سلام مهمان گرامی.شما هنوز ثبت نام نکرده اید برای ثبت نام کلیک کنید تا از همه امکانات فروم بهره مند شوید.

در صورتی که قبلا ثبت نام کرده اید از قسمت ورود در بالای همین صفحه، نام کاربری و پسوردتان را وارد کنید.

اگر رمز عبور یا نام کاربریتان رو فراموش کرده اید از این لینک برای بازیابی آن استفاده کنید.

برای تماس با ما از این فرم استفاده کنید
رازهاي معامله گران موفق - صفحه 2
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 11 به 20 از 27
  1. #11
    کاربر فعال

    تاریخ عضویت
    Sep 2011
    نوشته ها
    246
    میزان امتیاز
    815Array = 34
    قدرت امتیازدهی
    34
    pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers
    Array
    دنیس گراتمن

    موفقیت در معامله به یادگیری تحلیل های تکنیکال پایه، تکنیک های معاملاتی، عادات خوب در زمینه مدیریت پولامروزی از این نظر خوش شانس هستند و تسهیلات و منابع فراوانی در دسترس آن ها است. وقتی من کار معاملاتی ام را در دو دهه پیش آغاز کردم، منابعی که برای معامله گران خرد وجود داشت بسیار ناچیز بود، تعداد معلم ها و مربی های معاملاتی بسیار کم بود، اینترنت و نشریات و رسانه های تخصصی در این زمینه وجود نداشت و در حقیقت معامله گر واقعاً تنها بود.
    من، بعد از ده سال معامله، در مجموع ضرر کرده بودم. در این دوره بحران هایی هم به وجود آمده بود مثل بحران سال 87 یا جنگ خلیج فارس در سال 91. معامله کردن کار سختی بود. زمانی که توانستم به یک شرکت معاملاتی آمریکایی بروم و یک مربی معاملاتی پیدا کنم، وضعیتم فرق کرد
    .
    من به دنبال خدماتی بودم که یک مربی می توانست به من ارایه کند. مربی من بیش از هر چیز بر روانشناسی تاکید داشت، زمینه ای که من در تمام آن سال ها فراموش کرده بودم. از آن زمان به بعد زندگی من به عنوان یک معامله گر به کلی تغییر کرد و من دیگر در وضعیت سابق قرار نگرفتم. معامله کردن به کار آسانی برای من بدل شد و من توانستم به راحتی سد ها را پشت سر بگذارم
    .
    همانطور که قبلاً گفتم در نظر نگرفتن روند بازار، شما را به خطر می اندازد. اما حالا می خواهم این را هم اضافه کنم که توجه نداشتن به روانشناسی معاملات، موجب عدم موفقیت شما در بازار می شود.
    «شکست این است که کسی از افت و خیزهای خود درس نگیرد، اگر بتوانید از تجارب خود استفاده کنید، بدانید که در مسیر موفقیت گام برمی دارید و نحوه کنترل ذهنتان وابسته است. این یادگیری، مراحل مختلفی دارد. با یادگیری این موارد می توانید به معامله*گری حرفه ای بدل شوید. بعد یک جنبه دیگر وارد عمل می شود، آموزش شخصی و ادامه یادگیری به منظور غلبه بر موانعی که موجب می شود معامله گر به قله ترقی برسد و در طول دوران کاری خود در همین سطح باقی بماند.
    آیا واقعاً به یک معلم یا مربی نیاز دارید؟ بهترین بازیگران گلف جهان فکر می کنند که به مربی نیاز دارند! برای مثال تایگر وودز بیش از 1 میلیون دلار در هر سال برای داشتن مربی هزینه می کند. البته او در هر سال در حدود 50 میلیون دلار درآمد دارد. حتی بهترین ورزشکاران جهان نیز از وجود مربی استفاده می کنند تا بتوانند کار خود را بهتر کنند. شما به این دلیل هزینه مربی می پردازید که بتوانید مسیری که همه معامله گران برای یادگیری طی می کنند را در زمان کوتاه تری پشت سر بگذارید و در عین حال سطح موفقیت خود را بالاتر ببرید. به یاد داشته باشید که اگر شما یک معامله گر حرفه ای هستید و یا می خواهید چنین معامله گری باشید، در حقیقت دارید نوعی تجارت انجام می دهید و باید برای بهبود کارتان هزینه کنید
    .


  2. #12
    کاربر فعال

    تاریخ عضویت
    Sep 2011
    نوشته ها
    246
    میزان امتیاز
    815Array = 34
    قدرت امتیازدهی
    34
    pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers
    Array

    Post ! ترموستات درآمدتان را تنظیم کنید! (1)

    در این نوشتار می*خواهیم به چند نکته*ی ظریف درباره*ی اصول کسب ثروت اشاره کنیم و به دلیل این*که این اصول، بیش*تر در ذهن افراد شکل*می*گیرد، باید برای معماری طرح ثروت در ذهن خود، ضمن *آگاهی بر احساس، اهداف از پیش تعیین*شده*ی آن*را نیز بازسازی کنیم.

    با یک مثال، مسأله را روشن می*کنیم:
    اگر شما دمای ترموستات یک بخاری را روی هر مقداری تنظیم کنید، دمای اتاق نیز براساس همان دما خواهد بود و به همین*ترتیب، میزان تنظیم ذهن شما برای کسب درآمد و ثروتمند*بودن، معرف وضعیت حال شما در این رابطه می*باشد و هرچه معیارهای خود را بالاتر برده و *میزان درآمد و ثروت بیش*تری را طلب کنید، به همان اندازه نیز چشم*انداز و اهداف و برنامه*های خود را طراحی *و تنظیم می*کنید.

    همان*طور که تنها راه برای تغییر *همیشگی دمای اتاق، تنظیم کردن ترموستات بر روی دمای دلخواه است، تنها راه برای تغییر دادن همیشگی میزان درآمد مالی نیز تنظیم کردن ترموستات آن است؛ در غیر این*صورت، همان طرح اولیه*ای که در ذهن خود برای پول دارید، عمل می*کند.

    *پس برای داشتن باورهای عمیق*تر و قوی*تر نسبت به ثروت، هرچه بیش*تر تلاش کنیم و بینش و نگرش خود را نسبت به درآمد بیش*تر و کسب ثروت، ارتقاء دهیم، نتیجه*ی آن، انتخاب*ها و تصمیم*هایی خواهد بود که منجر به دارایی مالی بیش*تر ما خواهد شد و البته و صد*البته لطف و کرم خدای متعال را طلبیدن، بیش از هرچیز می*تواند در عمق*بخشیدن به این دیدگاه، مؤثر باشد.

    از طرفی براساس قانون جذب، وسعت و غنای فکری ما راجع به هر*چیز، باعث به*دست آوردن و در اختیار گرفتن آن چیز می*شود. بنابراین اگر قراراست آهنربای ذهن ما با تفکر در مورد ثروت و پول، باعث جذب آن* شود، بهتر است *یک آهنربای بزرگ و قوی یا یک فکر با ظرفیت و معیار بالا داشته باشیم تا باعث جذب بیش*تر شود. به یاد داشته باشید که اگر از وضع بد مالی خود گله*مندی کنید، در*واقع همان وضع بد مالی را به*سوی خود جذب می*کنید.

    ذکر این نکته*ی مهم، ضروری به*نظر می*رسد که در جاهایی که پول و ثروت، کارآیی کمتری دارد، نباید به اشتباه، ثروت و پول را نفی کرد و آن*را به*درد*نخور پنداشت.
    یادمان باشد که «پول در زمینه*هایی که کاربرد دارد، بی*نهایت مهم است و در زمینه*هایی که کاربردی ندارد نیز بی*اهمیت می*باشد.»

    بعضی*ها سعی*می*کنند به*طور کلی و بدون ذکر مصداق، نقش پول را در زندگی، بی*اهمیت و یا کم*اهمیت جلوه دهند و با این*کار، باعث دفع پول و ثروت از زندگی خود می*شوند.

    درنظر بگیرید اگر شما *به یکی از اعضای خانواده*تان یا دوست و آشنا بگویید که *برای شما بی*اهمیت هستند، به* احتمال زیاد تا مدتی، نزدیک شما آفتابی نمی*شوند؛ همین داستان هم درباره*ی پول وقتی که شما آن*را بی*اهمیت بدانید، اتفاق می*افتد.

    همان*طور که با ابراز عشق و علاقه و صمیمیت بیش*تر نسبت به اعضای خانواده و اطرافیان می*توانید بیش*تر آنان *را مجذوب خود کنید و از کم*ترین ارتباط، به عمق ارتباط برسید، به همین**صورت، با قانع نبودن به یک زندگی معمولی و راحت و نیز احساس نیاز کردن به پول و ثروت،* از ثروت بالایی که کسب می*کنید، می*توانید *خودتان و اطرافیان*تان را غرق در شادی و رفاه کنی

    به عبارت دیگر، اگر هدف شما این است که فقط راحت باشید، هرگز فرصت پول*دار شدن را نخواهید یافت ولی اگر هدف شما پول*دار شدن است، فرصت*های داشتن یک زندگی راحت نیز برای شما به*وجود خواهد آمد*.

    یک دلیل ساده که چرا مردم *ثروتمند نمی*شوند، آن است که آنان مصمم و متعهد به ثروتمند شدن نیستند. درواقع در قفسه*ی بایگانی ذهن آنان باورها و اعتقاداتی وجود دارد که ثروت زیاد داشتن را با موارد منفی آمیخته کرده است.

    به*خاطر همین امر، این افراد وقتی حتی به*صورت شانسی و یا تصادفی هم پول به*دست آورند، به*تدریج آن*را از دست می*دهند چون زندگی با پول زیاد را رنج*آور و مشقت*وار تصور می*کنند یا فکر می*کنند *کسی که ثروتمند است، انسان* حریص و کلاه*برداری می*باشد و یا این*که همه به*خاطر ثروت، به او نزدیک می*شوند و انتظار کمک از او دارند و نیز این*که آرامش نخواهد داشت و جان خود و عزیزانش همیشه در خطر است و سایر اعتقاداتی از این*قبیل که با پاک کردن این اعتقادات و باورهای غلط، می*تواند اولین و بزرگ*ترین قدم را در راه ثرو*تمند شدن و پول*دار شدن بردارد.

    همین الآن می*توانیم اعتقادهای خود را نسبت پول، بر روی یک برگه*ی کاغذ، صادقانه نوشته و سعی*کنیم زیربنای ذهن خود را دربار*ه*ی پول بازسازی کنیم و از افراد مثبت*اندیش و دلسوز نیز در این زمینه کمک طلب کنیم.

  3. #13
    کاربر فعال

    تاریخ عضویت
    Sep 2011
    نوشته ها
    246
    میزان امتیاز
    815Array = 34
    قدرت امتیازدهی
    34
    pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers
    Array

    Post ترموستات درآمدتان را تنظیم کنید! (2)

    در این*جا چند تمرین ذهنی را برای این*که ذهن ما به مقوله*ی ثروت از دیدگاه بصری نگاه کند، ارائه می*کنیم:

    یادمان باشد برای این*که به*طور واقعی ثروتمند شویم، نمی*توانیم فقط به خودمان فکر کنیم بلکه برای بهتر شدن زندگی دیگران نیز باید **تلاش کنیم و هدف خود را در زندگی، بها دادن به مردمان این نسل و آنانی که بعداً به*دنیا می*آیند، قراردهیم.

    درواقع بخشی از مأموریت زندگی خود را در سهیم کردن دیگران در نعمت*ها و ارزش*هایی که در اختیارمان گذاشته شده است، قراردهیم.

    یکی از تعاریف کارآفرینی به این*صورت عنوان می*شود: «کارآفرین عبارت است از شخصی که مشکلات را برای مردم با در*نظر گرفتن سود، حل می*کند».

    البته هرکس با توجه به موقعیت زمانی و مکانی خود در این دنیا می*تواند در این راه، اهداف خاص خود را طراحی کند و هرکس با راه*اندازی یک نوع کسب و کار، به این نیاز جامعه پاسخ دهد.

    یادمان باشد فکر *و عمل کوچک، منجر به ورشکستگی و ناکامی و فکر و عمل بزرگ، منجر به پولدار شدن و معنی*دار شدن زندگی می*شود.

    انسان**های ثروتمند به*جای تفکر بر موانع، بر روی فرصت*ها تمرکز می*کنند و ضمن دیدن نیمه*ی پُر لیوان، ریسک حساب*شده و منطقی برای رسیدن به اهداف خود انجام می*دهند.
    آنان چون نگرشی وسیع و باز دارند، به*طور دائم فرصت*ها را شناسایی کرده و برای استفاده از فرصت*ها،* خطرها را محاسبه می*نمایند و با یک طرح تجاری موفق که شامل چشم*انداز، مأموریت، اهداف، استراتژی*ها و برنامه*ها می*باشد، یک کسب و کار موفق را راه*اندازی می*کنند.

    دوباره یادآوری می*کنیم که به پیشواز خطر رفتن، به*طور لزوم *به معنای باختن نیست و آدم*های ثروتمند، حساب*شده و تحقیق*شده، به*دنبال هدف خود** می*رو*ند و *بر روی آن*چه که می*خواهند، تمرکز می*کنند و آدم*های فقیر بر روی آن*چه نمی*خواهند.

    درواقع زمینه*ای *که شما بر روی آن تمرکز می*کنید، تعیین می*کند که در زندگی، چه موردی برای شما پیدا شود. بنابراین با آگاهی از مسائل و مشکلات، فقط بر روی آن*چه می*خواهید به*دست آورید، تمرکز کنید.

    شما باید قدمی هرچند کوچک در راه آرزوهای خود بردارید و یادتان باشد اولین قدم به*طور معمول، انرژی زیادی از شما می*گیرد. **

    همین حالا به دوروبر خود خوب دقت کنید و با چند نفر از دوستان و نزدیکان خود به*صورت گروهی، شروع به نوشتن فرصت*هایی کنید که به احتمال زیاد *از آن*ها می*توان کسب درآمد کرد و شما از آن*ها غافل بوده*اید.
    در این* حالت از تمسخر، انتقاد و یا استهزاء نظرات دیگران به*طور جدی خودداری کنید.
    *در مرحله*ی بعد به ارزیابی جدی ایده*ها پرداخته و با تمرکز روی داشته*ها و توانایی*های خود و نیز محاسبه*ی خطرات احتمالی، یک طرح ساده برای رسیدن به آن بریزید و با افراد خبره و موفق در آن*کار، مشورت کرده و با استفاده از کلمات تأکیدی مناسب و طلب دعای خیر، تصور کنید به زمان اجرای طرح، نزدیک می*شوید.

    سعی*کنید با افراد منفی*باف و کم*جرأت مشورت نکنید و ازطریق معاشرت با آدم*های ثروتمند، از آنان الگوبرداری کنید و یادتان باشد به هرجا که توجه خود را جلب کنید، انرژی شما نیز در آن جهت جریان می*یابد و نتیجه*ی آن نیز دیر یا زود خود را نشان خواهد داد.

    1- برای خود و دیگران گسترده و بزرگ بیندیشید
    2
    - ضمن تمرکز روی فرصت*ها، باید ریسک کنید

  4. #14
    کاربر فعال

    تاریخ عضویت
    Sep 2011
    نوشته ها
    246
    میزان امتیاز
    815Array = 34
    قدرت امتیازدهی
    34
    pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers
    Array

    Smile

    خواستن توانستن است.
    من بايد موفق بشوم.
    من بايد درستكار باشم.
    من بايد تصميم اساسي براي موفق شدن بگيرم.
    من بايد خوب درس بخوانم.
    من بايد با معدل خوب قبول شوم.
    من بايد تلاش كنم.
    من بايد موانع موفقيت را بردارم.
    من بايد، بايد، بايد...
    راستي راه رسيدن به موفقيت چيست؟
    از اساسي*ترين و اصلي*ترين شرايط موفقيت يك انسان در زندگي فردي و اجتماعي داشتن قدرت «مديريت خود» است. انسان موفق، ريشه همه موفقيت*ها را در درون خود جست*وجو مي*كند.
    منشأ تمام پيروزي*ها در وجود ماست. انساني كه نگاه مثبت و فعال در زندگي دارد خواهان كار، كوشش و تلاش است و براي خود برنامه دارد.
    انسان موفق، زمام زمان را به دست داشته و بهترين بهره را از آن مي*برد. انسان موفق شكست*ها و عقب افتادن*هاي خود را با بهانه*هاي پوچ توجيه نمي*كند.
    كشيدن پا روي زمين، حركت بدون انرژي، چشم*هاي خسته و بي*حال و گاهي خواب*آلود، غرغر كردن و بد و بي*راه گفتن به زمين و زمان، پوشيدن لباس*هايي كه همواره اعتراض به دنبال دارد و ظاهري كه نشان از بي* نشاطي است، تأخير در كارها، اعتراضات و... نشان دهنده نداشتن مديريت خود و زمان است. مديريت به معناي اداره كردن، برنامه*ريزي و حركت در چارچوب آن برنامه به سوي هدف است.
    استفاده مناسب از امكانات تحت اختيار براي پيشرفت، و هر چيز را در حيطه نفوذ و تحت تأثير خود، در جاي و محل شايسته
    و بايسته خود نهادن است. مديريت زمان به معناي برنامه*ريزي كردن، جاي دادن هر چيز به جاي خود در حوزه زمان و تلاش در جهت رسيدن به هدف است. برنامه*ريزي يعني در هر ساعت و هر دقيقه از روز چه كاري را بايد انجام داد تا حركت ما به سوي هدف شتاب داشته باشد. كسي كه برنامه دارد هستي خويش را معني بخشيده است. مي*داند كه ضعف*ها و قوت*هايش چيست، براي رفع موانع و كمبودها و نداشتن*هاي خود برنامه دارد. همين*طور براي تقويت داشتن*ها و توانايي*ها تلاش مي*كند. برنامه*ريزي تلاش هدفمند و دقيقي براي تكامل خود است. مديريت زندگي خود در گرو مديريت زمان است.
    چگونه مي*توان براي خود برنامه*ريزي كرد؟
    بايد تشخيص داد كه در حال حاضر چگونه زندگي مي*كنم، يعني ليست كارها و زمان آن*ها را آن طوري كه بايد تهيه كنم. يك هفته تمام كارهاي روزمره را يادداشت مي*كنم.
    يادداشت*ها را بررسي مي*كنم و كارهايي كه از روي بي*هدفي بوده و ضرورتي براي زندگي من ندارد را مشخص مي*نمايم، خصوصاً اموري كه براي تلف كردن وقت است.
    براي هفته دوم با توجه به شرايط زندگي و برنامه*هاي از پيش* تعيين شده و مفيد، تعيين مي*كنم كه مي*خواهم چه تغييراتي را در زندگي خويش ايجاد كنم و هدفم از اين تغييرات بايد بهبود وضعيت قبلي و يا كيفيت بهتر باشد.
    در مرحله بعد پيش*بيني مي*كنم كه بايد چه تغييراتي را ايجاد كنم آن*ها را ليست مي*كنم، به عبارتي با توجه به هدفم خواسته*هايم را از خودم مشخص مي*كنم، مثلاً مي*خواهم پايه درس رياضي*ام بهتر شود و يا تغيير مثبتي در اخلاقم ايجاد شود، تمام خواسته*ها را مشخص و ميزان آن را معلوم مي*كنم.
    در اين مرحله براي هفته سوم بر اساس خواسته*هايم براي خود برنامه*ريزي مي*كنم، و قبل از آن خواسته*ها را تعديل مي*كنم، با زبان ساده*تر از كم شروع مي*كنم و كم*كم سعي مي*كنم به خواسته*هاي حقيقي خود برسم. اكثر كساني كه نمي*توانند به برنامه خود عمل كنند كساني هستند كه از همان ابتدا برنامه سنگيني براي خود تدارك مي*بينند و چون در عمل احساس ناتواني مي*كنند از برنامه داشتن منصرف مي*شوند و تا دو هفته اين برنامه را ادامه مي*دهم. در اين مرحله زمان را مشخص نمي*كنم و فقط كارهاي خوب و پيش*بيني*هاي خود را بين روزهاي هفته تقسيم مي*كنم، مثلاً روز شنبه بايد يك ساعت ادبيات و يك*ونيم ساعت زبان انگليسي و دو ساعت رياضي بخوانم و براي روزهاي ديگر هفته با توجه به شرايطم مقدار زماني و يا مقدار درسي كه بايد خوب بفهمم را معين مي*كنم.
    برنامه* را به اجرا مي*گذارم. هر شب قبل از خواب بر كارهاي خود نظارت كرده و در مقابل خواسته*هاي روزانه*ام، ميزان عملكرد خود را مشخص مي*كنم، مثلاً در مثال قبلي، قبل از خواب روز شنبه بررسي مي*كنم كه چه قدر ادبيات يا زبان و يا...
    خوانده*ام. ممكن است درس ادبيات نياز به چهل و پنج دقيقه مطالعه باشد و درس زبان نياز به دو ساعت و همين*طور براي كارهاي ديگر، آن چه انجام داده*ام را صادقانه و با دقت يادداشت مي*كنم.
    در پايان هفته عملكرد خود را جمع*بندي كرده با هدف و خواسته*هايم و پيش*بيني ابتداي هفته مقايسه مي*كنم. هدفم از اين كار داشتن برنامه است و عادت*كردن به برنامه داشتن.
    در مرحله بعد خواسته*هاي دقيق*تر و واقع*بينانه*تري را پيش*بيني نموده و هفته بعد را مصمم*تر به برنامه*ام عمل مي*كنم. اين عملكرد را بررسي كرده اگر در پايان هفته از آن نسبتاً راضي بوده*ام و احساس خوبي از عمل كردن به آن داشتم برنامه را صرفاً براي عادت شدن ادامه مي*دهم و اگر راضي نبودم سعي مي*كنم برنامه هفته بعد را واقع*بينانه*تر در نظر بگيرم تا به رضايت نسبي برسم. حالا من ديگر برنامه* دارم مي*خواهم وضعيت خود را بهبود بخشم. بهتر است كم كم خواسته*هاي پيش*بيني شده ابتداي هر هفته را متناسب هدفم كنم تا به هدف برسم.
    مي*دانم كه از برنامه داشتن مهم*تر عمل كردن به آن است. بر خود نظارت دقيق مي*كنم، اهدافم را مي*نويسم و در جايي كه مدام جلوي نظرم باشد قرار مي*دهم، خودم خودم را تشويق مي*كنم، از خدا مدد مي*خواهم، از اعضاي خانواده مي*خواهم قبل از برنامه*ريزي جمعي در خانه برنامه من را هم در نظر داشته باشند.
    حالا كه چهار هفته است با برنامه عمل مي*كنم با توجه به توانم دو نكته ديگر را وارد برنامه*ام مي*كنم؛ اول خواسته*هايي كه براي بهترشدن دارم، يعني كم*كم برنامه*ام را سنگين*تر و خواسته*هاي بيشتري را از خود طلب مي*كنم. مسلماً اكنون قادر خواهم بود كمي به خودم سختي هم بدهم. دوم عنصر زمان را هم بايد در برنامه*هايم بياورم، مثلاً مشخص كنم كه از ساعت پنج تا پنج وچهل و پنج دقيقه به مطالعه و يادگيري عربي مي*پردازم و حداقل سه هفته اين برنامه را ادامه داده و هر تغييري كه باعث بهبود شرايط من مي*شود ايجاد مي*كنم.
    اكنون من موفق شده*ام كه به بهترين شكل ممكن براي خود برنامه*ريزي درسي انجام دهم و به آن عمل كنم. احساس رضايتي كه به من دست داده را نمي*توانم وصف كنم. از خدا بابت اين توفيق شاكرم.
    اين زماني است كه مي*توانم از خود انتظار داشته باشم كه نه تنها براي درس بلكه براي بهترين شدن*ها در زندگي برنامه* داشته باشم، براي مطالعات غير درسي*ام، ديدن فيلم و نشستن پاي كامپيوتر و ارتباط با دوستانم، همه حساب شده است. برنامه* اوقات فراغتم برنامه خودسازي است نه... ديگر بي*هدف در خيابان*ها پرسه نمي*زنم، همين طوري با تلفن حرف نمي*زنم، كنار كامپيوتر و...
    حالا حتي تفريح و سرگرمي من هم براي تقويت قواي ذهني و نشاط روحي*ام است و توسط خودم انتخاب مي*شود و براي همه كارهايم با فكر انتخاب مي*كنم كه چه كنم؟
    من مي*توانم سر رشته زندگي خويش را در دست بگيرم. من مي*دانم تنها راه موفقيت اول خودشناسي و بعد بر اساس آن خودسازي است و داشتن برنامه و عمل كردن به آن و نظارت و كنترل خود يعني قدر*تمند شدن و پيروز شدن بر تمام موانع راهم. موفقيت من دليلش: لطف خدا، محبت و همراهي و ياري خانواده*ام و معلمانم و همراهي دوستان خوب و عاقلم، اراده، تلاش، پشتكار، مصمم و اميد به آينده و اميد به موفقيت است.

  5. #15
    ادمین

    تاریخ عضویت
    May 2010
    نوشته ها
    196
    میزان امتیاز
    1095Array = 41
    قدرت امتیازدهی
    41
    pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers
    Array
    یکی از بهترین تاپیک های فروم. از اهداء این همه انرژی مثبت به خوانندگان جدا سپاسگزارم.
    کارگزار بورس کالا و ارز دوبی - DGCX
    رگوله و دارای مجوز افتتاح حساب برای ایرانیان
    ما مفتخریم که تنها بروکر %100 ایرانی یک بازار خارجی ارز و کالا می باشیم

  6. #16
    کاربر فعال

    تاریخ عضویت
    Sep 2011
    نوشته ها
    246
    میزان امتیاز
    815Array = 34
    قدرت امتیازدهی
    34
    pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers
    Array

    این 18 قانون ترید را همیشه به خاطر داشته باشید !

    این 18 قانون ترید را همیشه به خاطر داشته باشید ! ::
    قواعد تریدینگ

    1- روند دوست ماست :


    در بازار صعودي Buy و در بازار نزولي Sell انجام دهيد و سعي در ايجاد بازدهي ناشي از بازگشت قيمت نداشته نباشيد. به خاطر داشته باشيد نداشتن Position خود يك Position است.

    2- اگر خواهی نشی رسوا:
    آن چيزي كه در حال قوی شدن است؛ را بخريد و آن چيزي را كه در حال ضعيف شدن است بفروشيد. عموما افراد وقتي قيمت پايين مي آيد اقدام به خريد مي كنند در حاليكه حرفه ايها وقتي مي خرند كه قيمت در حال بالا رفتن است. قاعده بقا اين نيست كه "پايين بخر و بالا بفروش" بلكه به اينصورت است كه "بالا بخر و بالاتر بفروش". از اين گذشته وقتي در يك گروه در حال مقايسه هستيد قويترين را بخريد و ضعيف ترين را بفروشيد.

    3- همیشه بهترین باشید:



    وقتي مي خواهيد وارد يك تريد شويد آنچنان سنجيده وارد شويد كه آن تريد قابليت اين را داشته باشد كه بهترين تريد سال شما باشد. آن چنان تدبير كنيد گويي كه يك عمليات جنگي در پيش داريد. سپس مجموعه اي از احتمالات و برنامه هايي براي خروج از ماركت تنظيم نماييد.

    4- در جهت روند بازار خود را تقویت کنید:


    به هنگام بازگشت هاي كوچك بازار به حجم تريد خود اضافه كنيد. در ماركت صعودي روي خطوط حمايت (Support) و در بازارهاي نزولي روي خطوط مقاومت (Resistance) اقدام دوباره به تريد نماييد. در سطوح 33 تا 50% اولين اقدام را جهت سنگين نمودن Position خود انجام دهيد.

    5- صبور باشید:

    صبور باشيد. وقتي زمان مناسب براي ورود به يك تريد را از دست داديد منتظر تصحيح قيمت بمانيد تا در نقطه مناسب وارد تريد شويد.

    6- طاقت پولدار شدن رو داشته باشید:


    صبور باشيد. زمانيكه وارد يك تريد شديد به آن زمان بدهيد تا توسعه پيدا كند و زمان بدهيد تا سود مورد انتظار شما را بسازد.

    7- سودهای بزرگ؛ فکرهای بزرگ
    صبور باشيد. شايد بدترين ضرب المثلي كه گفته شده اين است كه "يك مو از خرس كندن غنيمت است" يا "به سود كم قانع باش". در حقيقت كسب سودهاي كوچك نهايتا به ضرر ختم خواهد شد. بستن Position ها با سود كم به آنها اجازه نمي دهد تا توسعه پيدا كنند و بزرگ شوند. پول هاي درست و حسابي معمولا از 2 يا 3 تريد بزرگ در سال بوجود مي آيند كه به تدريج بزرگ شده اند. شما بايد اين توانايي را در خودتان ايجاد كنيد كه نسبت به تريدهاي سودآور صبور باشيد تا اجازه يابند كه جزء بهترين تريدها باشند.

    8- به تحلیل تان ایمان بیاورد:
    صبور باشيد. وقتي كه يك تريد را شكل مي دهيد به آن زمان بدهيد تا كار خودش را انجام دهد. به او زمان بدهيد تا از نوسانات اتفاقي در امان بماند. به او زمان بدهيد تا ديگران شايستگي آنچه را شما زودتر از آنها به آن پي برده ايد مشاهده كنند.

    9- چشم ها را باید شست؛ جور دیگر ...!
    [IMG]p4.fotolia.com/jpg/00/01/54/53/110_F_1545316_mcQg8AHWcwOUxPRXVShAKUAzRKDo3N.jpg[/IMG]
    نا شكيبا و بي تاب نباشيد. معمولا ضررهاي كوچك و ضررهاي سريع و كوتاه مدت بهترين ضررها هستند. از دست دادن پول آنقدر مهم نيست. بلكه آنچه مهم است اين است كه آن ضرر سرمايه ذهني و فكر شما را به دست مي گيرد و شما را خسته ميكند. تا زمانيكه به يك تريد شكست خورده مي انديشيد اين گونه خواهد بود.

    10- بر اشتباهاتان پافشاری نکنید:
    هرگز و تحت هيج شرايطي به يك تريد زيان آور اضافه نكنيد و میانگین و معدل نگيريد. چنانچه شما در حال خريد هستيد هيچ خريد ديگري نبايد پايين تر از قيمت قبلي صورت گيرد. واگر شما در حال فروش هستيد هيچ فروش ديگري نبايد بالاتر از قيمت قلبي انجام شود. اين موضوع را آويزه گوش خود قرار دهيد.

    11- آهسته اما پیوسته:


    آن كاري را كه به نفع شماست بيشتر انجام دهيد و آن كاري را كه به ضرر شماست كمتر. هر روز نگاهي به Position هاي خود بيندازيد و سعي كنيد به آنهايي كه بازدهي بيشتري داشته اند بيافزاييد و از آنهايي كه بي ثمر بوده اند بكاهيد. اين امر پايه و اساس ضرب المثلي است كه ميگويد "كاري كه يك بار نتيجه داد دوباره هم نتيجه مي دهد" وبرعكس آن "آدم عاقل از يك سوراخ دوبار گزيده نمي شود".

    12- منطقی و با تحلیل باشید:


    تا زمانيكه عوامل تكنيكال و فاندامنتال يكديگر را تاييد نكرده اند تريد نكنيد. اين قاعده يك فروتني كارشناسانه است. من نگران نيستم و غمي ندارم. چون تا زمانيكه مطمئن نشوم قواعد ساده تكنيكال كه من از آن پيروي مي كنم و تحليل هاي فاندامنتال من در يك جهت حركت مي كنند اقدام به تريد نمي كنم. بعد از آن ميتوانم با قدرت و اطمينان عمل كنم و با صبر و حوصله و فرصت كافي Position بگيرم.

    13- سیستم خود را خاموش کنید:


    زمانيكه ضرر زيادي در اصل سرمايه خود تجربه كرديد برويد و مدتي استراحت كنيد. تمام Position هاي خود را ببنديد و تريد را براي چند روز متوقف كنيد. ذهن شما مي تواند خودش را بازسازي كند و دوباره براي قاعده ضرر خوب ضرر سريع و كم آماده شود. اصرار بر اينكه "من بايد پولم را برگردانم" بسيار خطرناك است و بايد طرد شود.

    14- جسارت را تجربه کنید:
    وقتي وضعيت تريدينگ شما خوب است قدري بزرگتر تريد كنيد. همه ما زمانهاي غير قابل باوري را كه همه Position هاي ما مثبت و پربازده بوده اند تجربه كرده ايم. وقتي جنين اتفاقي افتاد جسورانه تر و بزرگتر تريد كنيد. ما بايد فرياد خوشحالي بزنيم و تا زماني كه درهاي خوش اقبالي و خوش وقتي به روي ما باز است اينطور عمل كنيم.

    15- قواعد بازی را بلد باشید:


    هنگامي كه يك Position سودمند داريد حداكثر بين 4/1 تا 2/1 به آن اضافه كنيد. اين كار باعث مي شود تا متوسط قيمت شما كمتر از‘ نصف سود شما به ضرر شما حركت كند و اين امنيت را براي شما ايجاد كند تا از هم اكنون بدون نقطه اي ضرر تا 50% بازگشت ماركت را تحمل كنيد و آن موقع هنوز هم در سود هستيد.

    16- گلادیاتور یا تریدر ؟


    شبيه يك پارتيزان و مبارز جنگجو رفتار كنيد. ما آرزو داريم كه همواره در طرف برنده جنگ بجنگيم نه اينكه وقت و سرمايه خود را با تلاش بيهوده در طرف ديگر براي اينكه غرورآميز در پايين بخريم و در بالا بفروشيم هدر دهيم. وظيفه ما اين است كه در كنار نيروهاي برنده براي كسب سود بجنگيم. اگر طرف برنده اي وجود ندارد شما هم لازم نيست بجنگيد.

    17- عرش ها و فرش ها:


    بازارها نقاط بالايي را با سرعت و شدت شكل مي دهند و درعوض نقاط پاييني را به آهستگي لمس مي كنند.

    18- من نابغه ام ... "؟!". "از علامت سوال تا علامت تعجب"


    در يك بازار صعودي معمولا 50% يا بيشتر از 50% بازدهي در 10% آخر دوره صعود اتفاق مي افتد. بنابراين 50% ابتدايي بازده مورد انتظار ما در حدود 90% از كل زمان رشد را به خود اختصاص مي دهد و قاعدتا نيازمند بيشترين تحمل و پشتيباني خواهد بود. مديريت اين زمان به مراتب مشكل تر از مديريت زمان 50% آخر بازدهي خواهد بود.
    در اين قواعد هيج نبوغي نهفته نيست. آنها يك سري احساس عمومي (Common Sense) هستند و نه چيز ديگر. اما همانطور كه والتر ميگويد: "احساسات عمومي غيرعادي اند" (Common Sense is Uncommon). تريد يك كسب و كار مبتني بر احساس عموم است. وقتي ما بر خلاف احساس عموم تريد مي كنيم ما خواهيم باخت. شايد نه هميشه اما به دفعات و نهايتا خواهيم باخت.
    با روشهاي ساده تريد كنيد. از متدولوژيهاي پيچيده كه سيستم هاي تكنيكال را مبهم مي سازند دوري كنيد و فقط بر طبق ترندهاي اصلي تريد كنيد.
    به نقل از خبرگزاری بازار تبادلات ارزی ایران

  7. #17
    کاربر فعال

    تاریخ عضویت
    Sep 2011
    نوشته ها
    246
    میزان امتیاز
    815Array = 34
    قدرت امتیازدهی
    34
    pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers
    Array
    مارک داگلاس، نويسنده کتاب Trader منظم مي گويد: «پوزيشن هاي زيان ده را، به مجرد آن که متوجه شديد زيان ده هستند، متوقف کنيد! زماني که ضررها اين گونه مشخص مي شوند و بلافاصله جلوي آن ها گرفته مي شود، ديگر چيزي براي دست دست کردن، بالا-پايين کردن، سنجيدن و يا قضاوت کردن نمي ماند و نتيجتاً چيزي نمي ماند که بتواند شما را وسوسه نمايد. بدين ترتيب تهديدي براي اين که به خود اجازه دهيد که مرتکب اشتباهي بزرگ و خسارتي عظيم شويد از بين خواهد رفت! اما اگر چشم باز کرديد و ديديد که در حال دست دست کردن و بالا و پايين کردن و شک و شبهه هستيد، در اين صورت يا نمي دانيد که ضرر چيست و يا جلوي آن را بلافاصله بعد از آن که آن را تشخيص داده ايد، نگرفته ايد. در هر دو حالت اگر اين کار را نکنيد و پوزيشن شما بازگردد و به شما سود دهد، با اين کار خود، رفتاري نادرست را در خود تقويت کرده ايد که بدون شک منجر به يک فاجعه براي شما خواهد شد. و چنان چه پوزيشن بازنگردد و ضرر بيشتر شود، آن گاه با اين کار يک چرخه عذاب براي خود ساخته ايد که وقتي که شروع شد، متوقف کردن آن بسيار دشوار خواهد بود.»

  8. #18
    کاربر فعال

    تاریخ عضویت
    Sep 2011
    نوشته ها
    246
    میزان امتیاز
    815Array = 34
    قدرت امتیازدهی
    34
    pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers
    Array
    چه کسانی در این بازار موفق می شوند؟

    ویژگیهای یک معامله گر موفق :

    1- منظم ودقیق باشد .

    2- اعتماد به نفس قو ی داشته باشد .

    3- صبور ومستقل باشد .

    4- توانایی مدیریت سرمایه را داشته باشد .

    5- واقع بین وهدفمند باشد .

    6- به تمام قوانین تجزیه وتحلیل بازار آگاه باشد .

    اندیشه از تجربه به دست نمی آید بلکه از تفکر روی تجربه و تلفیق آن دو به دست می آید .

    ----------------------------

    ده قانون طلایی برای کسب موفقیت در این بازار :

    1- همواره برای معاملات خود استراتژی داشته باشید .

    2- اگر شک دارید و مطمئن نیستید معامله نکنید .

    3- صبور باشید و احساساتی عمل نکنید .

    4- حریص نباشید و در هنگام ضرر وحشت نکنید .

    5- در بازار های متفاوت مالی به طور همزمان معامله نکنید ، بخصوص اگر تازه وارد هستید .

    6- روند بازار دوست شماست با او همسو گردید ، به زور معامله نکنید .

    7- رو ی تمامی سرمایه خود ریسک نکنید .

    8- برای پوزیشنهای خود حد ضرر و سقف سود بگذارید تا بتوانید ضرر های خود را محدود کرده و سود خود را به موقع از بازار بگیرید .

    9- در یک روز چند معامله انجام ندهید زیرا باعث می شود کنترل خود را از دست داده و تصمیم درست ومنطقی نگیرید .

    10- در این بازار دانش برابر با درآمد است پس ابتدا دانش کافی را بدست آورید، بعد به دنبال کسب درآمد باشید.

    رویدادها همیشه قابل کنترل نمی باشند اما افکار و عملکرد انسانها قابل کنترل است .


    دو گروه موفق در این بازار عبارتند از :
    1- بروکرها .

    2- ده درصد معامله گرانی که علم کافی دارند و قوانین معامله را رعایت می کنند .

    موفقیت ذاتی نیست بلکه اکتسابی است.

  9. #19
    کاربر فعال

    تاریخ عضویت
    Sep 2011
    نوشته ها
    246
    میزان امتیاز
    815Array = 34
    قدرت امتیازدهی
    34
    pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers
    Array
    از استاپ خوردن لذت ببرید
    یکی از هنر های تریدر های بزرگ این است که استاپ خوردن و از بازار خارج شدن را دوست دارند البته ایم به این معنی نیست که از استاپ خوردن خوشحال باشیم بلکه از این خوشحال باشیم که از معمله ایی که پتانسیل سود نداشته قبل از اینکه ضررجبران پذیر نباشد خارج شده ایم
    اکثر تریدرهای جوان پس از مدت ها ضرر دادن به این نتیجه می رسند ولی تریدر های بزرگ به راحتی قبول می کنند که مارکت در جهت ÷یش بینی آنها حرکت نمی کند و به راحتی با ضرر اندک خارج شده و منتظر موقعیت بعدی می مانند.
    شاید دلیل اصلی اینکه خیلی ها نمی توانند از معاملات ضرر ده خود خارج شوند این است که معامله ضرر ده را بازتابی از خود می بینند.
    معاملات ضرر ده شما را به عنوان یک انسان تنزل نمی دهد . شما معاملات ضرر ده خود نیستید . شما معاملات سود ده خود نیز نیستید سود و ضرر به سادگی نتیجه شغلی است که انتخاب کرده اید هر چه زودتر از معاملات ضرر ده خود خارج شوید زودتر امکان پیدا کردن موقیعت سود ده برای شما ایجاد می شود چیزی که از ضرر کردن دردناک تر است تبدیل ضرر های قابل جبران به غیر قابل جبران است همیشه مارکت به تقطه ایی که آغاز کرده اید بر میگردد ولی کی ؟

  10. #20
    کاربر فعال

    تاریخ عضویت
    Sep 2011
    نوشته ها
    246
    میزان امتیاز
    815Array = 34
    قدرت امتیازدهی
    34
    pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers pcmbrokers
    Array
    پوزبشن انتقامی
    تنها دلیل پوزبشن انتقامی این است که ما حرکت مارکت را باعث استاپ و ضرر خود می دانیم
    ولی کسی جز خود ما مسول این ضرر نیست . یکی از مشکلات روحی ترید که ناشی از ذات انسانی است انداختن تقصیر به گردن دیگران و مبرا جلوه دادن خود است و در اینجا که فقط ما هستیم و مارکت و مسلما ما مسول این ضرر نیستیم پس مارکت باید مجازات شود و ما با چند پوزیشن دیگر اعلام جنگ می کنیم که در اکثر موارد جز ضرر بیشتر نتیجه ایی ندارد.
    مشکل بعدی وقتی است که پوزیشن روز بعد وارد سود شود . فرض کنید ما 200 پیپ ضرر کرده ایم که تقصیر مارکت است که طبق پیش بینی ما حرکت نکرده حالا 100 پیپ در سود هستیم . آیا راضی هستیم . ننننننننننننه!!! ما همون 200 پیپ را می خواهیم .
    ولی نکته این است که حرکت مارکت در هر لحظه برآیند بای و سل تمام تریدر هاست و اینکه ما کجا وارد شده ایم و جه انتظاری داریم هیچ اهمیتی ندارد. و بعلاوه هیچ دو پوزیشنی با هم مربوط نیستند و تا زمانی که ما مسولیت ضرر ها رو قبول نکنیم و به عبارتی let it go نباشیم نمی توانیم پوزیشن های سود ده را از ضرر ده مجزا کنیم و قبول کنیم که از هر پوزیشن به اندازه قدرت حرکت خودش انتظار داشته باشیم.
    روش برنده حرکت همراه مارکت است نه در خلاف جهت ان.

 

 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. چطور در معامله ام موفق شدم؟
    توسط PCM در انجمن مباحث روانشناسی و مدیریت سرمایه
    پاسخ: 9
    آخرين نوشته: 09-01-2016, 12:04 AM
  2. یک فرصت برای تریدرهای موفق
    توسط PCM در انجمن پی سی ام بروکرز
    پاسخ: 15
    آخرين نوشته: 12-17-2013, 02:54 PM

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •