سلام مهمان گرامی.شما هنوز ثبت نام نکرده اید برای ثبت نام کلیک کنید تا از همه امکانات فروم بهره مند شوید.

در صورتی که قبلا ثبت نام کرده اید از قسمت ورود در بالای همین صفحه، نام کاربری و پسوردتان را وارد کنید.

اگر رمز عبور یا نام کاربریتان رو فراموش کرده اید از این لینک برای بازیابی آن استفاده کنید.
فرای از تحلیل و روش های معامله گری - صفحه 5
صفحه 5 از 5 نخستنخست ... 345
نمایش نتایج: از 41 به 44 از 44
Like Tree184Likes

موضوع: فرای از تحلیل و روش های معامله گری

  1. #41
    کاربر فعال

    تاریخ عضویت
    Jun 2014
    نوشته ها
    135
    میزان امتیاز
    491Array = 16
    قدرت امتیازدهی
    16
    pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers
    Array
    مهمان گرامی شما نمیتوانید لینک ها را مشاهده کنید. برای ثبت نام و دیدن لینک ها


    یکشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۴ ه..ش.
    مقاله هفته پیش من در رابطه با ذخایر طلای چین در روزنامه دنیای اقتصاد (مهمان گرامی شما نمیتوانید لینک ها را مشاهده کنید. برای ثبت نام و دیدن لینک ها )


    .
    .
    چین کشور خاصی در زمینه آمار است. اکثر آمارهای اقتصادی چین اعم از رشد اقتصادی و صادرات همیشه به دیده تردید نگریسته شده اند و حاکمان چین متهم به دستکاری آمارهای اقتصادی برای سفیدنمایی اوضاع اقتصاد خود بوده اند. اما جذابیت های اقتصادی بیشمار چین، همیشه سبب به فراموشی سپرده شدن این نقطه ضعف چین بوده است. میزان ذخایر طلای چین نیز یکی از آن آمارهایی است که چینی ها همیشه در مورد آن عدم شفافیت نشان داده اند. اما اینبار نه برای سفید نمایی، بلکه برای حفظ ارزش دارایی های خود.

    در اقدامی مسبوق به سابقه، روز شنبه دولت چین اعلام کرده است که در عرض شش سال گذشته ذخایر رسمی طلای این کشور از 1054 متریک تن در سال 2009 به 1658 متریک تن رسیده است که رشد حدود 60 درصدی را در طی 6 سال نشان می دهد. چین یکبار دیگر نیز در گذشته این کار را انجام داده است. در سال 2009 نیز این کشور به ناگهان اعلام کرد که میزان ذخایر طلایش به 1054 متریک تن رسیده است.
    از آن پس علیرغم ثابت بودن عدد اعلامی ذخایر طلای چین، همگان انتظار داشتند که چین مانند گذشته به طور مخفیانه در حال خرید طلاست. حتی الآن که چین رسما اعتراف به خرید مخفیانه و افزایش حدود 60 درصدی ذخایر طلایش کرده است، برخی به این عدد مشکوک هستند و تصور می کنند که رقم ذخایر طلای چین باید بسیار بالاتر از این عدد باشد.

    این تردید هم بی دلیل نیست. در حقیقت چین بیش از سه تریلیون دلار ذخایر ارزی دارد که همیشه به دنبال راهی بوده است که به آن تنوع ببخشد بخصوص از زمانی که ارزش دلار آمریکا بعد از بحران مالی سال 2008 وارد سراشیبی سقوط شد.

    تخمین زده می شود که حدود یک تریلیون دلار از ذخایر چین به صورت دارایی های دلاری اعم از اوراق قرضه دولت آمریکا باشد.

    اما این ذخایر دلاری چین به راحتی قابل تبدیل به انواع دیگر دارایی ها نیستند. یک مشکل عمده تبدیل آنها، عظیم بودن حجم این دارایی های دلاری است. تقریبا هیچ بازار دیگری مانند بازار اوراق قرضه آمریکا، توانایی جذب این میزان سرمایه را ندارد.
    مثلا کل معاملات طلا با همه سر و صدا و جذابیتش در دنیا، سالانه حدود 200 تا 300 میلیارد دلار است که تقاضای چین نیز تنها بخشی از آن را تشکیل می دهد.
    مساله دوم این است که اگر دارایی های دلاری انباشته شده در ذخایر ارزی چین به یکباره به دارایی دیگری سراریز شود، سیل تقاضای چین سبب رشد انفجاری قیمت آن دارایی خواهد شد. اولین متضرر این اتفاق خود چین خواهد بود زیرا به جای حفظ ارزش دارایی هایش، دارایی دیگری را خریده که قیمتش را خودش بالا برده است و در فرایند تبدیل متضرر خواهد شد.

    بنابراین عجیب نیست که سیاست مخفی کاری در چین در مورد میزان ذخایر ارزی این کشور، ترکیب آن و بخصوص میزان طلای آن، با قدرت دنبال شده است. به هر حال، آنچه که در چندین سال اخیر واضح شده است این است که چین آهسته و خزنده در حال کم کردن سهم دلار در ذخایر ارزی خود و افزودن دارایی های دیگر از جمله طلا به آن است.

    اما یک نکته مهم وجود دارد و آن اینکه با وجود تلاش چین در افزودن سهم طلا در دارایی های خود، حتی 1658 متریک تن طلا، سهم قابل توجهی چندانی در مقایسه با ذخایر عظیم چین ندارد.

    این میزان طلا با احتساب قیمت جهانی 1200 دلار در هر انس طلا، که قیمت بالادستانه ای برای طلا در این روزهاست، حدود 64 میلیارد دلار می شود که کمتر از 2 درصد از کل ذخایر ارزی چین را تشکیل می دهد.


    البته چین همه طلای مذکور را از بازارهای جهانی خریداری نکرده است. بخشی از آن متعلق به معادن طلای داخل خود چین است که بارها گم شدن آنها در آمارهای بین المللی تولید و عرضه طلا آورده شده است. حالا همه می دانند که این طلاها به ذخایر ارزی چین افزوده می شوند. بخش دیگر البته از بازارهای جهانی خریداری می شوند.
    روش کار بانک مرکزی چین نیز به این شکل است که یک سری شرکت های سرمایه گذاری و صندوق های بین المللی را در بهشت های مالیاتی و قوانین ثبت کرده است که البته مشخص نیستند که آنها در تملک دولت چین هستند. این صندوق های سرمایه گذاری که ماموران مخفی بانک مرکزی چین هستند، به مرور زمان طلا خریداری می کنند. سپس در مقاطع زمانی چند ساله این شرکت ها ناگهان ماسک صورت خود را برداشته و تمامی طلای خود را جزو دارایی های بانک مرکزی چین اعلام می کنند. البته حتی اگر چین قصد داشته باشد که در خرید طلا مخفی کاری کند، بازیگران بازار طلا هوشمندتر از آنی هستند که متوجه نشوند تقاضای مازادی از سمت بانک مرکزی چین به بازار آمده است. بخصوص این که قبلا نیز این کار توسط بانک مرکزی چین انجام شده است.

    اما تبعات این کار چین بر بازار طلا چیست؟
    اول از همه آن چه اعلام شده مربوط به خریدهای در 6 سال گذشته است و این یعنی تقاضای چین برای افزایش سهم طلا در دارایی های خود، اثرش را پیشاپیش در بازار طلا نشان داده است. این خبر خوبی برای طلا نیست. زیرا در بخش عمده ای از این مدت طلا در قیمت های پایینی به سر می برده و اگر این قیمت ها با وجود عملیات مخفی چین در بازار طلا رخ داده باشد، یعنی اوضاع تقاضا در بازار طلا بدتر از آن چیزی است که به نظر می رسد. این نگرانی نیز بی دلیل نیست.
    درست در روز دوشنبه بعد از اعلام این خبر طلا به ناگهان 4 درصد سقوط کرد و به 1088 دلار در هر انس نیز رسید که حاکی از آن است که بازار طلا به شدت پتانسیل سقوط بیشتری قیمتی را دارد.



    به هر حال در دنیایی که دلار در آن به شدت قوی شده است، نرخ بهره آمریکا قرار است افزایش یابد، و بازارهای سهام نیز به خوبی در حال رشد هستند، طلا دیگر محبوب نیست.

    نگارنده : حسین راهداری
    ویرایش توسط sahraie : 07-29-2015 در ساعت 08:44 PM
    ashkan09 این را میپسندد.
    در بازار تبادلات ارزی آنچه پایان پذیر است فرصت های معاملاتی نیست ، سرمایه شماست !

  2. #42
    کاربر فعال

    تاریخ عضویت
    Jun 2014
    نوشته ها
    135
    میزان امتیاز
    491Array = 16
    قدرت امتیازدهی
    16
    pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers
    Array
    فاز بعدی جنگ ارزی

    شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۴ ه..ش.

    مصاحبه من با روزنامه دنیای اقتصاد که سرتیتر روزنامه بوده است. (مهمان گرامی شما نمیتوانید لینک ها را مشاهده کنید. برای ثبت نام و دیدن لینک ها )
    .
    .

    .


    *جنگ ارزی را چگونه می توان تعریف کرد و پیدایش آن را به چه عواملی می توان نسبت داد؟
    جنگ ارزی، کاهش رقابت گونه نرخ ارز کشورها نسبت به همدیگر است تا از این طریق بتوانند نسبت به رقبای خود مزیت تجاری به دست بیاورند. باید اشاره شود که برخلاف تصور بسیاری از افراد در ایران که فکر می کنند نرخ ارز همیشه باید قوی باشد- احیانا چون وضعیت ایران را با کشورهایی مثل کویت مقایسه می. کنند، کشوری که تولید دارد و قصد تقویت تولید از طریق صادرات را دارد، در مقاطعی نیاز دارد که برای تقویت صادرات و بهتر شدن تراز تجار.ی. اش، نرخ ارز خود را به صورت "مدیریت .شده" کاهش دهد. عبارت "کاهش مدیریت شده" بسیار مهم است تا تمایزی قائل شویم با کاهش ارز ناشی از بحران های اقتصادی و سیاسی مانند آنچه در سال های قبل در ایران در اثر تحریم ها رخ داده است.
    اما مسلما شرکای تجاری یک کشور در این فرآیند متضرر می شوند زیرا آنها بازار وارداتی کشوری می شوند که نرخ ارز خود را کاهش داده است. پس آن کشورها نیز متقابلا وارد فاز کاهش نرخ ارز خود می شوند. این امر دوری باطل ایجاد می.کند که پایه جنگ ارزی است. در نهایت این جنگ نیز چنان که در کتاب «جنگ های ارزی» به آن اشاره شده، واقعا ممکن است سبب بروز بحران های بسیار شدیدتری بشود. حتی یک درگیری نظامی واقعی.


    *الان ماه هاست که روند تازه ای از کاهش نرخ های بهره را در بانک های مختلف مرکزی در جهان شاهد هستیم. با این همه هنوز هستند کارشناسانی که موافق نیستند جهان در حال حاضر گرفتار جنگی ارزی است. شما چه فکر می کنید؟
    «اقتصادهای بزرگ» در حال حاضر حتما درگیر جنگ های ارزی هستند. نمونه بارز آن همین اتفاقاتی است که در حوزه دلار آمریکا، یورو و پوند انگلیس در جریان است. پس از سال 2008، اقتصادهای پیشرفته دچار رکود شدند و برای خروج از رکود، راه حل اصلی در ایجاد تورم و تقویت صادرات تشخیص داده شد. نتیجه نهایی رسیدن به هر دو هدف کاهش نرخ ارزیشان در برابر شرکای تجاریشان بوده است.
    مثلا پوند در زمانی که بحران مالی رخ داد، نرخ برابری .اش با دلار تقریبا 2 بود؛ ولی بریتانیا یکی از کشورهایی بود که به شدت از بحران متاثر شد به این دلیل که بانک های انگلیسی یکی از بزرگ ترین دارندگان مشتقات مالی بودند که در آمریکا منتشر شده بود. به این ترتیب بریتانیا در برنامه پولی انبساطی مشابه آمریکا، هم نرخ بهره را به صفر نزدیک کرد و هم یک برنامه تسهیل کمّی (همان چاپ پول با تفاوت در تزریق پول به اقتصاد) را اجرا کرد. از این منظر این دو کشور دچار جنگ ارزی هستند. ولی آنچه در جنگ ارزی بین بزرگان اقتصاد دنیا مهم است و در کتاب «جنگ های ارزی» نیز به آن اشاره شده، این است که این کشورها علاوه بر رقبای تجاری، متحدان سیاسی و شرکای تجاری نیز هستند. از این رو همیشه نوعی همکاری ارزی و روابط پولی پشت پرده نیز بین چنین کشورهایی در جریان بوده است. یعنی این کشورها همان طور که با همدیگر رقابت می.کنند، این رقابت را تا نابودی اقتصاد طرف مقابل خود پیش نمی برند.
    مثال بسیار مهم بعدی در مورد جنگ یا همکاری ارزی، یورو است. بعد از بحران مالی سال 2008، بانک های مرکزی آمریکا و اروپا دو سیاست کاملا متفاوت را اتخاذ کردند.آمریکا سیاست های انبساطی پولی را دنبال کرد در حالی که اروپا سیاست های ریاضتی را در پیش گرفت. نتیجه. سیاست های اروپا اعتراضات اجتماعی بود که در کشورهای مختلف مانند یونان و حتی فرانسه رخ داد. مقام های اروپایی بدون توجه به این اعتراضات، سیاست های ریاضتی خود را ادامه دادند تا در نهایت در ابتدای سال 2015 بانک مرکزی اروپا هم یک برنامه تسهیل کمی مانند آمریکا را در پیش گرفت. گویا توافقی بین آمریکا و اروپا بوده که اول اقتصاد آمریکا بازیابی شود و بعد اقتصاد اروپا که بزرگ.ترین شریک تجاری آمریکاست، مشکل رکود خود را حل کند. منطقی هم هست چون هر دو همزمان نمی.توانستند از رکود بیرون بیایند. این یعنی جنگ ارزی و همکاری ارزی با هم در حال اتفاق است.
    نمونه دیگر ژاپن است؛ ژاپن نیز در سال 2013 یک برنامه تسهیل کمی را شروع کرد. این اقدام توکیو آنقدر مهم بود که در اجلاس سران «گروه هشت» آن سال مطرح شد تا این گروه تصمیم.گیری کند که آیا این اقدامات ژاپن مصداق جنگ ارزی است یا نه. جالب آنکه گروه هشت اعلام کرد که این کار ژاپن را مصداق جنگ ارزی نمی داند. احتمالا برای اینکه به ژاپن کمک کنند تا به بیش از یک دهه رکود این کشور پایان دهد.


    * به کتاب «جنگ ارزی» که توسط خود شما به فارسی برگردانده شده اشاره کردید. خواهشمندم کمی هم از مباحث مطرح شده در این کتاب بگویید.
    کتاب جنگ ارزی توسط آقای «ریکاردز» نوشته شده است. ایشان مشاور سازمان های اطلاعاتی آمریکا بوده و مسائل ارزی را از منظر امنیتی در آن سازمان ها بررسی کرده است. از این رو او دید جدید جامعی نسبت به مسائل مختلف حاشیه ای مقوله پول دارد. در این کتاب مسایل مختلفی مطرح شده است تا نشان داده شود مقوله ارز، پیچیده تر از آن چیزی است که به نظر می رسد. "پول" و ارزش آن آمیخته ای از کنش عوامل مختلف اقتصادی، سیاسی داخلی و خارجی و حتی اجتماعی هر جامعه است. به همین دلیل در این کتاب علاوه بر اقتصادهای بزرگ درگیر در جنگ ارزی، به کشورها و مسایل متنوع جامعه شناختی نیز پرداخته شده است از جمله بحران گازی بین روسیه و اوکراین. یا مثلا در این کتاب به ریشه های بحران اقتصادی آمریکا در سال 2008 نیز پرداخته شده است. در همین رابطه، مساله علاقه "نخبگان به رانت خواری" از مسائل جالب مورد نظر او است. وقتی تمدنی وارد این فاز بشود که یک عده با کمترین زحمت، بیشترین سودها را ببرند و در زمان بحران هم دیگران هزینه های سیاست های اشتباه آنها را پرداخت کنند، نوعی نارضایتی اجتماعی به بار می.آید که پیامدهای مهمی خواهد داشت. این پیامدها در آمریکا ابعاد واقعا جهانی دارد و شاید در ایران این ابعاد کمتر و محدودتر باشد. همانطور که اشاره کردم خوبی کتاب جنگ های ارزی این است که در آن پول تنها به عنوان یک موجود اقتصادی صرف دیده نشده، بلکه به عنوان یک موجود اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و خلاصه ای از این تحولات دیده شده است.


    * شما اشاره می کنید که کشورهایی که درگیر جنگ ارزی هستند، از آنجا که شرکای تجاری نیز هستند درگیر جنگ مالی تمام عیار با یکدیگر نمی.شوند. در نظام موجود، اگر کشوری بخواهد بیرون از این زمین بازی کند، آیا زمین خواهد خورد؟
    این طور نیست که آن اقتصادهای مهم وارد جنگ مالی تمام عیار با هم نشوند؛ گاهی اوقات این کشورها به شدت با یکدیگر دچار برخورد مالی هستند. نمونه.اش جریمه کردن بانک های اروپایی بر سر تحریم های ایران است. پس از جریمه حدودا 9 میلیارد دلاری یکی از بانک های فرانسوی توسط آمریکا، فرانسوا اولاند، رسما وارد قضیه شد و به اوباما اعتراض کرد. 9 میلیارد دلار جریمه واقعا رقم وحشتناکی است. دلیل ظاهری آمریکا برخورد با یک بانک خاطی بوده است اما شاید در پس آن، ضعیف کردن یک بانک اروپایی رقیب بانک های آمریکایی نیز بوده باشد. مسلما اگر رقبا در برابر نظام بانکداری آمریکا قد علم کنند، قدرت به بانک های خارجی شیفت پیدا می.کند و آمریکا این را نمی خواهد. به هر حال فعلا آمریکا دست بالا را دارد. اما حتی در این مسائل نیز برخورد مالی مدیریت شده است. فقط آن را ضعیف کرده و عقب می اندازد. کشورها معمولا ترجیح می.دهند رقیب زنده ولی دست و پاشکسته و ضعیف داشته باشند. اما منظورتان را از بازی در بیرون این زمین متوجه نمی شوم.


    *در حقیقت اشاره به این است که در آخرین دور جنگ ارزی که چندی است شروع شده، اقتصادهایی مانند کشورهای جنوب شرق آسیا نیز خود را درگیر کرده اند. چنین کشورهایی در این جنگ چه می کنند، نقش و تاثیر آنها چیست؟
    بله درست است. تمامی بازارهای نوظهور از جمله برزیل و کشورهای شرق آسیا نیز در حال جنگ ارزی هستند. این کشورها بعد از بحران مالی آمریکا در ابتدا در حال جنگ با کاهش ارزش دلار بودند. در عین حال در همان زمان میزبان سرمایه های فراری از اقتصادی توسعه یافته نیز بوده اند. حالا این سرمایه ها در حال برگشت هستند که فشار زیادی را به پول این کشورها وارد کرده است و این کشورها در حال تلاش برای جلوگیری از عدم سقوط ارزش ارزهای خود هستند. یعنی جلوگیری از سقوط غیرمدیریت شده.
    اما در کل اکثر این کشورها، اقتصادهای کوچکی به نسبت اقتصاد دنیا دارند و به همین دلیل اقدامات آنها شاید تاثیر واضحی مانند اثراتی که دلار و یا یورو دارند، بر اقتصاد دنیا نداشته باشند، ولی چین به طور خاص بدلیل حجم بالای اقتصاد خود نقش مهمی دارد. چین یک پای جنگ ارزی فعلی در اقتصاد امروز دنیاست. علیرغم این قدرت عظیم اقتصادی، چین برخلاف روسیه، علنا و از روی گستاخی دست به تشدید جنگ ارزی بخصوص با آمریکا نمی.زند. احتمالا به این دلیل که تبعات اقدامات متقابل آمریکا را نمی تواند کنترل بکند. در مقابل روسیه علیرغم ضعف های ساختاری در اقتصاد خود، به طور خاص خیلی دوست دارد نقش ارز ذخیره دلار را بگیرد و مثلا در جمهوری های شوروی سابق روبل روسیه را به عنوان یک ارز ذخیره یا ارز متداول به جای دلار یا یورو رایج کند تا شاید به این طریق سیطره سیاسی خود را نیز افزایش دهد. البته با سقوط های روبل پس از بحران اوکراین این آرزویی بیش نیست. اینها همه بخش هایی از جنگ ارزی هستند که در گوشه و کنار دنیا در جریان است. بسته به ابعاد و نقش اقتصادی و سیاسی، تبعات اقدامات آنها نیز متفاوت است.
    *با توجه به آنچه گفتید، پس هیچ کشوری در جنگ ارزی به نابودی اقتصادی و مالی نخواهد رسید ؟
    کشورهایی که اقتصادهای عمده و توسعه یافته هستند و به نوعی رقیب و دوست یکدیگرند، این اتفاق رخ نمی دهد. ولی اگر کار به جایی برسد که مثلا ترکیه داخل این جنگ شود، هر اتفاقی ممکن است. هیچ کسی تضمینی نکرده است که اقتصاد ترکیه بتواند سالم از این جنگ ارزی و اقتصادی بیرون دربیاید. این بخصوص در مورد روسیه صادق است. آمریکا شاید حتی بدش نیاید که روسیه یکبار دیگر مانند دهه 90 ورشکسته شود تا شاید قدرت سیاسی پوتین نیز افول کند. البته اقتصادهای بزرگ می دانند که به تنهایی نمی توانند اقتصاد دنیا را جمع بکنند و بهتر است که سعی کنند که اقتصادهای نوظهور کوچک را نیز سر پا نگه دارند. حوادث بحران شرق آسیا در دهه 90 هنوز در حافظه دنیاست.


    *بنابراین اقتصادهای نوظهور عملا ابزاری برای پیروزی در این جنگ ندارند؟
    نه اینطور نیست. اقتصادهای نوظهور از گذشته درس گرفته اند. مثلا بحران شرق آسیا یکی از بزرگ.ترین درس ها برای این کشورها بود. در دهه 90، ورود پول های داغ (Hot Money) باعث رشد اقتصادی کشورهایی مانند تایلند، مالزی و .... شد ولی وقتی نوبت به خروج آن سرمایه ها رسید، بحران اقتصادی تمام عیاری شکل گرفت. درس مهم برای این کشورها این بود که بر ورود و خروج سرمایه تمرکز داشته باشند. در مورد جنگ ارزی، آنها بازیگر عمده نیستند، اما باید با مهارت و هنر شرایط را طوری تنظیم بکنند که بتوانند شرایط پولی ومالی خودشان را پایدار نگه دارند. تا کنون علیرغم مشکلات و تلاطم های زیاد در اقتصاد دنیا در چندین سال گذشته، برخی از این کشورها در مدیریت ارزهای خود در این مدت موفق بوده اند.


    * فدرال رزرو به احتمال قوی به زودی نرخ بهره دلار را افزایش خواهد داد. از آن طرف، اروپا برنامه عظیم تسهیل کمی را شروع کرده و کشورهای دیگری نیز هستند که سیاست های تحریکی یا انبساطی پیش گرفته اند. برآیند این مجموعه در آینده چه خواهد بود؟
    نتیجه. آن تا حدودی نشان داده شده است. تقویت حدود 20 درصدی شاخص دلار از آن جمله است. این رشد از آن رو است که بازار به این نتیجه رسیده که بر خلاف بسیاری از اقتصادهای دنیا، اقتصاد آمریکا وضعیت بهتری دارد و با توجه به اینکه نرخ بهره آمریکا به زودی بالا خواهد رفت، دلار به شدت تقویت شده است.
    در مورد پیش بینی روندها در ماه های آتی، مسلما دلار رو به افزایش خواهد بود، چون نرخ بهره آمریکا دیر یا زود افزایش خواهد یافت. یورو کاهشی خواهد بود؛ یکی به این دلیل که اروپا هنوز اقتصادی است که نیاز به سیاست های انبساطی دارد و دوم اینکه روند اقبال به دلار هنوز افزایشی است. ولی این موضوع نمی تواند خیلی تداوم داشته باشد چون آمریکا بعد از مدتی منتقد یوروی ارزان خواهد شد. اساس جنگ ارزی همین است. در آن زمان احتمالا دو طرف به تفاهم رسیده و تعادل جدیدی در اقتصاد دنیا برقرار می شود.


    *شاخص دلار وقتی رشد کند، ارزش ارزهای عمده جهانی پایین می.آید. واکنش بانک های مرکزی دیگر به این قضیه چه می تواند باشد؟
    فعلا تا زمانی که شرایط تحت کنترل باشد، همه از رشد دلار خوشحال هستند. این دقیقا آن چیزی است که آنها برای تقویت صادرات خود به آمریکا به آن نیاز دارند.


    *این مساله به ضرر آمریکا نیست؟
    بر خلاف تصور رایج در ایران، نرخ ارز هدف سیاستگذار اقتصادی نباید باشد بلکه وسیله ای برای رسیدن به یک سری اهداف اقتصادی دیگر از جمله تورم و بیکاری است. ارز ضعیف یا قوی، هر زمان منافعی برای کشور دارند. مثلا وقتی که دلار ارزان است، این به آمریکا کمک می کند که صادراتش را به کشورهای دیگر افزایش بدهد. ولی وقتی دلار خیلی تقویت شود، این به آمریکا کمک می کند که با دلار قوی به سمت خرید شرکت های کشورهای دیگر بخصوص شرکت های تکنولوژی دار اروپایی برود. با افت شدید یورو، الان بسیاری از کالاها و کارخانه های اروپایی ارزان به نظر می.رسند. اما در تمامی این رفتارها، یک مکانیزم تعادلی وجود دارد.


    *چرا؟
    مثلا وقتی سرمایه از آمریکا خارج بشود، این اتفاق سبب افت دلار می شود.


    *اگر شاخص دلار بالا برود، قیمت طلا پایین می.آید. قیمت نفت نیز همچنان ضعیف است که به ضعف طلا کمک می کند. اگر رشد دلار باعث تصحیح سطح شاخص های سهام شود، بخشی از سرمایه ها به بازار فلزهای گرانبها باز خواهد گشت. برآیند این اتفاقات چه خواهد بود؟
    به نظر من طلا افت شدید خود را در سال 2013 تجربه کرده است و از آن پس افت آرامتر و با صعودهای ناموفق مقطعی رخ داده است. در عین حال، عواملی نیز نشان از سختی رشد دوباره قیمت آن دارند. اول اینکه طلا دیگر به بحران های ژئوپلیتیک مانند بحران اوکراین حساسیت نشان نداد. دوم اینکه خرید طلا توسط بانک های مرکزی از جمله روسیه و چین به رشد قیمت آن کمک نکرده است. سال گذشته بانک مرکزی روسیه یکی از بزرگ ترین خریداران طلا بود. بانک مرکزی چین هم تقریبا 600 تن طلا در شش سال گذشته به ذخایر خود افزوده است. اما هیچکدام از این اخبار قیمت را انفجاری بالا نبرد اگرچه شاید در برابر افت بیشتر مقاومت ایجاد کردند. این نشان می.دهد که یک سری مسائل بنیادین در مورد طلا در حال عوض شدن است. به این دلیل ممکن است که حتی سقوط بازارهای سهام نیز نتواند آن چنان که انتظار می رود، جهش قابل توجهی را در بازار طلا ایجاد کند. به نظرم اونس تا مدتی در محدوده 1100-1200 دلار باقی بماند. اگر پایین تر برود دوباره برمی.گردد.


    *یعنی اونس حتی با تصویب افزایش نرخ های بهره در آمریکا هم سقوط نخوهد کرد....
    بازار پیشاپیش می داند که این اتفاق خواهد افتاد و واکنش خود را شروع کرده است. مساله این است که اگر طلا خیلی ارزان بشود، تقاضا زیاد می شود و این در برابر افت بیشتر مقاومت ایجاد می کند. در ضمن باید نگاهی هم به هزینه تولید طلا داشت. هزینه تولید طلا به طور میانگین در حدود 1150 دلار در هر انس است.


    * پس بازار طلا، دیگر بازار سودهای کلان نیست؟

    نوسان های شدید گذشته ممکن است به این زودی ها تکرار نشود. ولی طلا مثل هر بازاری همیشه به اخبار گوناگون واکنش نشان می دهد و از این رو روند آن بستگی به حوزه های مختلف دارد. با این حال، با توجه به شرایط فعلی و انتظارات بازار در مورد نرخ بهره، من فکر نمی کنم که شوکی افزایشی مانند سال 2011 و یا کاهشی مانند سال 2013 به بازار طلا وارد شود


    نگارنده : حسین راهداری
    ویرایش توسط sahraie : 08-16-2015 در ساعت 03:51 PM
    bears hunter این را میپسندد.
    در بازار تبادلات ارزی آنچه پایان پذیر است فرصت های معاملاتی نیست ، سرمایه شماست !

  3. #43
    کاربر فعال

    تاریخ عضویت
    Jun 2014
    نوشته ها
    135
    میزان امتیاز
    491Array = 16
    قدرت امتیازدهی
    16
    pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers
    Array
    عجایب اقتصادی ونزوئلا

    از آیفون 155 میلیونی تا پنیر 60 هزارتومانی


    پیشگیری از حاملگی در ونزوئلا چقدر هزینه دارد؟
    اقتصاد ونزوئلا کاملاً ویران شده به طوری که اقتصاد آن تنها در سال جاری هفت درصد آب رفته است. دلیل اصلی این فاجعه اقتصادی افت جدی قیمت نفت در بازارهای جهانی است. حالا، به دلیل تورم مهارناشدنی و آب.رفتن ارزش پول ملی این کشور، بحران اقتصادی ونزوئلا منجر به بحران بهداشت و سلامت شده است. کمبود لوازم خودمراقبتی و پیشگیری از بارداری(کاندوم) در ونزوئلا، مردم این کشور را از داشتن رابطه جنسی امن و بی.خطر نیز بازداشته است. بلومبرگ گزارش می.دهد این کشور در ماه دسامبر با کمبود ابزارهای جلوگیری از بارداری مواجه شده است. کمبود لوازم پیشگیری از بارداری در این کشور، به دلیل کمبود دلار در بین واردکنندگان رخ داده که این اتفاق خطر ابتلا به بیماری.های مقاربتی را در یکی از ایدزخیز..ترین کشورهای آمریکای جنوبی، به شدت افزایش داده .است. این کشور همچنین یکی از بالاترین نرخ.های حاملگی در میان نوجوانان را در اختیار دارد. به. عنوان مثال، خرید هر بسته کاندوم که ارزان.ترین ابزار پیشگیری از بارداری محسوب می.شود، برای مردم ونزوئلا چیزی حدود 4760 بولیوار، معادل 750 دلار هزینه دربر دارد.

    آیفون 155 میلیون تومانی
    شاید باورکردنی نباشد اما قیمت آیفون.6 در ونزوئلا 47 هزار دلار (155 میلیون تومان) است.
    بیزینس اینسایدر گزارش می.دهد،. بحران عمیق اقتصادی در ونزوئلا باعث شده قیمت کالاها در این کشور سر به فلک بکشد. شرایط اقتصادی در این کشور آنقدر بد است که قیمت یک آیفون.6 در این کشور بیش از 47 هزار دلار است. این در حالی است که قیمت این گوشی در سایت رسمی اپل حدود 750 دلار است. این مشکل به دو دلیل یعنی کمبود عمومی گوشی.های هوشمند رده.بالا در ونزوئلا و تورم بی.سابقه در این کشور رخ داده .است. هر بولیوار ونزوئلا در حال حاضر در مبادلات رسمی این کشور دو نرخ 3 /6 و 12 بولیوار به ازای هر دلار دارد و دولت از این دو نرخ برای محاسبه قیمت خرید کالاهای ضروری نظیر دارو استفاده می.کند. اما نرخ بولیوار در بازار آزاد هم.اکنون 456 بولیوار به ازای هر دلار آمریکاست و همین امر باعث قیمت سرسام.آور آیفون در ونزوئلا شده است. در حال حاضر یک گوشی هوشمند متوسط در ونزوئلا 17 هزار بولیوار قیمت دارد که معادل حقوق دو ماه و 10 روز یک کارگر در این کشور است. آیفون.6 در ونزوئلا 300 هزار بولیوار معادل 47 هزار و 619 دلار قیمت دارد و این امر باعث بالا رفتن میزان سرقت گوشی موبایل در این کشور شده است.

    انگشت.نگاری در ازای خرید کالا
    از تاریخ ۳۰ نوامبر 2014، تمامی سوپرمارکت.های ونزوئلا به دستگاه.های انگشت.نگاری مجهز شدند. نیکلاس مادورو، رئیس.جمهور ونزوئلا، تاکید کرده هدف از این اقدام کنترل شهروندان نیست، بلکه قرار است با این کار از قاچاق مواد غذایی به خارج از ونزوئلا جلوگیری شود. وی می.گوید این. کار مانند همان سیستم رای.گیری است. دولت ونزوئلا امیدوار است با اطلاعاتی که از این راه به دست می.آورد، قاچاقچیان مواد غذایی را پیدا کند. در ایالت زولیا که در شمال غرب ونزوئلا و هم.مرز با کلمبیا واقع شده است، تاکنون ۱۵ سوپرمارکت به دستگاه.های انگشت.نگاری مجهز شده.اند. در این فروشگاه.ها از مشتریان خواسته می.شود هم کارت شناسایی نشان دهند و هم انگشت سبابه خود را روی دستگاه انگشت.نگاری قرار دهند. این دستگاه.های انگشت.نگاری به بانک.های اطلاعاتی وزارت کشور ونزوئلا متصل هستند. مدیر سازمان تنظیم قیمت.ها در ونزوئلا نیز تصریح کرده طی تمام این مراحل کمتر از یک دقیقه طول می.کشد. این کنترل شامل ۲۳ نوع مایحتاج روزانه مردم از جمله آرد، برنج، شیر، شکر، دستمال توالت، قهوه، مارگارین، روغن خوراکی، گوشت و شامپو خواهد شد. این کالاها مشمول یارانه دولتی می.شوند و قیمت آنها در مقایسه با کالاهای مشابه در کشورهای همسایه ونزوئلا به مراتب کمتر است بنابراین دولت قصد دارد با انجام انگشت.نگاری از قاچاق این.کالاها جلوگیری کند. سایر کالاها را می.توان بدون انگشت.نگاری تهیه کرد.

    بحران دستمال توالت
    کمبود دستمال توالت در ونزوئلا نیز یکی از بحران.های همیشگی این کشور محسوب می.شود. مردم دست.کم پنج ساعت در صف.های طولانی می.ایستند تا بلکه بتوانند یک رول دستمال توالت خریداری کنند. این کشور همچنین برای واردات این کالا از برخی کشورها نظیر ترینیداد و توباگو، به این کشورها نفت صادر می.کند.

    مهمان گرامی شما نمیتوانید لینک ها را مشاهده کنید. برای ثبت نام و دیدن لینک ها
    Mehrdad, piam and MaJnOoN like this.
    در بازار تبادلات ارزی آنچه پایان پذیر است فرصت های معاملاتی نیست ، سرمایه شماست !

  4. #44
    کاربر فعال

    تاریخ عضویت
    Jun 2014
    نوشته ها
    135
    میزان امتیاز
    491Array = 16
    قدرت امتیازدهی
    16
    pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers
    Array
    " قانون دانه"

    نگاهي به درخت ســـيب بيندازيد. شايد 500 ســـيب به درخت باشد که هر کدام حاوي 10 دانه است.
    خيلي دانه دارد نه؟ ممکن است بپرسيم «چرا اين همه دانه لازم است تا فقط چند درخت ديگر اضافه شود؟»

    اينجا طبيعت به ما چيزي ياد مي دهد. به ما مي گويد:

    «اکثر دانه ها هرگز رشد نمي کنند. پس اگر واقعاً مي خواهيد چيزي اتفاق بيفتد، بهتر است بيش از يکبار تلاش کنيد.»

    از اين مطلب مي توان اين نتايج را بدست آورد:
    - بايد در 20 مصاحبه شرکت کني تا يک شغل بدست بياوري.
    - بايد با 40 نفر مصاحبه کني تا يک فرد مناسب استخدام کني.
    - بايد با 50 نفر صحبت کني تا يک ماشين، خانه، جاروبرقي، بيمه و يا حتي ايده ات را بفروشي.
    - بايد با 100 نفر آشنا شوي تا يک رفيق شفيق پيدا کني.

    وقتي که «قانون دانه» را درک کنيم ديگر نااميد نمي شويم و به راحتي احساس شکست نمي کنيم.
    قوانين طبيعت را بايد درک کرد و از آنها درس گرفت.

    در يک کلام:

    " افراد موفق هر چه بيشتر شکست مي خورند، دانه هاي بيشتري مي کارند "

    در بازار تبادلات ارزی آنچه پایان پذیر است فرصت های معاملاتی نیست ، سرمایه شماست !

 

 
صفحه 5 از 5 نخستنخست ... 345

موضوعات مشابه

  1. دستیار معامله گر
    توسط Mehrdad در انجمن تحلیل های Mehrdad
    پاسخ: 163
    آخرين نوشته: 01-31-2016, 11:19 PM
  2. استراتژی: معامله بر پایه استراتژی c.o.m.a.s
    توسط shahab65 در انجمن مباحث تحلیل تکنیکال توسط اعضا
    پاسخ: 6
    آخرين نوشته: 03-04-2015, 09:12 AM
  3. سوالات: تفاوت تحلیل گری و معامله گری
    توسط روند یاب در انجمن مباحث تحلیل تکنیکال توسط اعضا
    پاسخ: 40
    آخرين نوشته: 10-05-2014, 01:33 AM
  4. معامله در بازار ارز
    توسط PCMAnalyst در انجمن بخش آموزشی وتریدری سطح حرفه ای
    پاسخ: 14
    آخرين نوشته: 09-17-2014, 12:32 AM

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •