سلام مهمان گرامی.شما هنوز ثبت نام نکرده اید برای ثبت نام کلیک کنید تا از همه امکانات فروم بهره مند شوید.

در صورتی که قبلا ثبت نام کرده اید از قسمت ورود در بالای همین صفحه، نام کاربری و پسوردتان را وارد کنید.

اگر رمز عبور یا نام کاربریتان رو فراموش کرده اید از این لینک برای بازیابی آن استفاده کنید.

برای تماس با ما از این فرم استفاده کنید
ذهن ثروت ساز - صفحه 2
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 11 به 20 از 24
  1. #11
    مدیر بخش بنیادی

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    نوشته ها
    3,046
    میزان امتیاز
    9634Array = 131
    قدرت امتیازدهی
    131
    pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers
    Array
    تکرار
    ویرایش توسط FundTrader : 11-07-2015 در ساعت 11:38 AM دلیل: تکرار

  2. #12
    مدیر بخش بنیادی

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    نوشته ها
    3,046
    میزان امتیاز
    9634Array = 131
    قدرت امتیازدهی
    131
    pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers
    Array
    لطفا این پست را آرام و با تمرکز مطالعه بفرمایید

    وضعیت مالی شما نتیجه طرح کلی ذهنی شما از پول است .

    طرح کلی ذهنی شما از مسایل مالی، ترکیبی است از افکار، احساسات و عملکردهای شما در زمینه های مالی و اقتصادی .

    فرمول شماره 1:
    طرح کلی ذهنی ⬅ وضعیت مالی

    فرمول 2 :
    افکار ⬅ احساسات ⬅ عملکردها ⬅ نتایج

    فرمول دوم صورتی از قانون جذب یا همان قانون عمل و عکس العمل است.

    در بالاترین بخش این فرمول افکار، تصاویر ذهنی ، باورها و دیدگاه های ما قرار میگیرند.

    در دومین قسمت ، احساسات ما قرار میگیرند.احساسات ما نتیجه مستقیم تمام آن چیزیست که در ذهن ما میگذرد.

    در جایگاه سوم ، اعمال ، اقدامات و عملکردهای ما قرار میگیرند.عملکردی که از روی احساس مثبت انجام گیرد بسیار متفاوت است از عملکردی که نتبجه حسی منفی باشد .

    و در نهایت این اعمال ما هستند که نتایج را در زندگی ما پدیدار میسازند.

    این فرمول در قالب یک فرمول خطی ارائه شد اما در واقع یک چرخه است.چرا که در نهایت نتایج ، روی افکار ما اثر میگذارند و افکار ، احساسات ما را شکل می دهند و احساسات به نوبه خود به اقدامات می انجامند و ......

    کسی که نتیجه ای ضعیف دارد به این فکر میکند که وضع بازار بد است و یا "من نمیتوانم بیشتر از این درامد داشته باشم" و این چرخه معیوب همچنان ادامه پیدا خواهد کرد.و برعکس کسی موفقیت بدست می آورد باورهای مثبت بیشتری را در ذهن خود شکل میدهد و با تکیه بر این باورها ، احساس قدرت و خودباوری بیشتری خواهد کرد و .........

    در ادامه ، راه شکستن این چرخه ی معیوب ارائه خواهد شد و به سمت ذهن ثروت ساز پیش خواهیم رفت.

  3. #13
    مدیر بخش بنیادی

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    نوشته ها
    3,046
    میزان امتیاز
    9634Array = 131
    قدرت امتیازدهی
    131
    pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers
    Array
    طرح کلی ذهنی یک فرد چگونه شکل میگیرد؟
    از دوران کودکی
    از خانواده و مدرسه
    از فرهنگ جامعه

    اینها عوامل اصلی شرطی شدن ذهن ناخودآگاه انسان هستند, چه مثبت باشد چه منفی.

    کودکی که در خانواده و فامیل و کلا در محیط ثروتمند متولد می شود، بدون هیچ زحمتی نصف راه ثروتمند شدن را رفته است.

    شخصی که در خانواده و فامیلی با تحصیلات فوق تخصص رشد می کند، رویایش ورود به دانشگاه نیست ، او به اینکه از کجا فوق تخصص بگیرد می اندیشد.

    کودکی که در برزیل به دنیا می آید نصف راه فوتبالیست شدن را طی کرده است.برزیلیها به ورود به جام جهانی فکر نمی کنند آنها به بردن جام جهانی می اندیشند.

    اکنون همه اینها را برعکس کنید:

    کودکی که در خانواده و محیطی ضعیف رشد می کند کار بسیار سختی در پیش خواهد داشت .( اما نه غیر ممکن)

    تا کنون اندیشیده اید که چرا همه سنگ ها مال پای لنگ است؟
    آیا پای لنگ خودش سنگ ها را جذب نمی کند؟
    اما چگونه میتوان این چرخه علت و معلولی را به نفع خود به کار گرفت ؟

    در فرمول پست قبل گفتیم که افکار و تصاویر ذهنی و باور های یک فرد در نهایت ، زندگی بیرونی او را می سازند و تجربیات زندگی ، به نوبه خود افکار و باورهای او را شکل می دهند .

    این چرخه اگر منفی باشد می تواند مانند گرداب شخص را به درون خود بکشد.

    راه رهایی از این چرخه، برنامه ریزی مجدد ذهن ناخودآگاه ماست.

    در ادامه ، راهکارهای برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه بررسی خواهد شد.

  4. #14
    مدیر بخش بنیادی

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    نوشته ها
    3,046
    میزان امتیاز
    9634Array = 131
    قدرت امتیازدهی
    131
    pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers
    Array
    لطفا با تمرکز و عمیق مطالعه بفرمایید

    برای تغییر نتایج ، باید باور ها و ذهنیت ها را تغیر دهید.

    فرایند تبدیل افکار به نتایج را می توان با برنامه ریزی مجدد ذهن ناخودآگاه ، در کنترل درآورد.

    اکنون فرمول مطرح شده در پست قبلی را بصورت زیر در نطر بگیرید.

    برنامه ریزی⬅ افکار⬅ احساسات⬅ عملکردها ⬅نتایج

    بدون برنامه ریزی مجدد ضمیر ناخودآگاه، شما در راس چرخه خلاقه قرار نخواهید گرفت (اشاره به تجسم خلاق یا همان قانون جذب )

    این برنامه ریزی ذهن ناخودآگاه است که شما را در جایگاهی قرار می دهد که بتوانید زندگی خود را بسازید.

    برای گرفتن نتیجه مطلوب ، باید باور های جدید را جایگزین باورهای فرسوده قبلی نمود.

    باور ها و تصاویر ذهنی ، "قالب" های خواسته ها و اهداف شما را شکل میدهند
    و" احساس " مثبت ، همان چیزی است که این قالب ها را پر میکند.

    با صدایی که برای خودتان قابل شنیدن باشد تکرار کنید :
    "دنیای درونی من ، دنیای بیرونی مرا می سازد"
    "من ذهن یک میلیاردر را دارم"

    تکرار یک جمله، به مرور زمان آنرا به یک باور تبدیل می کند و باور، قوی ترین نیرویی است که یک انسان در اختیار دارد.

    این تمرین می تواند ابتدای حرکت به سمت ذهن ثروت ساز باشد.

    به جاده ثروت سازی خوش آمدید

  5. #15
    مدیر بخش بنیادی

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    نوشته ها
    3,046
    میزان امتیاز
    9634Array = 131
    قدرت امتیازدهی
    131
    pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers
    Array
    ✔ خلاصه پست 1 تا 10

    1- الگو سازی ( و نه تقلید) از افراد موفق یک راه برای موفقیت است.

    2- برای ثروتمند شدن باید ویژگی های شخصیتی یک ثروتمند را داشت.

    3- شما به همان میزان پول خواهید داشت که در باورتان بگنجد.

    4- شما شبیه کسانی خواهید شد که بیشترین رابطه را با آنها دارید ، پس با کسانی نشست و برخواست کنید که ذهنی ثروتمند دارند و از افرادی که ذهنی فقیر دارند تا حد امکان پرهیز کنید.

    5- برای ثروتمند شدن علاوه بر داشتن ذهنی ثروتمند ، شما باید اصول مدیریت کسب و کار خود را نیز بدانید.

    6- ثروتمند کسی است که هم پول دارد هم اعتبار و هم خوشبختی . پس هر پولداری ثروتمند نیست.

    7- طرح کلی ذهنی شما از ثروت ، تعیین کننده وضعیت مالی شما در زندگی است و نه میزان تلاشتان.

    8- وضعیت زندگی شما برآیند اعمال و عملکردهای شماست .اعمال و عملکردهای شما ،عمدتا از روی احساس شما صورت می گیرند. و احساس به نوبه خود، نتیجه افکار و باورهای شماست. پس برای تغییر نتابج باید افکار ، باور ها و دیدگاه ها را تغییر داد.

    9- شرطی شدن ذهن هر فرد از دوران کودکی آغاز می شود.
    برای تغییر در زندگی بیرونی ، فرد باید ذهن خود را دوباره برنامه ریزی کرده و شرطی نماید.

    10- باید باورهای ناکارآمد گذشته را شناسایی کرد و کنار گذاشت سپس باورهای کارآمد جدید را جایگزین آنها کرد و قانون جذب را به نفع خود به کار گرفت.

  6. #16
    مدیر بخش بنیادی

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    نوشته ها
    3,046
    میزان امتیاز
    9634Array = 131
    قدرت امتیازدهی
    131
    pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers
    Array
    مرور
    برای ثروتمند شدن باید شیوه های ثروتمندان را الگو برداری کنید
    هم از لحاظ روشهای تجارت
    و هم از لحاظ طرز فکر

    برای ثروتمند،شدن به عوامل بیرونی :
    دانش تجارت و مدیریت مالی
    و عوامل درونی :
    ویژگیهای شخصیتی و نظام باورها
    بطور همزمان نیاز است

    اغلب افراد از توانایی درونی برای "خلق" و "نگهداری پول های کلان برخوردار نیستند

    ذهن ناخودآگاه ما طی سالیان و در تماس با محیط پیرامون ، شرطی شده و اکنون تصویر و تعریفی کلی از وضعیت مالی ما در آن ترسیم گردیده است و این طرح کلی ذهنی ، وضعیت مالی ما را در جهان بیرون شکل میدهد

    اگر میخواهید در دنیای بیرونتان تغییری به وجود اورید ابتدا باید دنیای درونتان را تغییر دهید .

    ما در دنیای علت و معلول زندگی میکنیم و اگر در دنیای بیرون کارها خوب پیش نمی رود علتش را باید در درون خود،جستجو کنید

    آنچه در دنیای ذهنی شما میگذرد ( افکار، تصاویر ،باورها و دیدگاه ها) در دنیای عاطفی شما منعکس میگردد
    و عواطف شما ، رفتارها و عملکردهای شما را کنترل میکنند
    و عملکردها به نوبه خود به نتایج منتهی می شوند
    و در یک چرخه ، نتایج بیرونی یا همان تجربیات زندگی ما ، بر نظام فکری و باورهای ما تاثیر میگذارند

    شما در مورد پول شرطی شده اید و این شرطی شدن شما را به سوی آینده مالیتان هدایت میکند مگر آنکه خودتان در پرونده های ذهنی مربوط به پول ، آگاهانه و عمدی دخالت کنید و آنها را به نفع خود تغییر دهید

    این فرایند را برنامه ریزی مجدد ضمیر ناخودآگاه گویند
    که در پست بعدی بررسی خواهد شد
    ویرایش توسط FundTrader : 11-07-2015 در ساعت 03:53 PM

  7. #17
    مدیر بخش بنیادی

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    نوشته ها
    3,046
    میزان امتیاز
    9634Array = 131
    قدرت امتیازدهی
    131
    pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers
    Array
    هرکس که مطالب را خوانده یه تشکر زیر این پست بزنه.

  8. #18
    تحلیل گر منتخب فروم

    تاریخ عضویت
    Sep 2011
    نوشته ها
    1,669
    میزان امتیاز
    8129Array = 111
    قدرت امتیازدهی
    111
    pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers
    Array
    سلام آقای موسوی عزیز

    من و همسرم یک سال هست که ازدواج کردیم و بعد از کلی سختی موفق شدیم یک وام 10میلیونی میگیریم...

    میخواستم ببینم امکانش هست که شما برای ما مدیدیت سرمایش در بازار تبادلات ارزی رو در دست بگیرید تا پولمون بیشتر بشه که در نهایت بتونیم یک خونه بخریم؟

    [/b]
    ----------------------------------------------------------------------------------

    مورد دوم


    سلام جناب اقای موسوی

    راستش من لیسانس دارم و بیکار و 8ماه ازدواج کردم و همسرم به خاطره بیکاریم داره از من جدا میشه از طرفی کتفهای دستم هرزه و کارهای سنگین نمیتونم انجام بدم وگرنه شده کارگری هم میکردم

    با بازار تبادلات ارزی اشنایی دارم کلاس هم رفتم 7 ساله قبل دستا پا شکسته پیگیر بودم میخوام با 2 3 هزارتا که تنها پولمه شروع کنم شاید بتونم زندگیمو حفظ کنم

    اگر براتون مقدوره ی سیستم که بهش پایبند باشم و بتونم سود بگیرم رو به من معرفی کنید شرایطه واقعا بدی دارم وگرنه مزاحمتون نمیشدم

    اگر حرفامم رو هم باور نمیکنید از رو پرونده طلاق عکس مگیرم می فرستم واقع نابود دارم میشم

    ممنونم


    ================================================== ==================================

    که بنده به کلیه درخواستهائی که برای تقبل مدیریت سرمایه هست جواب منفی میدهم الان هم با فونت بزرگ مینویسم که عزیزان از بنده چنین مسولیتی نخواهید ، بگذارید رفاقتمون پایدار باشه

    ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


    مهندس عزیز و بزرگوار ، باید تا اندازه ای به خلقیات حقیر اشنا باشید ، برای بنده تعریف و تائید مطالب دوستان خیلی خیلی راحتتره تا بخواهم مطلب عزیزی را نقد کنم ، و شاید این اولین بار در طول زمان حضورم در این فوروم باشه ، و صد البته نقد موضوع بهیچ وجه نقد شخصیت و بزرگواری حضرتعالی نیست ، و مهمتر اینکه باعث شده از این مطلب انتقاد کنم ، شخصیت انتقاد پذیر جنابعالی هست که تاکنون ندیده ام در قبال انتقاد دوستان جبهه بگیرید

    و اما موضوع بر میگرده به ارزش دانستن ثروت و تروت اندوزی ،، اگر بیادتون باشه بنده تا همین دو روز قبل در امضای خود به ارزش فقر با قنا ( نه فقر با گدائی ) اشاره کرده بودم ، و حتی تعدادی شعر از شعرای بزرگ در شماتت ثروت اندوزی گذاشتم ، البته این فقط شما نیستید که ثروت را یک ارزش قلمداد فرمودید دوستان دیگر هم مخصوصا در این اواخر در نوشته هایشان به ان اشاره کرده اند

    جناب مهندس فکر میکنید تعداد افرادی جون دو مورد فوق که همین دو سه روزه با بنده درد دل کرده اند ( اگر موارد مربوط به یکسال قبل را میگذاشتم چند صفحه پر میشد ) در چامعه بحران زده امروز چه تعداد هستند؟؟ انهائی که با مدرک فوق لیسانس در لرستان بعنوان رفتگر استخدام شدند تازه خوش شانس ترین ها هستند

    اگر این مطلب 40 سال پیش ارائه میشد که زمینه کسب ثروت بصورت سالم ( نه با دزدی و قاچاق و مخضوضا اختلاس ) ضمن ایچاد زمینه رقابت سالم در جامعه ؛ به راحتی امکان پذیر بود بنده صمن تائید ، پیشونی مردانه تون را هم میبوسیدم ، ولی در شرایط فعلی ایا داشتن چنین تفکری ، ما را بیمار نخواهد کرد ؟؟

    من یک خاطره از خودم بعرضتون برسونم ، ماه اول بعد از اینکه در سال 56 از پزشگی فارغ التحصیل شدیم ، روزی نبود که از یک وزارت خانه و یا ارتش و یا هواپیمائی و یا شرکت نفت ؛ و ...... نامه ای میامد که ضمن تبریک فارغ التحصیلی ، شرایط ایده ال خودشون را بصورت یک تا مثلا ده مورد مینوشتند و درخواست اینکه با بهترین امکانات به استخدامشون در بیائیم ، الان یک پزشک که فارغ التحصیل میشه ، فکر میکنه در کدوم مسیر بصورت در بست مسافر کشی بکنه ،

    خوب عزیز برادر در جنین شرایطی ایا تجویز کسب ثروت و ارزش دانستن ان ، دردی بر دردهای این بدبخت بیچاره ها اضافه نمیکنه ؟؟؟، این تجویز فقط زمانی از دید بنده مورد قبول خواهد بود که راه کسب ثروت را هم به انها نشان دهیم ، اگر نه ، ایا غیر از قاجاق و دزدی و اختلاس راه دیگری میماند ، وضع این بازار را هم خودتان بهتر از بنده میدانید که هیچ شخصی نیست که سود منجر به ثروت بکنه ( منظورم سود 5 تا ده در صد نیست )

    فرصت را غنیمت دانسته و عرص میکنم که اگر مشاهده میکنید بنده گاهی در امضای خود خلاف اب شنا میکنم بدون باشید که زمینه محکمی برای نوشته و توصیه خود دارم ، هر چند مثل ارزش دانستن فقر با قنا ، مقدار زیادی با عرف جامعه همسو نباشه ، ولی حداقل یک تسکینی برای قلب جریحه دار اشخاصی خواهد شد که داشته و نداشته خود را از دست داده ( شاید در همین بازار ) و در فکر خودکشی هستند

    مورد اخر اینکه بنطرم این یک برداشت یا ترجمه از مقاله غربی باشه که در جامعه انها قابل پذیرشه


    ارادتمند موسوی
    ویرایش توسط مهدی موسوی : 11-08-2015 در ساعت 06:21 PM

  9. #19
    تحلیل گر منتخب فروم

    تاریخ عضویت
    Sep 2011
    نوشته ها
    1,669
    میزان امتیاز
    8129Array = 111
    قدرت امتیازدهی
    111
    pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers
    Array
    سلام مچدد


    مهندس عزیز مطمنا اگر فزصت ویرایش داشتم موضوع زیر را که برداشت شخصی بنده از پست های اخیر چنابعالی هست را به انتهای پست قبلی می افزودم از اینکه اجبارا پست دیگری میزنم عذر میخوام


    مهندس جان از محتوی پست های اخیر چنابعالی بنده چنین برداشت کرده ام که خدا را هزار مرتبه شکر مدتی است در مسیر صعودی زندگیتان قرار گرفته اید که برای بنده باعث خوشحالی است

    ولی مهندس عزیز فکر میکنید چند در صد از جوانان و فارغ التحصیلان دانشگاهی که از خیلی جهات در رتبه شما بودند تونستند چنین رشدی بکنند ؟؟ بنده مطمنم تعدادشون انگشت شمار نیست

    از بنده بپرسید میگویم علتش اینه که در زمان درست در مکان درست واقع شدید و مهمتر تونستید تصمیم درست بگیرید ، شاید در ان لحظه اگر از کوچه بغلی میرفتید کلا سرنوشتتون فرق میکرد

    منطور از این نوشته اینه که یک مورد را عرض کنم و شاید خیلی ها به این دیگاه بنده خنده شون بگیره و اون " پیشانی نوشت " هست ، که هیچ ربطی به زرنگی و نوع اندیشه افراد نداره ، عزیزان بنده این مورد را با پوست و گوشت خود لمس کرده ام امیدوارم از من بپذیرید چون طبق عادت به اتفاقات روی داده جند بار نگاه میکنم انهم از جند جهت ، و موردی که دستگیرم شد یک جمله بیش نیست اینکه ( نه از موفقیت هایمان غره شویم و نه در سختیهایمان اظهار عجز کنیم ] چون هیچ یک پایدار نیست همانگونه که خود انسان نیست


    موفق باشید و همواره در حال پیشرفت
    ویرایش توسط مهدی موسوی : 11-08-2015 در ساعت 07:32 PM

  10. #20
    مدیر بخش بنیادی

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    نوشته ها
    3,046
    میزان امتیاز
    9634Array = 131
    قدرت امتیازدهی
    131
    pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط مهدی موسوی نمایش پست ها
    سلام مچدد مهندس عزیز مطمنا اگر فزصت ویرایش داشتم موضوع زیر را که برداشت شخصی بنده از پست های اخیر چنابعالی هست را به انتهای پست قبلی می افزودم از اینکه اجبارا پست دیگری میزنم عذر میخوام مهندس جان از محتوی پست های اخیر چنابعالی بنده چنین برداشت کرده ام که خدا را هزار مرتبه شکر مدتی است در مسیر صعودی زندگیتان قرار گرفته اید که برای بنده باعث خوشحالی است ولی مهندس عزیز فکر میکنید چند در صد از جوانان و فارغ التحصیلان دانشگاهی که از خیلی جهات در رتبه شما بودند تونستند چنین رشدی بکنند ؟؟ بنده مطمنم تعدادشون انگشت شمار نیست از بنده بپرسید میگویم علتش اینه که در زمان درست در مکان درست واقع شدید و مهمتر تونستید تصمیم درست بگیرید ، شاید در ان لحظه اگر از کوچه بغلی میرفتید کلا سرنوشتتون فرق میکرد منطور از این نوشته اینه که یک مورد را عرض کنم و شاید خیلی ها به این دیگاه بنده خنده شون بگیره و اون " پیشانی نوشت " هست ، که هیچ ربطی به زرنگی و نوع اندیشه افراد نداره ، عزیزان بنده این مورد را با پوست و گوشت خود لمس کرده ام امیدوارم از من بپذیرید چون طبق عادت به اتفاقات روی داده جند بار نگاه میکنم انهم از جند جهت ، و موردی که دستگیرم شد یک جمله بیش نیست اینکه ( نه از موفقیت هایمان غره شویم و نه در سختیهایمان اظهار عجز کنیم ] چون هیچ یک پایدار نیست همانگونه که خود انسان نیست موفق باشید و همواره در حال پیشرفت
    نه دکتر جان همش به شانس و پیشونی نیست . ذهن دارای انرژی مثبت و ریسک پذیری میطلبه که انسان به درجه مساعد نائل گردد. افرادی در تهرآن میشناسم که در همین رده سنی خودم میلیاردرند و در زمینه خرید و فروش مواد اولیه پتروشیمی فعالیت دارند . اول اینکه در خانواده ای در این زمینه رشد کردند و همانطور که در پست ها بیان شد این خود 50 درصد راه را اتومات پیموده ... این مباحث مطرح شده حقایق هست . ما همه یه ورودی های ذهنی داریم که از بچگی وارد ما شده و اکثریت این تفکر را داریم که پول پول می آورد و تا اینکه سرمایه عظیمی نداشته باشیم قادر به شروع کاری نیستیم و فکر میکنیم ثروتمندان از ازل ثروتمند بودند . ما خالق وضعیت موجود هستیم . خیلی ها می بایست حتما در شهر محل سکونت خود گسترش یابند و حاضر به هیچ نوع ریسکی نیستند. نگاه من خیلی وقته آواره غربتم به دلیل پیشرفت در امورات هست. حال به دنبال خرید یک زمین سه هزار متری در عسلویه برای راه اندازی یک شرکت چند منظوره هستم آیا این از آسمان به ذهنم خطور کرد یا شانسی به این شرکت و امورات متمرکز شدم یا نه تلاش و فعالیت نمودم و دریافتم چنین اموراتی سودآور هست ؟ یا اصلا استخدامی من در یک کارگزار بین المللی به نظرتون اتفاقی بوده یا اینکه رزومه قوی و مستند قابل ارائه وجود داشته و سپس مصاحبه و مراحل استخدامی را طی نمودم ؟ بخدا هیچ یک از کارهای مت اتفاقی و شانسی نبوده و عذرمیخوام عذرمیخوام مثل الاغ تلاش و زحمت کشیدم. الانم از وضعیت موجودم راضی ام و از همه وضعیت هایم راضی بودم چون میدانم نتیجه امروزم حاصل تلاش دیروزم هست. انتظار نبایست داشت بنشینیم تو خونه و به دلیل تحصیلات آکادمیک استخدام جای شویم. اتفاقا تحصیلات دانشگاهی ام از کارشناسی تا ارشد هیچ دخلی به تجارت ها و کارهایم نداشته و هیچ استفاده ای از این تحصیلات در زندگانی ام نداشته ام جز ایمکه از یک آدم بیسواد به مهندس تغییر درجه داده و برای سلام و احوال پرسی کاربرد پیدا کرده است. در زمینه بازار هم بهتر اطلاع دارید شانس چیزی را به جای نمیبرد و این علم و کاربرد صحیح آن هست که باعث موفقیت میشود. ممنونم از نظرات خوبتان دکتر جان

 

 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. رازهای ثروت یهود
    توسط روند یاب در انجمن موضوعات عمومی و بحث آزاد
    پاسخ: 44
    آخرين نوشته: 02-03-2015, 02:47 PM

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •