سلام مهمان گرامی.شما هنوز ثبت نام نکرده اید برای ثبت نام کلیک کنید تا از همه امکانات فروم بهره مند شوید.

در صورتی که قبلا ثبت نام کرده اید از قسمت ورود در بالای همین صفحه، نام کاربری و پسوردتان را وارد کنید.

اگر رمز عبور یا نام کاربریتان رو فراموش کرده اید از این لینک برای بازیابی آن استفاده کنید.

برای تماس با ما از این فرم استفاده کنید
مقاله پنج مرحله تکامل یک تریدر... - صفحه 3
صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 21 به 30 از 40
  1. #21
    کاربرجدید

    تاریخ عضویت
    Aug 2012
    نوشته ها
    23
    تشکر
    0
    تشکر از ایشان ، 0 بار در 0 پست
    میزان امتیاز
    1Array = 0
    قدرت امتیازدهی
    0
    pcmbrokers
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط پیام نمایش پست ها
    ممنون پیام جان.

    بحث تخصصی در این زمینه یعنی بحث روانشناسی که بنده تخصصش را ندارم.

    شاید بررسی موردی را بتوانیم پیش ببریم آن هم طبق تجربیات شخصی خودمان.

    حالا به نظرت کسی پیدا میشه بیاد مسائلش رو رک و پوست کنده بیان کنه؟

    اگر چنین کسی پیدا بشه میشه قدم به قدم جلو رفت و سعی کنیم دیدگاه فرد را نسبت به این کار واقعی تر کنیم.
    من خودم با این مساله مشکلی ندارم و میام به طور کامل بیان میکنم .

  2.  

  3. #22
    کاربر هزاره

    تاریخ عضویت
    Jan 2012
    نوشته ها
    1,761
    تشکر
    1,684
    تشکر از ایشان ، 4,732 بار در 404 پست
    میزان امتیاز
    6717Array = 103
    قدرت امتیازدهی
    103
    pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers
    Array
    پس میتوان تاپیکهایی داشت مثل صندلی داغ ! و برای هر نفر که دوست داره مشکلاتش رو بیان کنه به صورت متمرکز کار کنیم.

    برنامه از پیش تعیین شده تعریف نمیکنیم و اجازه میدیم که بحثها خودش راه خودش رو پیدا کنه.

    تاپیکهایی با چنین عنوانی در تالار مطالب عمومی.

    one trader in discussion zone - payammm

    !Objects in the mirror are further than they appear


    من يک معامله گر موفق هستم ، زيرا:

    1) لبه هاي خود را کاملا بي طرفانه انتخاب ميکنم.
    2)قبل از ورود به هر معامله ريسک خود را تعيين ميکنم.
    3)يا کاملا اين ريسک را ميپذيرم يا وارد معامله نميشوم.
    4)بدون هيچ درنگ يا محافظه کاري بر طبق لبه هاي خود عمل مي کنم.
    5)همانقدر از بازار سود ميگيرم که موقعيتش را براي من فراهم کرده .
    6)به طور مرتب بر خودم نظارت دارم تا خطا نکنم.
    7)کاملا به لزوم رعايت اين اصول براي موفقيت مستمر دربازار باور دارم،در نتيجه هيچ گاه از آنها تخطي نميکنم. (مارک داگلاس)



  4.  

  5. #23
    کاربرجدید

    تاریخ عضویت
    Aug 2012
    نوشته ها
    23
    تشکر
    0
    تشکر از ایشان ، 0 بار در 0 پست
    میزان امتیاز
    1Array = 0
    قدرت امتیازدهی
    0
    pcmbrokers
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط پیام نمایش پست ها
    پس میتوان تاپیکهایی داشت مثل صندلی داغ ! و برای هر نفر که دوست داره مشکلاتش رو بیان کنه به صورت متمرکز کار کنیم.

    برنامه از پیش تعیین شده تعریف نمیکنیم و اجازه میدیم که بحثها خودش راه خودش رو پیدا کنه.

    تاپیکهایی با چنین عنوانی در تالار مطالب عمومی.

    one trader in discussion zone - payammm
    پیام جان با اینکه تاپیکهای اختصاصی ایجاد بشه مخالف هستم . اینگونه تاپیکها باید به گونه ای باشه که احساس نشه مربوط به شخص خاصی هست چون مسائلی مطرح میشه که همه نسبت به آن درگیر هستند ولی باید سعی کنیم افراد بیشتری به اونجا بیان و نظرات و مشکلات و راهکارهای عملیشون را ارائه کنند .
    اینطوری به نظرم بیشتر جواب میده

  6.  

  7. #24
    کاربر هزاره

    تاریخ عضویت
    Jan 2012
    نوشته ها
    1,761
    تشکر
    1,684
    تشکر از ایشان ، 4,732 بار در 404 پست
    میزان امتیاز
    6717Array = 103
    قدرت امتیازدهی
    103
    pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers
    Array
    احساس میکنم تاپیکهایی که مطالب را کلی مطرح میکنند به اندازه کافی موثر نیستند.

    کمتر پیش میاد که تاپیکهای مدیریت روانی مورد استقبال قرار بگیره. برای همین گفتم کار جدیدی بکنیم.

    اینگونه تاپیکها معمولا پستهای طولانی دارند و به دلیل آنکه تریدری که امروز دارای مشکل است نمیتونه دقیق برای مشکل امروزش راه چاره ای در آن تاپیک پیدا کنه !!!! استقبال نداره!

    وقتی موردی صحبت کنیم معمولا مشکلات ما یک زمینه دارند و مطلب را میشه واقعی پیگیری کرد.

    کلا داستانهایی که در آن فرد حقیقی وجود دارد پر کشش است!!!

    نهایتا با توجه به فعالیت شما در این زمینه من تابع نظرات شما هستم.

    !Objects in the mirror are further than they appear


    من يک معامله گر موفق هستم ، زيرا:

    1) لبه هاي خود را کاملا بي طرفانه انتخاب ميکنم.
    2)قبل از ورود به هر معامله ريسک خود را تعيين ميکنم.
    3)يا کاملا اين ريسک را ميپذيرم يا وارد معامله نميشوم.
    4)بدون هيچ درنگ يا محافظه کاري بر طبق لبه هاي خود عمل مي کنم.
    5)همانقدر از بازار سود ميگيرم که موقعيتش را براي من فراهم کرده .
    6)به طور مرتب بر خودم نظارت دارم تا خطا نکنم.
    7)کاملا به لزوم رعايت اين اصول براي موفقيت مستمر دربازار باور دارم،در نتيجه هيچ گاه از آنها تخطي نميکنم. (مارک داگلاس)



  8.  

  9. #25
    کاربر هزاره

    تاریخ عضویت
    Feb 2012
    محل سکونت
    اهواز
    نوشته ها
    3,029
    تشکر
    1,527
    تشکر از ایشان ، 1,059 بار در 288 پست
    میزان امتیاز
    2536Array = 66
    قدرت امتیازدهی
    66
    pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers
    Array
    من كاملا موافقم !
    در ف ا رک س هر چه کمتر بدانید موفقتر هستید !

    اساس کار در ف ا ر کس مدیریت سرمایه با یک توجیه تکنیکال هست !

    همیشه بیاد داشته باشید انچیزی که در ف.ارکس تمام میشود "فرصتهای معاملاتی" نیست بلکه سرمایه شماست !

    همه نوشتهایم جنبه اموزشی داردو نویسنده هیچ مسئولیتی در قبال خرید و فروش خوانندگان ندارد !





  10.  

  11. #26
    کاربرجدید

    تاریخ عضویت
    Aug 2012
    نوشته ها
    23
    تشکر
    0
    تشکر از ایشان ، 0 بار در 0 پست
    میزان امتیاز
    1Array = 0
    قدرت امتیازدهی
    0
    pcmbrokers
    Array
    این کار را در انجمن آریا انجام دادم . ژورنال ترید و روانشناسی خودم را ثبت میکردم ولی باز هم بیشتر از چند نفر خاص کس دیگه ای بازدید نمیکرد .
    به نظرم باید توی تاپیکهای دیگه به شدت در مورد بعد روانی کار تبلیغ کنیم تا همکاران به اهمیت این موضوع پی ببرند و به تاپیکهای روانشناسی هم سر بزنند .

    پ.ن : اینها همه نظر شخصی هست و میتونه کاملا اشتباه باشه

  12.  

  13. #27
    کاربرجدید

    تاریخ عضویت
    Aug 2012
    نوشته ها
    23
    تشکر
    0
    تشکر از ایشان ، 0 بار در 0 پست
    میزان امتیاز
    1Array = 0
    قدرت امتیازدهی
    0
    pcmbrokers
    Array
    این پست را که مربوط به ذهن و قدرت اون میشه را از انجمن آریا اینجا کپی میکنم .
    پست زننده مطلب آقا بهروز هستند .


    نتيجه آزمايشات بر حيوانات به سادگي به ما نشان مي دهند كه چطور محدوديتهاي ذهني تحميل شده از طرف محيط بر ما تاثير مي گذارد. آزمايشات انجام شده بر كك، فيل و دلفين مثال خوبي هستند:







    كك-ها حيوانات كوچك جالبي هستند آنها گاز مي گيرند و خيلي خوب مي پرند آنها به نسبت قدشان قهرمان پرش ارتفاع هستند .اگر يك كك را در ظرفي قرار دهيم از آن بيرون مي پرد . پس از مدتي روي ظرف را سرپوش مي گذاريم تا ببينيم چه اتفاقي رخ مي دهد .
    كك مي پرد و سرش به در ظرف مي خورد و پايين مي افتد . دوباره مي پرد و همان اتفاق مي افتد! اين كار مدتي تكرار ميكند . سر انجام در ظرف را بر مي داريم و كك دوباره مي پرد ولي فقط تا همان ارتفاع! سرپوش برداشته شده درست است و محدوديت فيزيكي رفع شده است ولي كك فكر مي كند اين محدوديت همچنان ادامه دارد!
    فيل-ها را مي توان با محدوديت ذهني كنترل كرد . پاي فيلهاي سيرك را در مواقعي كه نمايش نمي دهند مي بندند . بچه فيلها را با طنابهاي بلند و فيلهاي بزرگ را با طنابهاي كوتاه به نظر مي آيد كه بايد بر عكس باشد زيرا فيلهاي پرقدرت به سادگي مي توانند ميخ طنابها را از زمين بيرون بكشند ولي اين كار را نمي كنند !
    علت اين است كه آنها در بچگي طنابهاي بلند را كشيده اند و سعي كرده اند خود را خلاص كنند و سرانجام روزي تسليم شده دست از اين كار كشيده اند!
    از آن پس آنها تا انتهاي طناب مي روند و مي ايستند آنها اين محدوديت را پذيرفته اند.

    دكتر ادن رايل يك فيلم آموزشي در مورد محدوديتهاي تحميلي تهيه كرده است . نام اين فيلم "مي-توانيد بر خود غلبه كنيد " است
    در اين فيلم يك نوع دلفين در تانك بزرگي از آب قرار مي گيرد نوعي ماهي كه غذاي مورد علاقه دلفين است نيز در تانك ريخته مي شود . دلفين به سرعت ماهيها را مي خورد . دلفين كه گرسنه مي شود تعدادي ماهي ديگر داخل تانك قرار ميگيرند ولي اين بار در ظروف شيشه اي دلفين به سمت آنها مي آيد ولي هر بار پس از برخورد با محافظ شيشه اي به عقب رانده مي شود پس از مدتي دلفين از حمله دست مي كشد و وجود ماهيها را نديده مي گيرد . محافظ شيشه اي برداشته مي شود و ماهيها در داخل تانك به حركت در مي آيند آيا مي دانيد چه اتفاقي مي افتد ؟ دلفين از گرسنگي مي ميرد غذاي مورد علاقه او در اطرافش فراوان است ولي محدوديتي كه دلفين پذيرفته است او را از گرسنگي مي كشد .
    از آنجا كه نحوه ي عملكرد مغز جانوران از اين نظر بسيار شبيه به هم است ما مي توانيم از اين آزمايشات بفهميم كه ما هم محدوديت هايي را مي پذيريم كه واقعي نيستند. به ما مي گويند يا ما به خود مي گوييم نمي توان فلان كار را انجام داد و اين براي ما يك واقعيت مي شود محدوديتهاي ذهني به محدوديتهاي واقعي تبديل مي شوند و به همان محكمي!
    بايد اين سوال مهم را از خود بپرسيم كه چه مقدار از آنچه ما واقعيت مي پنداريم، واقعيت نيست بلكه پذيرش ماست؟!"

  14.  

  15. #28
    کاربر هزاره

    تاریخ عضویت
    Jan 2012
    نوشته ها
    1,761
    تشکر
    1,684
    تشکر از ایشان ، 4,732 بار در 404 پست
    میزان امتیاز
    6717Array = 103
    قدرت امتیازدهی
    103
    pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط payammm نمایش پست ها
    این پست را که مربوط به ذهن و قدرت اون میشه را از انجمن آریا اینجا کپی میکنم .
    پست زننده مطلب آقا بهروز هستند .


    نتيجه آزمايشات بر حيوانات به سادگي به ما نشان مي دهند كه چطور محدوديتهاي ذهني تحميل شده از طرف محيط بر ما تاثير مي گذارد. آزمايشات انجام شده بر كك، فيل و دلفين مثال خوبي هستند:







    كك-ها حيوانات كوچك جالبي هستند آنها گاز مي گيرند و خيلي خوب مي پرند آنها به نسبت قدشان قهرمان پرش ارتفاع هستند .اگر يك كك را در ظرفي قرار دهيم از آن بيرون مي پرد . پس از مدتي روي ظرف را سرپوش مي گذاريم تا ببينيم چه اتفاقي رخ مي دهد .
    كك مي پرد و سرش به در ظرف مي خورد و پايين مي افتد . دوباره مي پرد و همان اتفاق مي افتد! اين كار مدتي تكرار ميكند . سر انجام در ظرف را بر مي داريم و كك دوباره مي پرد ولي فقط تا همان ارتفاع! سرپوش برداشته شده درست است و محدوديت فيزيكي رفع شده است ولي كك فكر مي كند اين محدوديت همچنان ادامه دارد!
    فيل-ها را مي توان با محدوديت ذهني كنترل كرد . پاي فيلهاي سيرك را در مواقعي كه نمايش نمي دهند مي بندند . بچه فيلها را با طنابهاي بلند و فيلهاي بزرگ را با طنابهاي كوتاه به نظر مي آيد كه بايد بر عكس باشد زيرا فيلهاي پرقدرت به سادگي مي توانند ميخ طنابها را از زمين بيرون بكشند ولي اين كار را نمي كنند !
    علت اين است كه آنها در بچگي طنابهاي بلند را كشيده اند و سعي كرده اند خود را خلاص كنند و سرانجام روزي تسليم شده دست از اين كار كشيده اند!
    از آن پس آنها تا انتهاي طناب مي روند و مي ايستند آنها اين محدوديت را پذيرفته اند.

    دكتر ادن رايل يك فيلم آموزشي در مورد محدوديتهاي تحميلي تهيه كرده است . نام اين فيلم "مي-توانيد بر خود غلبه كنيد " است
    در اين فيلم يك نوع دلفين در تانك بزرگي از آب قرار مي گيرد نوعي ماهي كه غذاي مورد علاقه دلفين است نيز در تانك ريخته مي شود . دلفين به سرعت ماهيها را مي خورد . دلفين كه گرسنه مي شود تعدادي ماهي ديگر داخل تانك قرار ميگيرند ولي اين بار در ظروف شيشه اي دلفين به سمت آنها مي آيد ولي هر بار پس از برخورد با محافظ شيشه اي به عقب رانده مي شود پس از مدتي دلفين از حمله دست مي كشد و وجود ماهيها را نديده مي گيرد . محافظ شيشه اي برداشته مي شود و ماهيها در داخل تانك به حركت در مي آيند آيا مي دانيد چه اتفاقي مي افتد ؟ دلفين از گرسنگي مي ميرد غذاي مورد علاقه او در اطرافش فراوان است ولي محدوديتي كه دلفين پذيرفته است او را از گرسنگي مي كشد .
    از آنجا كه نحوه ي عملكرد مغز جانوران از اين نظر بسيار شبيه به هم است ما مي توانيم از اين آزمايشات بفهميم كه ما هم محدوديت هايي را مي پذيريم كه واقعي نيستند. به ما مي گويند يا ما به خود مي گوييم نمي توان فلان كار را انجام داد و اين براي ما يك واقعيت مي شود محدوديتهاي ذهني به محدوديتهاي واقعي تبديل مي شوند و به همان محكمي!
    بايد اين سوال مهم را از خود بپرسيم كه چه مقدار از آنچه ما واقعيت مي پنداريم، واقعيت نيست بلكه پذيرش ماست؟!"
    پیام جان بسیار مطلب جالبی بود و عجیب در فکر فرو رفتم ...

    نمیدونم چرا یاد فیلم های کریستوفر نولان افتادم !! memento و inception

    به این موضوع ربط مستقیمی ندارن ولی بی ربط هم نیستن ...

    سوالی که دارم

    آیا افراد به تنهایی قادر هستند که این نوع واقعیتهای کاذب نهادینه شده در روانشان را خودشان را پیدا کنند ؟

    !Objects in the mirror are further than they appear


    من يک معامله گر موفق هستم ، زيرا:

    1) لبه هاي خود را کاملا بي طرفانه انتخاب ميکنم.
    2)قبل از ورود به هر معامله ريسک خود را تعيين ميکنم.
    3)يا کاملا اين ريسک را ميپذيرم يا وارد معامله نميشوم.
    4)بدون هيچ درنگ يا محافظه کاري بر طبق لبه هاي خود عمل مي کنم.
    5)همانقدر از بازار سود ميگيرم که موقعيتش را براي من فراهم کرده .
    6)به طور مرتب بر خودم نظارت دارم تا خطا نکنم.
    7)کاملا به لزوم رعايت اين اصول براي موفقيت مستمر دربازار باور دارم،در نتيجه هيچ گاه از آنها تخطي نميکنم. (مارک داگلاس)



  16.  

  17. #29
    کاربرجدید

    تاریخ عضویت
    Aug 2012
    نوشته ها
    23
    تشکر
    0
    تشکر از ایشان ، 0 بار در 0 پست
    میزان امتیاز
    1Array = 0
    قدرت امتیازدهی
    0
    pcmbrokers
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط پیام نمایش پست ها
    پیام جان بسیار مطلب جالبی بود و عجیب در فکر فرو رفتم ...

    نمیدونم چرا یاد فیلم های کریستوفر نولان افتادم !! memento و inception

    به این موضوع ربط مستقیمی ندارن ولی بی ربط هم نیستن ...

    سوالی که دارم

    آیا افراد به تنهایی قادر هستند که این نوع واقعیتهای کاذب نهادینه شده در روانشان را خودشان را پیدا کنند ؟
    سلام

    در بعضی مواقع بله . همین دیشب با یکی از اقوام که بعد 10 سال از انگلستان اومده بود صحبت میکردم دقیقا یاد کک افتادم . ایشون در دو سه سال اول هنوز به تنهایی عادت نکرده بودند و خیلی بهشون سخت میگذشته دقیقا مثل وقتی که کک میپرید و به ظرف برخورد میکرد . ولی الان کاملا به این شرایط عادت کردند و خودشون هم به صراحت این موضوع را عنوان میکردند که زندگیشون شده تک نفره و حوصله هیچ کس را ندارند .
    ولی همیشه به این راحتی نیست و ما انسانها نیاز به شناسایی از خارج از بعد روانی خودمون داریم .
    البته بعضیها توی این مورد خیلی زیاده روی میکنند و فکر میکنند اگر ذهن را به سمت مثبت هدایت کنند این کافیه . ولی در کل اینگونه نیست در کنار اینکه باید ذهن را به سمتی هدایت کنیم که از اسارت این نوع محدودیتها رها بشه باید مشکلات و کاستیهای کار خودمون را هم ببینیم تا بتونیم از اونها عبرت بگیریم و به سمت پیشرفت حرکت کنیم .
    متاسفانه کتابها و سمینارهایی که جدیدا مشاهده میشن که به نوعی معجزه فکر مینامند ( از هر شخصی . شخص خاصی مد نظر نیست ) به قسمت دوم اصلا توجه ندارند و این به نوبه خود موتونه باعث به نتیجه نرسیدن بشه .

  18.  

  19. #30
    کاربر عضو

    تاریخ عضویت
    Aug 2012
    نوشته ها
    86
    تشکر
    0
    تشکر از ایشان ، 0 بار در 0 پست
    میزان امتیاز
    5Array = 0
    قدرت امتیازدهی
    0
    pcmbrokers
    Array
    متن جالبي بود مرسي

  20.  

 

 
صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. دست نوشته های یک تریدر 1998-2012
    توسط fard در انجمن مباحث روانشناسی و مدیریت سرمایه
    پاسخ: 113
    آخرين نوشته: 05-12-2019, 11:38 AM
  2. نصب نرم افزار داینامیک تریدر
    توسط Soozan در انجمن نرم افزارها
    پاسخ: 61
    آخرين نوشته: 03-12-2018, 03:58 PM
  3. پاسخ: 110
    آخرين نوشته: 01-17-2018, 01:51 PM
  4. پنج مرحله تکامل یک تریدر...
    توسط پیام در انجمن بخش آموزشی وتریدری سطح حرفه ای
    پاسخ: 10
    آخرين نوشته: 08-26-2012, 01:26 AM

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •