ترید نکنید. اصلا به بازار نزدیک نشوید. بازار مکانی برای برون رفت از احساسات منفی شما نیست. چه بسا با تحمل ضرر احساسات منفی شما تشدید شود همانطور که همیشه توصیه شده احساس غرور و سرخوردگی ناشی از سود و زیان شما را از حالت تعادل خارج نکند. باید بتوانید احساسات خارج از بازار را نیز در زمان ترید کنترل کنید.
    40- استفاده از ابزارهای دارای تاخیر: استفاده از ابزارهای دارای تاخیر مخصوصا در استفاده از روش های تکنیکال و فاندامنتال می تواند عواقب وحشتناکی برای حساب شما داشته باشد. هر عامل تاثیر گذار غالبا در لحظه و خیلی زود تاثیر خود را روی قیمت در بازار نشان می دهد. بنابراین اگر از ابزاری استفاده کنیم که بعد از یک بازه زمانی اخطار خرید یا فروش را اعلام نماید به هیچ وجه منطقی نمی باشد. مهم ترین این ابزارهای دارای تاخیر ایندیکاتورهای لگینگ (Lagging) هستند.
    41- عدم یادداشت برداری از معاملات: در صورتی که واقعا به موفقیت و رسیدن به اهداف در بازار ایمان دارید حتما از معاملات خود یاد داشت برداری نمایید. با این کار فرد از تکرار اشتباهات جلوگیری کرده و عوامل موفقیت خود را بیش از پیش شناسایی می نماید. مکتوب کردن تمامی عوامل مهم از دیدگاه یک معامله گر در کنار یادداشت احساسات در زمان معامله، روشی کمّی برای مشاهده آماری کیفیت ترید شما می باشد.
    42- نداشتن راهنما: راهنما کسی است که شما را از اشتباهاتتان آگاه می کند و راه درست را به شما نشان می دهد. دیگر معاملات احساسی انجام نمی دهید چون باید به راهنمای خود توضیح دهید. امیدوارم درک کنید راهنما بازار را برای شما پیش بینی نمی کند، او به شما فورکست نمی دهد بلکه تنها شما را از اشتباهات بر حذر می دارد. نیازی نیست راهنما حتما یک تریدر باشد. آشنایی مختصر با مبادلات ارز هم کافیست گرچه اگر راهنمای شما معامله گری با تجربه باشد بهتر است. راهنما باید از همه شرایط شما و حسابتان آگاه باشد و متعهد باشد که هیچ اطلاعاتی از زندگی خصوصی شما به دیگران نمی دهد. راهنما تاثیر فوق العاده ای در پیش گیری از اشتباهات و تصحیح آنها دارد. برای خود راهنمایی امین بیابید.
    جمع بندی : مراحل اصولی انجام یک معامله

    آن چه درباره مدیریت سرمایه و روانشناسی ترید (معاملات) تا به اینجا گفته شد قسمتی از اعمال و محاسباتی می باشد که باید مد نظر قرار دهیم. برای عملی کردن اطلاعات بالا در قسمت انتهایی این بخش، نمونه عملی و قدم های لازم برای مدیریت سرمایه را یادآوری می کنیم. فراموش نشود که این قدم ها باید مو به مو اجرا شود و تخطی از قسمتی از آن مساویست با از دست دادن سرمایه. برای مدیریت سرمایه این قسمت را یا کامل مطابق دستورات اجرا کنید و یا به روش خود بازگردید.
    1- تحلیل بازار : بر مبنای سیستم خود بازار را تحلیل کنید جهت آنرا تشخیص دهید و آماده معامله بشوید. اگر سیستم شما سیگنالی نمی دهد از وارد شدن به بازار بپرهیزید.
    2- تشخیص نقطه خروج : حد ضرر و سود خود را قبل از آغاز معامله تایین کنید. تایین حد ضرر و سودتان باید بر اساس تحلیل و سیستم معاملاتی شما باشد نه عوامل دیگر. اگر سیستم و روش شما حد سود و زیانتان را مشخص نکرده از وارد شدن به بازار بپرهیزید.
    3- ریسک به ریوارد : بعد از آنکه سیستم معاملاتی شما نقاط خروج را برای شما مشخص نمود، ببینید که آیا ریسک به ریوارد شما منطقی است یا خیر. اگر نسبت زیان به سود در قالبی که گفته شد نمی گنجد، بهتر است از از انجام معامله پرهیز کنید.
    4- محاسبه سه درصد زیان : محاسبه کنید سه درصد زیان از کل حسابتان چه مقدار می شود. اگر می خواهید بیش از سه درصد پول خود را روی یک معامله ریسک کنید از ورود به بازار بپرهیزید.
    5-ارزش هر پوینت زیان- سه درصد پول(دلار) حسابتان را بر میزان پوینت هایی که برای حد ضررتان در نظر گرفته اید تقسیم کنید به این صورت مشخص می شود هر پوینت ضرر شما چه میزان ضرر به شما تحمیل می کند.
    اگر این محاسبات را بی ارزش می دانید تا زمانی که آنها را محاسبه نکرده اید از ورود به بازار بپرهیزید.
    6- محاسبه مارجین برای هر پوینت – حال که فهمیدید اگر بازار در خلاف پیش بینی شما برود هر پوینت آن چه میزان ضرر برای شما به همراه دارد ارزش هر پوینت زیان را در 100 ضرب کنید.(یا میزان مارجین برای یک پوینت استاندارد آن جفت ارز را محاسبه کنید و سپس با نسبت بندی مارجین و لوریج ارزش هر پوینت ورودی را به دست آورید) مارجین درگیر پوزیشن شما باید به این میزان باشد.
    اگر تمایل به استفاده مارجین بیشتر از محاسبات دارید به خاطر متضرر نشدن از ورود به بازار بپرهیزید.
    7- مارجین کراس ریت ها – برای ارزهایی که طرف دوم آنها دلار است به محاسبات این قسمت نیازی نیست اما اگر ارز طرف دوم دلار نیست باید مارجین بدست آمده قسمت قبل را در نرخ برابری لحظه ای آن ارز نسبت به دلار ضرب کنید تا مارجین آن معامله بدست بیاید.
    اگر 7 قانون مدیریت سرمایه بالا را رعایت کرده اید دیگر دلیلی برای تعلل وجود ندارد از معامله خود لذت ببرید. وارد بازار شوید و نگرانی از بابت مدیریت سرمایه نداشته باشید در بدترین حالت شما سه درصد زیان می کنید که در آینده قابل جبران است.

  7. #17
    emi

    emi ??? ?????? ??????
    کاربر عضو

    تاریخ عضویت
    Oct 2012
    نوشته ها
    34
    میزان امتیاز
    27Array = 19
    قدرت امتیازدهی
    19
    pcmbrokers
    Array
    آشنایی باروش های بررسی بازارهای مالی


    الف: Technical Analysis

    مبانی تحلیل تکنیکال در بازار های مالی



    – تایم فریم (Time Frame). همانطور که از اسم آن پيدا است بازه زماني اشاره دارد به مدت زماني که تغييرات قيمت در آن ثبت مي شود. به عنوان مثال اگر قيمت را در پايان هر هفته بر روي نمودار ثبت کرده و اين نقاط را به هم متصل کنيم، نموداري به دست مي آيد که مي گوييم بازه زماني آن هفتگي است و يا اگر اين کار را براي هر ساعت انجام دهيم، يعني قيمت را در پايان هر ساعت بر روي نمودار ثبت کنيم، نموداري با بازه زماني يک ساعته به دست مي آوريم.

    آشنايي با انواع نمودارها – چارت

    نمودارها اصلي ترين ابزار تحليل تکنيکال مي باشند. هر نمودار از دو پارامتر اصلي تشکيل شده، قيمت و زمان. قيمت در محور عمودي نمودار و زمان در محور افقي قرار دارد.
    قيمت در هر نموداري برگرفته از ارزش شاخص، کالا يا ارزش ارز اول نسبت به ارز دوم مي باشد.
    زمان نيز بازه زماني هر نمودار را نمايش مي دهد بازه هاي زماني نمودارها از تيک چارت (تغيير لحظه اي قيمت) تا نمودارهاي ساعتي، روزانه و حتي ماهانه مي تواند متغير باشند. تغييرات قيمت در بازه هاي مختلف نمودار به اشکال متفاوتي نمايش داده مي شود. اما در کل ماهيت تفسير نمودارها در بازه هاي مختلف تفاوت چنداني ندارد.
    نمودارهاي ميله اي – بار چارت (BarChart)

    معمولا در آموزش نمودارها، ابتدا نمودار خطي را بيان مي کنند اما ترجيح مي دهم که ابتدا شما را با نمودار ميله اي آشنا کنم. قبل از اينکه وارد جزئيات يک نمودار ميله اي شويم مايل هستم شما را با مفهوم تايم فريم (TimeFrame) يا بازه زماني آشنا کنم. هر نمودار قيمت، بنا به انتخاب کاربر مي تواند بازه هاي زماني متفاوتي را نشان دهد از بازه يک دقيقه اي (يا تيک چارت) تا بازه زماني هفتگي و حتي ماهيانه. وقتي که شما براي نمودار خود تايم فريم يک روزه را انتخاب مي کنيد، يعني هر واحد بر روي محور زمان (محور افقي) نشان دهنده يک روز است. به همين ترتيب اگر تايم فريم يک ساعته را انتخاب کنيد، هر واحد بر روي محور افقي نمودار برابر يک ساعت خواهد بود.
    به بحث اصلي در مورد نمودار ميله اي برگرديم. اگر به تصوير زير توجه شود (شکل ظاهري يک نمودار ميله اي) نمودار ميله اي از تعداد زيادي از اين ميله ها (Bars) تشکيل شده که هر کدام از اينها، تغييرات قيمت را در بازه زماني انتخاب شده نشان مي هند. يعني به طور اجمالي مي گويند که در بازه زماني مورد نظر چه اتفاقي روي داده و چه تغييراتي در آن ايجاد شده است.
    فرض کنيم بازه زماني (تايم فريم) يک روزه را انتخاب کرده ايم. در اين حالت هر ميله نشان دهنده يک روز مي باشد. زائده سمت چپ ميله قيمت باز شدن (Open Price) را نشان مي دهد. يعني در روز مورد نظر، اولين قيمت چه عددي بوده است. زائده سمت راست قيمت بسته شدن (Close Price) را نمايش مي دهد. يعني قيمت در آخرين لحظه از آن روز را نشان مي دهد. نقطه پاييني ميله حداقل قيمتي را نشان مي دهد که در آن روز وجود داشته است (Low Price) و به همين ترتيب نقطه بالايي ميله حداکثر قيمت آن روز را نشان مي دهد( High Price). حالا دوباره به شکل ظاهري يک ميله از نمودار ميله اي نگاه کنيد و سعي کنيد مطالب گفته شده را به خاطر بسپاريد. با کمي دقت متوجه مي شويد که اگر در يک ميله (Bar) قيمت باز شدن (Open) پايين تر از قيمت بسته شدن (Close) باشد، يعني در آن بازه زماني قيمت صعود کرده و يا بالعکس. اين چهار قيمت براي هر بازه زماني بسيار مهم هستند و بعد ها استفاده زيادي از آنها خواهيم کرد. پس حتما مفهوم High، Low، Open، Close را به خوبي ياد بگيريد.
    مهمان گرامی شما نمیتوانید لینک ها را مشاهده کنید. برای ثبت نام و دیدن لینک ها مهمان گرامی شما نمیتوانید لینک ها را مشاهده کنید. برای ثبت نام و دیدن لینک ها
    نمودارهاي خطي – لاین چارت (Line Chart)

    نمودار خطي ساده ترين نوع نمودار مي باشد. در اين نوع از نمودار، قيمت هاي Close در هر بازه زماني به هم متصل شده و نمودار را به وجود مي آورند و در اين نمودار نمي توانيم قيمت Open، High، Low را مشاهده کنيم.
    مهمان گرامی شما نمیتوانید لینک ها را مشاهده کنید. برای ثبت نام و دیدن لینک ها
    نمودارهاي شمعي – کندل استیک چارت (CandleStick Chart)

    نمودار شمعي (Candlestick) يکي از پر کاربردترين نمودارها مي باشد که در واقع نسخه تکامل يافته نمودار ميله اي است. از اين نوع نمودار ژاپني ها در قرن هجدهم استفاده مي کرده اند که تاريخچه آن در نوع خود جالب است.
    همانطور که در نمودار ميله اي هر ميله نشان دهنده تغييرات قيمت در يک بازه زماني بود، در نمودار کندل استیک Candlestick نيز هر کندل نشان دهنده قيمت باز شدن، بسته شدن، قيمت حداکثر و قيمت حداقل در بازه زماني مورد نظر است. همانطور که در شکل ظاهري يک کندل مشاهده مي کنيد، هر کندل شامل يک قسمت پهن (بدنه يا Body) و دو خط نازک در بالا و پايين (Shadow) است. فاصله بين قيمت Open و قيمت Close بدنه را تشکيل مي دهد و قيمت High و Low را خط هاي باريک (سايه و Shadow نيز خوانده مي شوند) نمايش مي دهند.
    علت اينکه آنقدر افراد نمودار کندل استيک را بر نمودار ميله اي ترجيح مي دهند اين است که در نمودار شمعي، صعودي و نزولي بودن قيمت در هر بازه زماني به راحتي قابل تشخيص است. معمولا کندل هاي صعودي – بولیش کندل (Bullish Candle) با رنگ سبز، سفيد، آبي و يا توخالي نمايش داده مي شوند و کندل هاي نزولي – بریش کندل (Bearish Candle) با رنگ مشکي، قرمز، قهوه اي و يا توپُر نشان داده مي شوند.
    شکل ها و الگوهايي که کندل ها با قرار گرفتن در کنار يکديگر ايجاد مي کنند مطالب بسياري را بيان مي کنند که بعد ها مفصل به آنها خواهيم پرداخت.
    مهمان گرامی شما نمیتوانید لینک ها را مشاهده کنید. برای ثبت نام و دیدن لینک ها مهمان گرامی شما نمیتوانید لینک ها را مشاهده کنید. برای ثبت نام و دیدن لینک ها
    آشنايي با تعريف ساپورت و رزیستانس S&R

    به طور کلي براي هر معامله، نياز به سه فاکتور مي باشد تايين جهت، نقاط خروج (حدضرر و حدسود) و حجم. در گذشته در مورد تکنيک هاي مديريت سرمايه و تعيين حجم معامله به تفصيل صحبت کرديم اما دو فاکتور ديگر چيست ؟ مهمترين هدف هر تريدر براي افزايش سرمايه تشخيص جهت بازار مي باشد جهت از آن رو حائز اهميت است که سود معامله گران از تشخيص درست جهت ساخته مي شود تنها هدف بايد اين باشد که تريدر جهت غالب خريداران يا فروشندگان را تشخيص دهد و همسو با آنان وارد بازار شود. از آنجا که پويايي بازارمبادلات ارز يعني حجم و تعداد زياد خريداران و فروشندگان از تغييرات قيمت ها و جهات آنها ناشي مي شود تشخيص نقاط تغيير قدرت بين خريداران و فروشندگان از مهم ترين مباحث تحليل تکنيکال مي باشد. بنابراين نقاط تغيير جهت روند اصلي قيمت از صعودي به نزولي و يا از نزولي به صعودي از اهميت بالايي برخوردار است. نقاط حداقل (Minimum) که روند نزولي قيمت با برخورد به آنها تغيير جهت داده و به روند صعودي تبديل مي شود را نقاط حمايت يا Support (به اختصارS) مي ناميم و به نقاط حداکثر (Maximum) که روند صعودي قيمت با برخورد به آنها تغيير جهت داده و به روند نزولي تبديل مي شود را نقاط مقاومت يا Resistance ( به اختصارR) مي گوييم. درک و تشخيص نقاط S و R براي معاملات از اهميت بسيار زيادي برخوردار است. در پنج درس آينده انواع روش هاي تشخيص و استفاده از نقاط حمايت و مقاومت توضيح داده خواهد شد.
    شناسايي اصول تشخيص ساپورت و رزیستانس S&R

    اولين گام براي تشخيص نقاط بازگشت قيمت (S&R) مکان هايي روي نمودار مي باشد که در گذشته معامله گران نسبت به آن قيمت ها عکس العمل نشان داده اند عموما از اين نقاط در اصطلاح به ساپورت و رزيستنس چشمي ياد مي کنند.
    مهمان گرامی شما نمیتوانید لینک ها را مشاهده کنید. برای ثبت نام و دیدن لینک ها
    همانطور که در شکل مشاهده مي شود با دوبار برخورد قيمت به سطح قيمتي خاص زماني که بار سوم قيمت به اين سطوح مي رسد حجم زيادي از معاملات خريد به فروش يا بالعکس تبديل مي شود و از همين رو بازار در جهت معکوس حرکت مي کند.
    اصول استفاده از ساپورت و رزیستنس Support & Resistances

    در زمان تشخيص ساپورت S و رزیستنس R مي توان با مد نظر قراردادن قوي بودن اين سطوح، انتظار داشت قيمت در هنگام برخورد با آنها در خلاف جهت روند قبلي حرکت کند و معامله در جهت خلاف روند قبلي بايد انجام شود. البته تا زماني که تجربه و دانش تشخيص بجا و درست محدوده هاي S&R را بدست نياورده ايد توصيه نمي شود که به اين شکل معامله کنيد .
    اصول درجه اهميت ساپورت و رزیستنس S&R

    درجه اهميت ساپورت و رزيستنس به عوامل گوناگوني مربوط است. اما در اينجا به ساپورت و رزيستنس هاي مختلف و درجه اهميت آنها خواهيم پرداخت.
    ساپورت و رسيستنس چشمي: همانطور که در گذشته ذکر شد معمول ترين نقاط بازگشت بازار نقاطي است که در گذشته بازار نسبت به آنها عکس العمل نشان داده است. درجه اهميت S و R چشمي به عوامل گوناگوني بستگي دارد. هر چه تعداد دفعات بازگشت قيمت از سطحي بيشتر باشد اهميت آن قيمت بيشتر است اگر قيمتي در S يا R سه بار باز گشته باشد بسيار اهميت بيشتري نسبت به خطي دارد که تنها يک بار قيمت از آن مکان بازگشته است. هرچه S يا R در نمودار بلند مدت تري مورد بررسي قرار بگيرد اهميت آن سطوح بيشتر مي باشد. به عنوان مثال بايد درک کنيم اهميت ساپورت و رزيستنس در نمودار هفتگي بيشتر از نمودار چهار ساعته و در نمودار چهار ساعته بسيار قوي تر از نمودار 15 دقيقه است. نکته ديگر، ساپورت رزيستنس هاي احساسي مي باشد، ساپورت و رزيستنس هايي که بازار در گذشته هاي دور به آنها رسيده و بازار سالهاست که آن قيمت را مشاهده نکرده. S و R ديگري که در اين دسته جاي مي گيرد نقاط Even مي باشد نقاط Even در مبادلات ارز قيمت هايي است که از پنج رقمي که عموما ارزها در مقابل يکديگر محاسبه مي گردند دو رقم سمت راست به عدد دو صفر برسد. از آنجا که در جاهايي که بازار به رقم صحيح دو صفر مي رسد نرخ برابري يک واحد اصلي تغيير ميکند از لحاظ احساسي بازار نسبت به اين اعداد واکنش نشان مي دهد. مثال اين مورد زماني است که نرخ برابري يورو به دلار از 1.2999 به 1.3000 مي رسد. در اين زمان شايد بازار نسبت به تغيير برابري اين جفت عکس العمل نشان بدهد و اجازه رسيدن قيمت به سطوح بالاتر را ندهد.

    استفاده ازتعويض نقش و شکسته شدن ساپورت و رزیستنس S&R

    از آنجا که ساپورت و رزيستنس ها براي بازار سطوح قيمتي مهمي به شما مي روند حتي با شکسته شدن اين سطوح و عبور قيمت از آنها امکان اينکه قيمت در آينده نسبت به آنها عکس العمل نشان بدهد بسيار بالا مي باشد و در بازگشت نقش S يا R با يکديگر تعويض مي شود. ساپورت در آينده نقش يک رزيستنس را بازي مي کند يا يک رزيستنس مانند يک ساپورت ايفاي نقش مي کند. همانطور که در شکل زير مشاهده مي کنيد عبور قيمت از يک ساپورت، نقش رزيستنس را در آينده به آن خط واگذار کرده و بازار نسبت به آن خط عکس العمل نشان داده است.
    مهمان گرامی شما نمیتوانید لینک ها را مشاهده کنید. برای ثبت نام و دیدن لینک ها
    در زير نمودار روزانه دلار به ين ژاپن ديده مي شود. قيمت 108.95 در ابتدا نقش رسيستنس و پس از شکسته شدن تبديل به ساپورت مي شود.
    مهمان گرامی شما نمیتوانید لینک ها را مشاهده کنید. برای ثبت نام و دیدن لینک ها
    آشنايي با محدوده هاي S&R Zone

    محدوده هاي ساپورت و رسيستنس خطوطي نزديک به هم هستند که نقش ساپورت يا رسيستنس را بازي مي کنند. قيمت در نمودارهاي روزانه و پايين تر با اختلاف چند پيپ و در نمودارهاي هفتگي و ماهانه با اختلاف چند ده پيپ نسبت به محدوده هاي ساپورت و رسيستنس عکس العمل نشان مي دهد. در شکل زير محدوده رزيستنسي را مي بينيد که روند صعودي قيمت با هر بار رسيدن به اين محدوده تبديل به روندي نزولي شده است.
    مهمان گرامی شما نمیتوانید لینک ها را مشاهده کنید. برای ثبت نام و دیدن لینک ها
    اصول کاربا ساپورت و رزیستنس S&R

    با شناسايي و بکارگيري محدوده هاي حمايت و مقاومت يک معامله گر مي تواند به درستي معاملات خود را مديريت نمايد. کسب تجربه در استفاده از ساپورت و رزيستنس نکته مهمي مي باشد. تنها از طريق زير نظر گرفتن بازار و کار با اين خطوط مي توان مهارت خود را در استفاده از خطوط ساپورت و رزيستنس بهبود بخشيد. توصيه مي شود در زمان شکسته شدن يک S يا R تا زمان بسته شدن کندل صبر نماييد. با رد شدن قيمت وارد معامله نشويد. امکان بازگشت قيمت به سطح ساپورت يا رسيستنس بسيار زياد است. به طور کلي به علت اينکه هيچ موضوعي در بازار قطعي نمي باشد حتي در صورتي که تشخيص داديد قيمت از سطح مورد نظر نمي گذرد از عوامل تاييد کننده ديگر نيز استفاده کنيد. يکي از روش هاي کاربردي ديگر براي استفاده از S و R تاييد گرفتن از نمودارهاي بلند مدت (تايم فريم بالاتر) مي باشد. در اين صورت بسياري از سيگنال هاي خطا، فيلتر شده و از معاملات اشتباه جلوگيري مي شود. در انتها دوباره تاکيد مي شود تا زماني که تجربه کافي به دست نياورده ايد از معامله در حساب حقيقي بپرهيزيد و تا حد امکان در حساب هاي دمو بر تجربيات خود بيافزاييد.
    اصول استفاده از گپ ها و کاربردشان به عنوان S&R

    گپ در اصطلاح به شکاف قيمت در بين دو بازه زماني (دو کندل) در نمودار گفته مي شود. در فاصله گپ عموما معامله اي انجام نشده است و عرضه و تقاضا در نقطه انتهاي گپ براي ارائه قيمت جديد به توازن رسيده است.
    با اينکه عموما در بازار مبادلات ارز به علت 24 ساعته بودن و پيوستگي قيمت ها گپ هاي بسيار کمي مشاهده مي شود، اما به علت وجود گپ ها در مباحث ساپورت و رزيستنس به توضيح در مورد آنها مي پردازيم.
    گپ ها به طور عمومي به سه دسته تقسيم مي شوند:
    Breakaway Gap
    Measuring Gap
    Exhaustion Gap
    1- گپ شکست بعد از يک روند خنثي، براي ايجاد يک روند بلند مدت در خلاف جهت روند قبلي ايجاد مي گردد. در اغلب موارد قيمت، گپ ايجاد شده را کاملا پر نمي کند. اين گپ نشان دهنده آغاز يک روند بلند مدت مي باشد.
    2- گپ امتداد معمولا در ميانه يک روند اتفاق مي افتد و معمولا از گپ شکست بزرگ تر مي باشد در اغلب موارد قيمت اين گپ را نيز کاملا پر نمي کند. با اندازه گيري فاصله ابتداي روند تا گپ امتداد، مي توان انتظار همين فاصله را از گپ امتداد تا پايان روند داشت.
    3- گپ خستگي در پايان روند ايجاد مي شود. قيمت پس از ايجاد گپ خستگي خيلي زود گپ را پر مي کند. در نقطه مقابل گپ خستگي و در روند معکوس عموما گپي خلاف گپ خستگي در قسمتي از آن ايجاد مي شود که تاييدي بر گپ خستگي و آغاز روند جديد است که مي تواند تشکيل دهنده الگوي جزيره اي قيمت باشد.
    مهمان گرامی شما نمیتوانید لینک ها را مشاهده کنید. برای ثبت نام و دیدن لینک ها
    همانطور که در شکل ملاحظه مي کنيد گپ اول يک گپ خستگي مي باشد که در انتهاي يک روند صعودي تشکيل شده و پس از ايجاد گپ خستگي در انتهاي روند صعودي الگوي جزيره اي تشکيل شده است. بيضي دوم گپ شکستي را نمايش مي دهد که آغاز يک روند نزولي را نويد مي دهد و بيضي سوم يک گپ امتداد است که ادامه روند را تاييد مي کند فاصله نوک قله روند نزولي تا گپ سوم دقيقا به اندازه ادامه روند نزولي مي باشد و بدين وسيله امکان اندازه گيري اولين نقطه بازگشت در روند نزولي قيمت قابل پيش بيني بوده است.
    گپ ها در اکثر موارد ساپورت و رزيستنس هاي بسيار قوي هستند و نقاط باز شدن گپ ها براي معامله گران نقاطي هم تراز ساپورت و رزيستنس هاي قوي مي باشند. با اينکه در مبادلات ارز گپ هاي کمي داريم اما در زمان اعلام خبرهاي فرار و فاصله بسته بودن بودن بازار در روزهاي شنبه و يکشنبه گپ هايي بوجود مي آيد که با توضيحاتي که در بالا داده شد مي توان از آنها استفاده کرد.
    ویرایش توسط emi : 04-10-2013 در ساعت 05:40 PM

  8. #18
    emi

    emi ??? ?????? ??????
    کاربر عضو

    تاریخ عضویت
    Oct 2012
    نوشته ها
    34
    میزان امتیاز
    27Array = 19
    قدرت امتیازدهی
    19
    pcmbrokers
    Array
    شناخت و استفاده از روندها (ترند) در تحلیل بازار مبادلات ارز

    روندها (ترندها) ، سمت و سوی حرکت قیمت در گذشته را نشان می دهند. از آنجا که روند، قدرت و تمایل غالب تریدرها را در نوسانات قیمت نشان می دهد می توان انتظار داشت تا زمانی که نیرویی بیشتر از نیروی فعلی بازار و در جهت عکس به بازار وارد نشود روند ادامه داشته باشد.

    روندها مجموعه ای از موج های صعودی و نزولی می باشند. در اولین نگاه میتوان این نکته را متوجه شد که بازار هیچ زمانی دارای روند مستقیم نیست و مجموعه ای از شکسته شدن حمایت ها و مقاومت های گوناگون است که یک روند را تشکیل می دهد.

    تقسیم بندی روندها (ترندها) از لحاظ جهت حرکت

    روندها دارای سه جهت کلی می باشند 1: روند صعودی 2:روند نزولی 3:روند خنثی
    1: در روند صعودی قیمت بیشتر از آنکه تمایل به تضعیف داشته باشد تمایل به تقویت و بالا رفتن دارد. در روند صعودی معقول ترین کار خریدن و باقی ماندن در بازار تا تشخیص انتهای روند صعودی است.
    2: در روند نزولی
    قیمتب یشتر از آنکه تمایل به تقویت داشته باشد تمایل به تضعیف و پایین آمدن دارد. در روند نزولی معقولترین کار فروختن و باقی ماندن در بازار تا تشخیص انتهای روند نزولی است. (در بازارهای یک طرفه فروختن به معنی بی معامله ماندن و نظاره کردن می باشد)
    3: روند خنثی بیان کننده قدرت برابر خریداران و فروشندگان در زمانی خاص است. عموما آنچه در روند خنثی دیده می شود در بازه های زمانی کوتاه تر تلفیقی از روندهای صعودی و نزولی می باشد و در بازه های زمانی بلند مدت روند خنثی، خود جزئی از یک روند دیگر می باشد. در روند های خنثی یا معامله گر باید تا زمان چیرگی قدرت یکی از گروه خریداران یا فروشندگان نظاره گر باشد و یا از روند های کوچک صعودی و نزولی بازار منتفع شود.

    تقسیم بندی روند ها (ترندها) به لحاظ زمانی

    غیر از جهت قیمت، طول مدت روند نیز حائز اهمیت می باشد. تا به حال تعریف غالبی برای تقسیم بندی زمانی روندها، بین تریدرها وجود نداشته اما تقسیم بندی غالب به سه دسته اشاره دارد 1: روند بلند مدت 2: روند میان مدت 3: روند کوتاه مدت
    برای این تقسیم بندی روند بلند مدت را بیش از شش ماه یا یکسال در نظر می گیرند. روند میان مدت را بیش از یک ماه تا یکسال در نظر می گیرند و روند کوتاه مدت را روندهای دارای زمان کمتر از یک ماه در نظر می گیرند. گرچه روند های میان روز کوچک تر از روند های کوتاه مدتی است که تعریف کردیم اما اغلب معامله گران روند های میان روز را نیز جزء روند های کوتاه مدت طبقه بندی می کنند.
    نکته دیگر در مورد روندها، حرکات موجی شکل آنها است. هر روند در بازه زمانی خاص خود تشکیل شده از چند روند کوچکتر و در بازه زمانی بزرگتر جزئی از موج روند بزرگتر می باشد. بنابراین وقتی صحبت از روند به میان می آید تعیین بازه زمانی روند نیز حائز اهمیت می باشد.
    اصول کار با خط روند (ترند لاین) (Trend Line) نحوه رسم و درجه اهمیت

    اگر به شکل زیر دقت کنید می بینید که روند صعودی مجموعه ای از روندهای کوچکتر می باشد که مجموع و اندازه روندهای نزولی، کوچکتر از روندهای صعودی می باشد. از همین رو روند غالب صعودی است. به بیانی دیگر شاهد آن هستیم که در روند صعودی مقاومت های جدید بالاتر از مقاومت های قبل از خود هستند اما قیمت در خطوط حمایت به حمایت قبل از خود نمی رسد. عکس این حالت برای روند نزولی تعریف می شود.

    مهمان گرامی شما نمیتوانید لینک ها را مشاهده کنید. برای ثبت نام و دیدن لینک ها

    تا زمانی که در یک روند صعودی قرار داریم دره های قیمت (حمایت ها) نباید به قیمت پایین تر از حمایت قبلی برسد و در روند نزولی قله های قیمت (مقاومت ها) نباید به قیمت بالاتر از مقاومت قبلی برسد. این نکته مهمترین اصل تشخیص و بکارگیری روند می باشد. در صورتی که قله ها یا دره ها به موج قبل خود برسند در اصل بیان کننده این هستند که یا شیب روند غالب کم شده یا آن روند پایان یافته و روند معکوس جدیدی در پیش داریم.
    مهمان گرامی شما نمیتوانید لینک ها را مشاهده کنید. برای ثبت نام و دیدن لینک ها
    برای ترسیم یک روند صعودی حداقل دو دره قیمت (حمایت) را به یکدیگر متصل می کنیم و تا زمانی که قیمت از امتداد این خط ترسیمی رد نشود روند صعودی می ماند.
    برای ترسیم یک روند نزولی حداقل دو قله قیمت (مقاومت) را به یکدیگر متصل می کنیم و تا زمانی که قیمت از امتداد این خط ترسیمی رد نشود روند نزولی می ماند.
    اعتبار یک روند را تعداد دفعات برخورد قیمت با خط روند (ترند لاین) ، میزان زمان باقی ماندن قیمت در روند و شیب روند تعیین می کند و در صورتی که هر کدام از سه پارامتر بالا بیشتر و بزرگتر باشد اطمینان کردن به روند غالب اهمیت بیشتری پیدا می کند.
    کاربرد خط روند (ترند لاین)

    با توجه به توضیحات بالا تکنیک استفاده از خط روند بدین صورت می باشد که بعد از ترسیم خط روند، در بازگشت قیمت، با برخورد قیمت به خط روند، انتظار بازگشت قیمت در جهت روند غالب را داریم و معامله ای در جهت روند باز می کنیم.
    در شکل زیر روند صعودی دلار به فرانک را می بینیم. پس از هربار برخورد قیمت به خط روند (Trend line) قیمت شروع به بالا رفتن می کند. در بار سوم و چهارم برخورد قیمت به خط روند می توان در جهت صعودی معامله خرید باز کرد. می بینیم که هر بار معامله ما وارد سود شده است.
    مهمان گرامی شما نمیتوانید لینک ها را مشاهده کنید. برای ثبت نام و دیدن لینک ها
    رسم کانال ها

    معمولا روند ها تمایل دارند که در داخل کانال قیمتی خاص حرکت کنند بدین معنی که همانطور که شیب خط روند در صورت تغییر می تواند باعث تعویض نقش روند شود، خارج شدن بازار از کانال خود نیز می تواند باعث تغییرات در روند و شیب آن گردد. برای ترسیم خط کانال باید به موازات خط روند خطی از آخرین قیمت موجود در کانال رسم شود. برای خط روند حتما لازم بود دو نقطه را برای روند در نظر بگیریم اما در خط کانال نیازی به دو نقطه برخورد قیمت نمی باشد و تنها یک نقطه را با فرض استفاده موازی خط روند میتوان استفاده کرد. فراموش نشود خط کانال تابعی از خط روند می باشد و هیچ زمانی خط کانال قبل از خط روند ترسیم نمی شود.
    مهمان گرامی شما نمیتوانید لینک ها را مشاهده کنید. برای ثبت نام و دیدن لینک ها
    کاربرد کانال ها

    در مورد خط کانال نیز به مانند خط روند در برخورد قیمت به خط کانال ترسیمی میتوان بازگشت قیمت به درون خط کانال را انتظار داشت. ریسک معاملات برخورد قیمت با خط کانال بسیار بیشتر از معاملات با خط روند می باشد. دلیل این موضوع نیز وارد شدن در این معاملات بر خلاف روند غالب بازار می باشد در حالی که معاملات بر اساس خط روند در جهت عمومی قیمت است. خط دیگری نیز بین دو خط ترند لاین و کانال میتوان وجود داشته باشد با نام خط میانه (Middle line) که از این خط نیز میتوان به مانند دو خط روند و کانال استفاده کرد. نکته دیگر در مورد استفاده از خطوط روند و کانال، تصحیح این خطوط در زمان هایی است که شیب آنها کم می شود و باید خطوط جدیدی ترسیم شود تا از زیان معاملات جلوگیری شود.

  9. #19
    emi

    emi ??? ?????? ??????
    کاربر عضو

    تاریخ عضویت
    Oct 2012
    نوشته ها
    34
    میزان امتیاز
    27Array = 19
    قدرت امتیازدهی
    19
    pcmbrokers
    Array
    خطوط پیوت ، کاماریلا و محاسبات آن در تحلیل بازار مبادلات ارز

    محاسبه خطوط پیوت (Pivot)

    به طور کلی از خطوط پیوت برای معاملات روزانه استفاده می کنند و با انجام محاسبه بر روی قیمت های روز گذشته ساپورت و رزیستنس های روز آتی را به دست می آورند. ولی افرادی نیز هستند که این خطوط را برای بازه های زمانی بزرگتر مانند هفتگی، ماهانه و یا حتی سالانه استفاده می کنند. برای محاسبه خط پیوت به چهار پارامتر روز گذشته (بازه زمانی قبلی) نیاز است. این چهار پارامتر عبارتند از بیشترین قیمت، کمترین قیمت، نقطه باز شده و نقطه بسته شده روز گذشته که مورد نیاز هستند. البته در مورد بازارهای 24 ساعته مانند مبادلات ارز که بازار زمان بسته شدن شبانه ندارد نقطه باز شدن قیمت لحاظ نمی شود و تنها از نقطه بسته شدن قیمت استفاده می گردد. نحوه محاسبه آن به شکل زیر است:

    PP=Pivot Point=High+Low+Close/3
    R1=(2*PP)-Low
    R2=PP+(High-Low)
    S1=(2*PP)-High
    S2=PP-(High-Low)

    در محاسبه پیوت بازارهای 24 ساعته، قیمت بسته شدن(Close) از اهمیت بالایی برخوردار است به علت اینکه در ساعتی خاص بازار بسته نمی شود، معامله گران می توانند از ساعات مختلفی استفاده کنند. اغلب افراد با ساعت 24 بروکر خود پیوت را محاسبه می کنند که می تواند کاری اشتباه باشد برای بهترین جواب عموما ساعت 12 نیمه شب گرینویچ یا ساعت 12 نیمه شب به وقت نیویورک مورد استفاده قرار می گیرد که بازده بهتری نسبت به دیگر ساعات بازار دارد. بالاترین و پایینترین قیمت (High-Low) نیز در بازه زمانی بین 12 نیمه شب روز گذشته تا 12 نیمه شب روز جاری محاسبه میگردد.
    کار با خطوط پیوت

    استفاده از خطوط پیوت دقیقا به مانند استفاده از خطوط ساپورت و خطوط رزیستنس است بدین صورت که پس از ترسیم، هر کدام از خطوط می تواند قابلیت عکس العمل به قیمت را داشته باشند. در شکل زیر پس از محاسبه داده های روز 18 July خطوط پیوت و ساپورت برای روز 19 July محاسبه می گردد در ساعات اولیه روز کاری اروپای مرکزی (بازار توکیو) قیمت نمودار پوند به دلار به خط پیوت می رسد اما با فشار خریداران قیمت به سطوح بالا می رود. تا اینکه در ساعت 10:30 به وقت اروپای مرکزی با اعلام خبری مربوط به انگلستان قیمت با گپی رو به پایین از خط پیوت می گذرد. در کندل بعد لحظاتی قیمت به پیوت می رسد و در ادامه روز، قیمت به خط ساپورت اول می رود. قیمت توانایی رد شدن از ساپورت یک را نداشته و دوباره رو به بالا حرکت می کند. این بار نقش حمایتی خط پیوت پوینت تبدیل به مقاومت می شود و قیمت در اواخر روز در بین خط پیوت و S1 بسته می شود.
    مهمان گرامی شما نمیتوانید لینک ها را مشاهده کنید. برای ثبت نام و دیدن لینک ها
    در نمونه ای دیگر قیمت پس از رسیدن به خط پیوت در ادامه روز حرکت صعودی را نمایش می دهد. با اینکه خطوط R1 تا R3 برای دوره ای جلوی حرکت صعودی قیمت را می گیرند اما فشار خریداران صعود قیمت را رقم می زند.
    مهمان گرامی شما نمیتوانید لینک ها را مشاهده کنید. برای ثبت نام و دیدن لینک ها
    محاسبه خطوط کاماریلا (Camarilla)

    خطوط کاماریلا نیزبه نوعی ساپورت و رزیستنس می باشند. با اینکه فرمول محاسبه و نحوه استفاده از این خطوط با خط های پیوت متفاوت است اما کلیات آنها در استفاده از ساپورت و رزیستنس یکسان است. در خطوط کاماریلا هشت خط برای هر روز محاسبه می شود که عموما از 4 خط آن استفاده می گردد فرمول محاسبه هشت خط کاماریلا به ترتیب زیر می باشد.

    H4=((High-Low)*(1.1/2)) + Close
    H3=((High-Low)*(1.1/4)) + Close
    H2=((High-Low)*(1.1/6)) + Close
    H1=((High-Low)*(1.1/12))+ Close
    L1=Close-((High-Low)*(1.1/12))
    L2=Close-((High-Low)*(1.1/6))
    L3=Close-((High-Low)*(1.1/4))
    L4=Close-((High-Low)*(1.1/2))

    کار با خطوط کاماریلا

    معمولا محاسبه 4 خط از 8 خط در مورد خطوط کاماریلا حائز اهمیت هستند. در صورت صعود قیمت خط های H3 و H4 و در صورت نزول قیمت خطوط L3 و L4 حائز اهمیت هستند. کسانی که از خطوط کاماریلا استفاده می کنند عقیده دارند که قیمت در اغلب روزها توانایی عبور از خطوط L3 و H3 را ندارد و در بازه ای بین این دو خط باقی می ماند. این افراد بر این اساس، با رسیدن قیمت به هر کدام از این دو خط در جهت بازگشت به سمت مخالف، وارد بازار می شوند. اما در روزهایی که بازار دارای روند قوی می باشد با شکسته شدن خطوط L3 و H3 صبر می کنند تا قیمت به خطوط L4 و H4 نیز برسد. سپس از آنجا در جهت روند اصلی وارد معامله می شوند.
    در شکل زیر قیمت ابتدا به خط H3 می رسد و با فشار فروشندگان به سمت خط L3 حرکت می کند.مشاهده می شود قیمت از خط L3 رد نمی شود و خریداران در ادامه روز حتی قیمت را از خط H3 و H4 رد می کنند.
    مهمان گرامی شما نمیتوانید لینک ها را مشاهده کنید. برای ثبت نام و دیدن لینک ها

  10. #20
    emi

    emi ??? ?????? ??????
    کاربر عضو

    تاریخ عضویت
    Oct 2012
    نوشته ها
    34
    میزان امتیاز
    27Array = 19
    قدرت امتیازدهی
    19
    pcmbrokers
    Array
    استفاده از میانگین متحرک

    میانگین متحرک (مووینگ اوریج) ، میانگینی از داده های بازار در بازه زمانی خاص می باشد. میانگین متحرک (مووینگ اوریج) عموما به عنوان یک اندیکاتور Indicator (شاخص نمای تکنیکی) شناخته می شود اما از آنجا که امروزه در بین معامله گران بیشتر بر روی خاصیت ساپورت و رزیستنس آن حساب باز می شود کاربردی دوگانه یافته است.

    انجام محاسبه میانگین های متحرک (محاسبه مووینگ اوریج)

    از آنجا که محاسبه میانگین متحرک از تغییرات قیمت به دست می آید، تابعی از قیمت و روند بازار می باشد و به لحاظ ساختاری برای پیش بینی آینده قیمت همیشه مقداری از روند عقب تر می باشد. نحوه محاسبه میانگین متحرک بسته به فرمول آن متفاوت است. ساده ترین شیوه محاسبه، میانگین متحرک ساده (Simple Moving Average) می باشد. این میانگین متحرک از آخرین تغییرات قیمت داده می پذیرد. به علت اینکه در بازار مبادلات ارز یا بازارهای دیگر تمامی تغییرات قیمتی (تیک چارت) را نداریم برای سهولت محاسبه از قیمت بسته شدن کندل استیک یا بار چارت برای بدست آوردن میانگین متحرک استفاده می شود. برای محاسبه میانگین متحرک غیر از قیمت انتهایی کندل استیک، میتوان از قیمت آغازین کندل استیک یا بالاترین و پایین ترین قیمت کندل استیک نیز استفاده کرد. در محاسبه میانگین متحرک روش های گوناگونی وجود دارد. ساده ترین و کاربردی ترین آن را در بالا توضیح دادیم اما میانگین های متحرک دیگری نیز وجود دارد که ارزش متفاوتی به داده های قیمت می دهند مانند میانگین های متحرک نمایی – اکسپوننشیال Exponential (کاربر ارزش هر داده قیمت را در این میانگین تایین می کند) میانگین متحرک سطحی Smoothed و میانگین متحرک خطی وزنی Linear Weighted از انواع دیگر هستند که عموما به داده های جدید ارزش و وزن بیشتری برای محاسبه می دهند.

    اصول کار با میانگین های متحرک (مووینگ اوریج)

    اندیکاتور مووینگ اوریج Moving Average در منوی Insert و زیر منوی Trend در چه مکانی قرار دارد.

    مهمان گرامی شما نمیتوانید لینک ها را مشاهده کنید. برای ثبت نام و دیدن لینک ها
    پس از باز کردن این اندیکاتور پنجره تنظیمات مشاهده می شود.
    مهمان گرامی شما نمیتوانید لینک ها را مشاهده کنید. برای ثبت نام و دیدن لینک ها
    زبانه اول این پنجره Parameters تنظیمات اولیه میانگین متحرک را نشان می دهد.
    کادر Period مربوط به تعداد کندل استیک ها یا دوره های محاسبه میانگین متحرک است. در قسمت بعد توضیحات برای بهترین بازده این پارامتر داده خواهد شد. در کادر MA method نمونه محاسباتی میانگین متحرک تعریف می شود. این قسمت به صورت پیش فرض Simple می باشد اما توصیه می شود برای دادن وزن بیشتر به تغییرات قیمتی جدیدتر، از اکسپوننشیال Exponential یا Linear Weighted استفاده شود. کادر Apply to قیمت مورد نظر هر کندل استیک یا داده قیمتی را مشخص می کند. بهترین گزینه در این قسمت Weighted Close می باشد. در این گزینه در عین حال که قیمت های بالا و پایین هر کندل استیک مورد محاسبه قرار گرفته وزن حرکتی بیشتر به قیمت پایانی به خاطر اهمیت آن داده شده است. در قسمت Style نیز نحوه نمایش خط میانگین متحرک تنظیم می گردد در این قسمت رنگ دلخواه، پیوسته یا نقطه چین بودن این خط و قطر خط تنظیم می گردد.
    در بین معامله گران اندیکاتور میانگین متحرک از پر طرفدارترین اندیکاتورها می باشد. اندیکاتور مووینگ اوریج از یکسو به عنوان ساپورت و رزیستنس عمل کرده و از سوی دیگر جهت قیمت و سیگنال های معاملاتی را به معامله گر نشان می دهد. قبل از آشنایی بیشتر با این ابزار لازم به ذکر است که همیشه این سوال وجود دارد که چه دوره زمانی برای این اندیکاتور بهترین می باشد؟ این سوال بیشتر از آنکه بین معامله گران دارای اجماع باشد امری سلیقه ای است و بسته به هر بازاری متغیر است. در بازارهای با نوسان شدید عموما از دوره های زمانی کوتاه مدت تر و در بازارهای با نوسانات کندتر از دوره های زمانی طولانی تر استفاده می گردد.
    ساده ترین روش استفاده از میانگین متحرک قطع این شاخص از روی نمودار خطی قیمت می باشد. اگر نحوه نمایش نمودار به صورت خطی باشد و یک میانگین متحرک روی نمودار ترسیم کنیم، ساده ترین سیگنال قطع قیمت از روی میانگین متحرک است. همانطور که در شکل زیر دیده می شود خط سبز تغییرات قیمت و خط آبی میانگین متحرک 55 روزه بر روی نمودار یورو به دلار می باشد. فلش رو به پایین نقطه ورود به سیگنال فروش را نشان می دهد و دو فلش رو به بالای بعدی نقطه خرید را برای افزایش قیمت نشان می دهد. عموما از این روش برای بازارها یا بازه های زمانی استفاده می شود که نمودار آنها عموما دارای روند های پایدار باشند و در بازارهایی مانند مبادلات ارز که فراریت در آنها زیاد و زمانهای بسیاری بدون روند هستیم این روش کاربرد چندانی ندارد. نقطه ضعف دیگر این روش باز بودن معاملات در هر زمانی می باشد. به این معنی که همیشه سیگنال فروش قبلی به ما سیگنال خرید می دهد و سیگنال خرید با سیگنال فروش بسته می شود. نمونه دیگری که از میانگین های متحرک برای معاملات استفاده می کنند قطع دو میانگین متحرک توسط یکدیگر است. روش دو میانگین متحرک شباهت بسیاری به روش قطع قیمت با یک میانگین دارد. تنها تفاوت در این است که به جای قطع یک میانگین متحرک از روی قیمت، این بار قطع یک میانگین توسط میانگین دیگر برای معامله گر سیگنال صادر می کند. در این روش حتما باید از دو میانگین متحرک با دوره های زمانی متفاوت استفاده کرد و هر زمان که میانگین با دوره کمتر زیر میانگین با دوره بلندتر قرار گرفت سیگنال فروش داریم و هر زمان که میانگین با دوره کمتر بالای میانگین بلند مدت تر آمد سیگنال خرید داریم. در این روش نیز حد سود و ضرر با قطع دوباره میانگین ها معلوم می گردد. ایراد عمومی میانگین های متحرک دیرکرد آنها نسبت به قیمت می باشد و همیشه زمانی سیگنال می دهند که تغییرات قیمتی زیادی بوجود آمده است.
    مهمان گرامی شما نمیتوانید لینک ها را مشاهده کنید. برای ثبت نام و دیدن لینک ها
    روش دیگری که برای استفاده از میانگین های متحرک کاربرد بسیاری برای معامله گران حرفه ای دارد استفاده از آنها به عنوان ساپورت و رزیستنس می باشد. از آنجا که به تجربه ثابت شده میانگین های متحرک قابلیت تغییر قیمت و عکس العمل روی بازارها را دارند، با رسیدن قیمت به یک میانگین متحرک معامله گران در برخورد میانگین متحرک و قیمت، میانگین متحرک را در نقش یک حمایت یا مقاومت در نظر می گیرند و در جهت معکوس وارد بازار می شوند. در شکل بالا فلش سوم دقیقا بیان کننده همین موضوع است. قیمت با برخورد به میانگین متحرک 55 روزه ناگهان شتاب گرفته و در جهت رو به بالا حرکت کرده است.
    استفاده از اعداد 5،8،13،21،34،55،89 و144 که اعداد فیبوناچی می باشند در میانگین های متحرک کاربرد بسیاری یافته است و بسته به شرایط و عکس العمل آنها، بسیار از آنها استفاده می شود.

 

 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. تحلیل: ABCD-divergence
    توسط water در انجمن تحلیل گران ماه دسامبر
    پاسخ: 239
    آخرين نوشته: 08-10-2016, 11:44 PM
  2. ارتباط با مدیران بخش مباحث پژوهشی مربوط به بازارهای مالی
    توسط PCM در انجمن پژوهش و گسترش روشهای معاملاتی
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 04-08-2014, 12:18 AM
  3. پاسخ: 30
    آخرين نوشته: 04-22-2013, 08:37 AM
  4. آموزش مفاهیم نجوم کاربردی برای بازارهای مالی
    توسط SAMADALDIN در انجمن پیرامون گن
    پاسخ: 5
    آخرين نوشته: 10-17-2012, 08:29 PM

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •